پست‌ها

نمایش پست‌هایی با برچسب گویا، روشن، انسانی

فقر چیست؟ – گویا روشن

تصویر
ا فقر چیست؟ ای کاش در این جهان چیزی به نام فقر وجود نداشت؛ ای کاش همه از زندگی‌ای آرام، بی‌دغدغه و آبرومند بهره‌مند بودند. زیرا فقر، پیش از آن‌که سفره‌ای را خالی کند، ذهن را می‌فرساید و اندیشه را می‌خشکاند. آدمی که درگیر فقر است، کمتر فرصت می‌یابد  به جهان اطرافش بنگرد. او ناآگاهانه، طعمه‌ی کسانی می‌شود که با نیت‌های تاریک، روح و جانش را مسموم می‌کنند؛ و این سم، می‌تواند جهانی را آلوده سازد.  البته ستمگرانِ عالم، خوب می‌دانند چگونه از فقر، به سود انگیزه‌های شومشان بهره‌برداری کنند. بسته به اینکه فرد در دام کدام گروه یا ایدئولوژی گرفتار آید، مسیری برایش ترسیم می‌شود که با سراب امید، به تباهی می‌انجامد. چرا که کسی که در زندگی هدف و امیدی ندارد، مانند بدنی بیمار و نحیف است که در برابر هر آلودگی‌ای بی‌دفاع می‌ماند. فقر، او را به ورطه‌ی پریشانی و بی‌پناهی می‌کشاند، بی‌آنکه بداند قدم‌هایش به‌سوی نابودی‌ست. خستگی، ناامیدی، و احساس بی‌ارزشی، او را از هر اندیشه‌ی خردمندانه‌ای دور کرده و تمنای یک لحظه آسودگی، او را به ورطه‌ی تصمیم‌های خطرناک می‌کشاند؛ بی‌خبر از فردایی که ممکن است دیگر...

بی کسی چیست؟ - گویا روشن

تصویر
بی کسی چیست؟ «  حقش است»؛ زهر  فرهنگی که ریشه در بی‌عدالتی دارد تحلیلی بر عادی‌سازی ظلم در جوامع خاورمیانه در خاورمیانه، بی‌کسی فقط یک احساس شخصی نیست،  بلکه یک وضعیت اجتماعی همه‌گیر است. این منطقه، با تاریخ انباشته از جنگ،تبعیض، بحران و بستر شکل‌گیری عمیق‌ترین نوع درماندگی انسانی شده است. اما آن‌چه بیش از رنج‌، زخم می‌زند، نه فقط بی‌عدالتی است، بلکه واکنش مردم به آن: بی‌تفاوتی، انکار و جمله‌ای ساده اما مرگبار؛ «حقش است.» این عبارت کوتاه، سال‌هاست که مانند سمی خزنده در جان جوامع ما نفوذ کرده است.  واژه‌ای که خشونت را توجیه می‌کند، قربانی رامسئول بدبختی خود می‌داند و قاتل را تبرئه. «حقش است»  نه‌تنها یک جمله نیست، بلکه یک رویکرد فرهنگی است که از کودک  تاسیاست‌مدار، آن را تکرار می‌کنند، بی‌آنکه بفهمند چه خونی از زبانشان می‌چکد. در بسیاری از جوامع، اگر فردی مورد خشونت واقع شود،  نخستین پرسش این است که «چه کرده که مستحق آن بوده؟»  یکی از دوستانم اهل ترکیه می‌گفت: «اگر دیدی ده نفر یک نفر را کتک می‌زنند، هرگز گناه آن یک نفر را زیر سوال نبر. شاید آن فرد ...

بچه های خیابانی چرا؟؟؟ نویسنده: گویا روشن

تصویر
بچه های خیابانی چرا؟ هر وقت کودکانی را می‌بینم که در حیاط خلوت بازی می‌کنند یا به مدرسه می‌روند، به کودکانی فکر می‌کنم که خانه‌شان خیابان است. کودکانی که از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی محروم هستند. این همه بی‌عدالتی که از آن رنج می‌برند از کجا ناشی می‌شود؟ اگرچه همه انسان‌ها با حقوق برابر متولد می‌شوند و شایسته احترام هستند، اما این کودکان نه از امنیت برخوردارند و نه از حقوق. ما در جهانی زندگی می‌کنیم که برابری در برابر قانون را ترویج می‌دهد، جایی که هر فرد باید حق داشته باشد از ظلم و شکنجه محافظت شود، اما این کودکان حتی جای امنی برای استراحت ندارند. کودکان خیابانی به دلایل مختلف در خیابان‌ها زندگی می‌کنند: طلاق، فقر، بی‌توجهی والدین یا مشکلات اقتصادی. و آنها عواقب دردناکی مانند اختلال در رشد جسمی، روانی، اجتماعی و فکری خود را متحمل می‌شوند. آمار نشان می‌دهد که بیش از 80 درصد از این کودکان از سوء تغذیه، کم‌خونی، اختلال بینایی، بیماری‌های پوستی و مشکلات قلبی رنج می‌برند. با این حال، علیرغم حقوق قانونی آنها، وجود این کودکان هنوز توسط جامعه به رسمیت شناخته نشده است. دلخراش‌ترین چیز این است...

اهدای عضو اهدای زندگیست-نویسنده گویا روشن

تصویر
                                           اهدای عضو، اهدای زندگی‌ست اول از همه، برای همه شما آرزوی سلامتی، آرامش و آسودگی دارم. با این حال، در این محیط منفی و طاقت‌فرسا که امروز در آن زندگی می‌کنیم؛ ترس از اپیدمی آنفولانزای خوکی، زلزله، سیل و بسیاری از بلایای دیگر، عمیقاً زندگی ما را تحت تأثیر قرار داده است. گویی اضطراب و عدم اطمینان بر جهان نازل شده است. هر روز، با وضعیتی بدتر از قبل روبرو می‌شویم. امیدوارم همه چیز هر چه زودتر به حالت عادی برگردد. در عین حال، امیدوارم این فاجعه بزرگی که تجربه می‌کنیم، درس مهمی به ما بیاموزد: صرف نظر از ثروت، رنگ پوست، فرهنگ یا باورهایمان، همه ما انسان و برابر هستیم. فکر می‌کنم در گذشته، مردم نسبت به یکدیگر حساس‌تر، متفکرتر و مسئولیت‌پذیرتر بودند. امروزه، عشق و دلسوزی آنقدر کاهش یافته است که گاهی اوقات این تصور به ما دست می‌دهد که مردم واقعاً به زندگی یا مرگ دیگران اهمیتی نمی‌دهند. ما طوری رفتار می‌کنیم که انگار رنج، بیماری و مرگ چیزهایی هستند ...