همه می‌توانند شطرنج بازی کنند

همه می‌توانند شطرنج بازی کنند

گاهی برای فهمیدن یک نمایش سیاسی، لازم نیست کارشناس اطلاعاتی باشید؛ کافی است کمی به تناقض‌ها نگاه کنید.

مسئله اینجاست که بعضی سیاستمداران ظاهراً آن‌قدر به قدرت خود اطمینان دارند که تصور می‌کنند دیگران چیزی نمی‌فهمند. انگار مردم فقط باید صحنه را تماشا کنند، روایت رسمی را بشنوند، سر تکان بدهند و سؤال هم نپرسند.

اما دنیا مدت‌هاست این‌گونه کار نمی‌کند.

دولت‌ها ماهواره دارند، آژانس‌های اطلاعاتی دارند و هزاران چشم و گوش در نقاط مختلف جهان. بنابراین وقتی روایت‌ها با واقعیت جور درنمی‌آیند، طبیعی است که سؤال ایجاد شود.

چگونه ممکن است ترکیه نداند نیروهایش کجا مستقر هستند؟ یا آمریکا نتواند اطلاعات مربوط به اسرائیل را بررسی کند؟

آیا واقعاً قرار است باور کنیم گزارش‌های متناقض تصادفی‌اند؟ آیا همه چیز فقط یک سوءتفاهم ساده است؟

یا قرار است ما باور کنیم همه دنیا ساده‌لوح شده‌اند؟

این دیگر فقط یک روایت سیاسی نیست؛ این توهین به شعور افکار عمومی است.

اگر اوضاع واقعاً آن‌قدر خطرناک است که جنگ میان اسرائیل و ترکیه قریب‌الوقوع باشد، پس چرا متحد اسرائیل چنین صحنه‌های باشکوهی را به نمایش می‌گذارد؟

بله، آنچه در ملأعام می‌بینیم الزاماً واقعیت پشت پرده نیست. دقیقاً به همین دلیل است که من می‌گویم: این ماجرا بیشتر از آنکه بوی جنگ بدهد، بوی بازی می‌دهد.

بازی بر سر سوریه.
بازی بر سر نفوذ.
بازی برای موازنهٔ قدرت.
و شاید هم بازی برای فرستادن پیامی به ایران.

اما اگر هدف واقعاً ارسال پیام به ایران بوده، به نظر می‌رسد طراحان نمایش یک نکتهٔ بسیار مهم را فراموش کرده‌اند:

ایران میان صدای بمب‌ها تصمیم نمی‌گیرد.

ایران سال‌هاست با تهدید، تحریم، عملیات نظامی، ترور، فشار سیاسی و محاصرهٔ اقتصادی زندگی کرده است.

بنابراین تصور اینکه چند حمله در سوریه بتواند تهران را وادار کند تمام محاسبات منطقه‌ای خود را کنار بگذارد، بیشتر شبیه یک شوخی سیاسی است تا یک استراتژی جدی.

می‌توان از جمهوری اسلامی متنفر بود. می‌توان با تمام سیاست‌هایش مخالف بود.

اما هیچ‌کدام از اینها مجوز انکار هوش، تجربه و قدرت محاسباتی ایران نیست.

حقیقت را باید دید؛ نه آن چیزی را که دوست دارید حقیقت باشد.

و پایان نمایش؟

هشت حمله به یک پایگاه، بدون «هیچ تلفاتی».

سوریه گفت قرار نبوده آنجا پایگاه دائمی ترکیه باشد.

ایالات متحده گفت اطلاعات مربوط به این حمله اشتباه بوده است.

و بعد هم آمریکا به دنبال راهی برای جلوگیری از درگیری میان اسرائیل و ترکیه رفت.

حالا از خودتان بپرسید:

این جنگ است یا یک بازی سیاسی بسیار بزرگ‌تر؟

اامالبته پاسخ من واضح است.

برخی آن‌قدر به قدرت خود مغرور شده‌اند که تصور کرده‌اند می‌توانند همزمان به همه دروغ بگویند و هیچ‌کس متوجه نشود.

اما این منطقه جای چنین بازی‌های ساده‌لوحانه‌ای نیست.

سیاستمداران اینجا انواع بازی‌های قدرت را دیده‌اند. بنابراین اگر کسی فکر می‌کند می‌تواند هشت بار به یک پایگاه حمله کند، بعد روایتی عجیب و پر از تناقض تحویل جهان بدهد و انتظار داشته باشد همه برایش کف بزنند، بهتر است فیلمنامه‌اش را دوباره بخواند.

این دنیا پر از سیاستمدار است؛ نه آدم‌های ساده‌لوح.

و شاید در نهایت، آنچه قرار بود یک پیام تهدیدآمیز برای ایران باشد، فقط هزینهٔ سنگینی برای کسانی بود که هزینه‌اش را پرداخت کردند.

بمب‌ها انداخته شدند.
هواپیماها پرواز کردند.
پایگاه آسیب دید.
هرج‌ومرج به دنبال آن آمد.

اما اگر هدف، تغییر محاسبات ایران بود، شاید تهران فقط به این نمایش نگاه کرده باشد و گفته باشد:

«اوه... چه پول هدر رفته‌ای برای چنین نمایش مسخره‌ای!»

و شاید بدتر از همه این باشد که بعضی‌ها واقعاً فکر کرده‌اند تنها خودشان بلدند بازی کنند.

ببخشید آقایان.

در این منطقه، همه می‌دانند چگونه شطرنج بازی کنند.

نویسنده: گویا روشن— تمامی حقوق محفوظ است



نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

آقای رئیس جمهور، تنها چیزی که می‌خواهم بازگشت به وطنم است. نویسنده: گویا روشن

پروژه‌های تفرقه‌افکنانه ترامپ در خاورمیانه— نویسنده گویا روشن

لیبی در دوران قذافی؛ — نویسنده: گویا روشن