پست‌ها

نمایش پست‌هایی با برچسب ، انسانی

دنیا دو روز است -نویسنده : گویا روشن

تصویر
دنیا دو روز است وقتی زندگی بر ما غلبه می‌کند، چیزی در درون ما به تدریج محو می‌شود. ما با هم هستیم، اما کمتر یکدیگر را می‌بینیم. شاید به همین دلیل است که ترس جایگزین امنیت شده و سکوت امن‌تر از سر و صدا شده است. البته دنیا پر از آدم است، اما مترادف با آرامش نیست. ترس از تنهایی نمی‌آید، بلکه از با هم بودن می‌آید. دنیا پر از ترس است. ترس از قضاوت، تهمت، خیانت، شایعه. مردم آنقدر خسته و محتاط شده‌اند که گاهی اوقات فرد به دنبال حس امنیت نه در میان زنده‌ها، بلکه در میان مردگان می‌گردد. زیرا مردگان رنجش نمی‌دهند، حسادت نمی‌کنند، تهمت نمی‌زنند، خیانت نمی‌کنند، قضاوت نمی‌کنند. و از همه مهمتر، شایعه پخش نمی‌کنند. این مرثیه مرگ یا شعار نیست، بلکه فریاد خستگی انسان در مواجهه با ظلم انسان است. و. این خستگی جمعی است، نه فردی. خیلی‌ها خسته‌اند، اما یاد گرفته‌اند که بی‌صدا ادامه دهند. نه فریاد، نه اعتراض؛ فقط یک خستگی عادی. زیرا وقتی سکوت گورستان آرامش‌بخش‌تر از سر و صدای زندگی می‌شود، یعنی چیزی در رابطه‌مان عمیقاً زخمی شده است. کاش می‌توانستیم همه چیز را از نو شروع کنیم. تا یاد بگیریم رنج دیگران را ناد...

تعداد ‌بودنِ آدم‌ها مهم نیست، آدم‌بودنشان مهم است.

تصویر
تعداد ‌بودنِ آدم‌ها مهم نیست، آدم‌ بودنشان مهم است  نویسنده گویا روشن در دنیایی که جمعیت و تعداد به معیار ارزش تبدیل شده‌اند، اغلب فراموش می‌کنیم که مردم بیش از هر چیز دیگری به روابط واقعی نیاز دارند، نه به جمعیت. اگرچه در دنیای امروز، مردم بیش از هر زمان دیگری به هم متصل هستند. رسانه‌های اجتماعی، گردهمایی‌های اجتماعی و دورهمی‌های دوستانه به این معنی است که افراد کمتری واقعاً تنها هستند، اما یک مشکل عجیب وجود دارد: احساس تنهایی کاهش نیافته است. شاید دلیل آن این باشد که جمعیت لزوماً به معنای صمیمیت و امنیت نیست. گاهی اوقات، در یک جمعیت بزرگ، یک فرد می‌تواند تنهاتر از همیشه باشد. در طول سال‌ها، ما یاد گرفته‌ایم که کمیت را با ارزش اشتباه بگیریم: فکر می‌کنیم هر چه افراد بیشتری در اطراف خود داشته باشیم، زندگی ما پربارتر خواهد بود. اما در تجربه شخصی من، کیفیت روابط بسیار مهم‌تر از تعداد آنهاست. چند رابطه سالم و اصیل می‌تواند به فرد حس آرامشی بدهد که هیچ جمعیتی نمی‌تواند آن را فراهم کند. البته، باید بفهمیم که «انسان» بودن به چه معناست. انسان بودن یعنی صادق بودن، احترام به مرزها، در کنار ه...

آیا برخی افراد از رنج دیگران لذت می‌برند؟

تصویر
  آیا برخی افراد از رنج دیگران لذت می‌برند؟ نویسنده: گویا روشن به نظر من، کسی که از رنج دیگران لذت می‌برد، لزوماً «بی‌رحم» نیست. با این حال، چنین افرادی اغلب یکی از این ویژگی‌ها را در خود دارند: رنجش حل نشده. یعنی، اینها افرادی هستند که بارها تحقیر یا نادیده گرفته شده‌اند، بنابراین گاهی اوقات با تماشای شکست دیگران نوعی قدرت یا آرامش موقت پیدا می‌کنند.. نه الزاماً از روی شرارت، بلکه به این دلیل که خود را دائماً با دیگران مقایسه می‌کنند و ارزش شخصی‌شان را در برابر تحقیرهای گذشته می‌سنجند؛ در این میان، اشتباهات دیگران به منبع تغذیه‌ی روانی آن‌ها تبدیل می‌شود. البته این افراد کاملاً بی‌رحم نیستند، اما اغلب از همدلی عمیق بی‌بهره‌اند؛ گویی ظرفیت همدلی در آن‌ها به‌درستی رشد نکرده است. در پس این رفتار، ترسی پنهان وجود دارد. چهره‌ی کسانی که از رنج دیگران لذت می‌برند، اغلب یک پیام نانوشته را فریاد می‌زند: «پس من بدترین نیستم.» اما مهم‌تر از این ویژگی‌های شخصیتی، سرنوشت چنین افرادی است. کسانی که از درد یا اشتباهات دیگران لذت می‌برند، دیر یا زود تنها می‌مانند؛ زیرا هیچ‌کس در کنار فردی که منتظر...

اعتماد؛ واژه‌ای که همه می‌گویند و کمتر کسی زندگی می‌کند

تصویر
اعتماد؛ واژه‌ای که همه می‌گویند و کمتر کسی زندگی می‌کند ‌ نویسنده: گویا روشن  بی‌اعتمادی بین افراد پدیده‌ای پیچیده و چندوجهی است که ریشه در تجربیات فردی، ساختارهای اجتماعی و تحولات تاریخی دارد. انسان‌ها به عنوان موجوداتی اجتماعی، ناگزیر با دیگران تعامل دارند، اما این تعاملات گاهی با شکست‌ها، خیانت‌ها، سوءتفاهم‌ها یا نابرابری‌ها همراه است و بذر شک و تردید را در ذهن و قلب افراد می‌پاشد. وقتی اعتماد، که پایه و اساس روابط انسانی است، آسیب ببیند، پیوندها ضعیف می‌شوند و فاصله‌ای نامرئی اما عمیق بین افراد ایجاد می‌شود. در جهانی که سرعت تغییرات، رقابت و فشارهای اجتماعی در حال افزایش است، بی‌اعتمادی نه تنها یک احساس فردی است، بلکه به یک مشکل جمعی نیز تبدیل شده است. این وضعیت نه تنها روابط شخصی را تهدید می‌کند، بلکه بر همبستگی اجتماعی، همکاری و حتی معنای کلی زندگی انسان نیز تأثیر می‌گذارد. پرداختن به مفهوم بی‌اعتمادی، در اصل، تلاشی برای درک زخم‌های پنهان روابط انسانی و یافتن راهی برای بازگرداندن اعتماد در جهانی پر از شک و تردید است. صرف نظر از همه اینها، 90 درصد مردم در مورد بی‌اعتمادی صحبت ...

زمستان فصل نابرابری است.

تصویر
  زمستان فصل نابرابری است نویسنده: گویا روشن ( زمستان برای همه یکسان نیست. در حالی که برای برخی زمان آرامش، سکوت و امنیت یک خانه گرم است، برای برخی دیگر به سخت‌ترین آزمون بقا تبدیل می‌شود. این نابرابری نه در شدت سرما، بلکه در نحوه تجربه آن نهفته است. وقتی از پنجره به بیرون نگاه می‌کنم، نمی‌توانم احساس راحتی کنم. پنجره فقط یک قاب شیشه‌ای    نیست؛ بلکه مرز بین دو جهان است. در یک طرف، امنیت نسبی، گرما و آسایش؛ در طرف دیگر، سرما، بی‌خانمانی و ترس از شب. این تضاد ساده، وجدان انسان را به چالش می‌کشد. زمستان بدترین ماه برای فقرا است، نه به این دلیل که از سایر فصول سردتر است، بلکه به این دلیل که محرومیت انباشته شده را آشکار می‌کند. فقدان سرپناه امن، لباس گرم یا گرمایش، سرما را از یک پدیده طبیعی به رنجی ناتوان‌کننده تبدیل می‌کند. در چنین شرایطی، فقر دیگر فقط کمبود درآمد نیست؛ بلکه فقدان امنیت، سلامت و کرامت انسانی است. آنچه مردم در زمستان به آن نیاز دارند، تجمل یا زرق و برق نیست. دسترسی به اساسی‌ترین مایحتاج زندگی است: سقفی امن بالای سر، لباس گرم و وسایل گرمایشی که شب‌ها را قابل ت...

مرزی درونی برای انسان ماندن

تصویر
  مرزی درونی برای انسان ماندن نویسنده: گویا روشن ( گویا آیدین ) در دنیایی که قضاوت و تحقیر خیلی سریع اتفاق می‌افتد، انسان بودن دشوار است. بسیاری از ما نقص‌های دیگران را برجسته می‌کنیم و از نقص‌های خودمان غافل می‌مانیم. اما چه می‌شد اگر قبل از هر قضاوتی، به درون خود نگاه می‌کردیم؟ چه می‌شد اگر به ما یادآوری می‌شد که نقص‌ها و گناهان ما ممکن است از همه بزرگتر باشد؟ این مقاله تجربه‌ای از یک سبک زندگی است: روشی که سال‌ها با آن زندگی کرده‌ام و مسیر من را روشن نگه داشته است. سال‌هاست که وقتی وارد جمعی می‌شوم، قبل از اینکه به نقص‌های دیگری فکر کنم، با خودم می‌گویم: شاید نقص‌ها و گناهان من از همه بزرگتر باشد. نه برای تحقیر خودم یا از روی ترس؛ بلکه برای جلوگیری از پا گذاشتن روی مرزی که قضاوت، تحقیر یا تبعیض نامیده می‌شود. این یادآوری درونی مرا از زندگی دور یا ناامید نکرده است؛ بلکه چراغی بوده که مسیر من را روشن نگه داشته است. با این دیدگاه، توانسته‌ام بدون قضاوت یا برتری با دیگران برخورد کنم و در عین حال خودم را حفظ کنم. بیشتر مردم عیب‌های خود را نمی‌بینند و عیب‌های دیگران را برجسته می‌کنند؛...

ارزش انسانیت در دنیای مادّی‌گرای امروز

تصویر
‏ بازنگری ارزش انسان در دنیای مادی معاصر نویسنده: گویا روشن ( گویا آیدین ) در جوامع معاصر، پول و دارایی‌های مادی به معیارهای غالب برای ارزیابی افراد تبدیل شده‌اند. جایگاه محوری ثروت در آگاهی جمعی، به تدریج ارزش‌های اساسی مانند اخلاق، صداقت، همدلی و عمق کیفی روابط انسانی را به حاشیه رانده است. در این چارچوب، روابط بین فردی ،  به ویژه پیوندهای خانوادگی و دوستی‌ها،  به طور فزاینده‌ای نه بر اساس اعتماد و صمیمیت عاطفی، بلکه بر اساس وضعیت اقتصادی و شاخص‌های بیرونی موفقیت شکل می‌گیرند. در نتیجه، افرادی که ممکن است فاقد منابع مادی قابل توجهی باشند، اما از شایستگی فکری و اخلاقی قابل توجهی برخوردارند، اغلب نادیده گرفته می‌شوند. در مقابل این سیستم ارزشی تقلیل‌گرایانه، افرادی وجود دارند که علیرغم محدودیت‌های مالی، زندگی را از طریق عمق، معنا و انسجام زیبایی‌شناختی تجربه می‌کنند. برای آنها، ارزش زندگی نه با «داشتن» بلکه با «بودن» تعریف می‌شود. ظرفیت عشق ورزیدن، الگوهای رفتاری مبتنی بر اخلاق و دیدگاهی که فراتر از معیارهای مادی است، هسته اصلی این جهت‌گیری را تشکیل می‌دهد. اگرچه چنین افرادی اغ...

لیبی در دوران قذافی؛ رفاه غیرقابل تحمل برای غرب

تصویر
لیبی در دوران قذافی؛ رفاه غیرقابل تحمل برای غرب نویسنده: گویا روشن ( گویا آیدین ) در این مقاله، چندین بخش را ارائه می‌دهم که تصویری جامع از قذافی را ترسیم می‌کنند. بخش ۱: لیبی در دوران قذافی؛ رفاه غیرقابل تحمل برای غرب لیبی در دوران قذافی، در مقایسه با همسایگانش در شمال آفریقا و جهان عرب، از نظر رفاه و ثبات سیاسی یک استثنا بود:  آموزش و مراقبت‌های بهداشتی کاملاً رایگان بود. زنان حق تحصیل و مشارکت اجتماعی داشتند. سود نفت مستقیماً به نفع مردم بود. یارانه‌های برق، سوخت و غذا زندگی را قابل تحمل می‌کرد. پروژه بزرگ آب در سراسر صحرا یکی از شگفتی‌های  مهندسی مدرن بود. با این حال، همه این دستاوردها جنبه‌های منفی خود را نیز داشتند: قذافی برای استقلال سیاسی کامل تلاش می‌کرد.او اغلب آشکارا در مورد «استعمار نو»، «دروغ دموکراسی غربی» و «لزوم وحدت آفریقا» صحبت می‌کرد. طرح معرفی  یک ارز واحد باپشتوانه طلا (دینار طلا) در آفریقا  نگرانی ‌هایی را در غرب ایجاد کرد، زیرا تهدیدی جدی برای دلار محسوب می‌شد. ب خش ۲: دموکراسی به سبک ناتو؛ خون، بردگی و ویرانی...

دروغ، پناهگاه جان انسان ها است

تصویر
د روغ، پناهگاه جان  انسان ها است )   نویسنده: گویا روشن ( گویا آیدین ) ) البته هر دروغی پلید نیست؛ دروغ ها گاهی حتی پناهگاه روح خسته‌ی انسان است. در جهانی که حقیقت بوی خون می‌دهد؛ کودکان فروخته می‌شوند، آزادی کشته می‌شود، و عدالت تنها کلمه‌ای فراموش‌شده در قطعنامه‌هاست. مردم به دروغ پناه می‌برند؛ نه از روی جهل، بلکه از روی خستگی. چون دروغ‌ها رنگارنگ و براق هستند، وعده شادی می‌دهند . موقتاً درد را ساکت می‌کنند. در حالی که حقیقت، برهنه و سرد،  با چهره‌ای تلخ در گوشه‌ای ایستاده است.  کمتر کسی جرات نگاه کردن به آن را دارد. به همین دلیل، مردم گاهی برای زنده ماندن خود را بە خواب  می زنند، کە  گاهی این خواب چیزی بیش از یک "دروغ" نیست.. دروغی تا روح و روان بتواند کمی بیشتر دوام بیاورد.،شاید سپیده دم نزدیک باشد. زیرا دروغ‌ها مرهمی خیالی برای زخم‌های روح هستند. اما فراموش نکنیم: دروغ، هر چقدر هم که آرامش‌بخش باشد، موقتی و فریبنده است. اعتماد را از بین می‌برد و ردی از روابط از هم پاشیده و قلب‌های شکسته به جا می‌گذارد. و پردەای  بر روی .حقیقت است.  کاش د...

سکوت و همدستی در جنایت

تصویر
  ؛ سکوت، همدستی در جنایت است نویسنده: گویا روشن ( گویا آیدین ) در این مقالهٔ چندبخشی، می‌خواهم توجه شما را به زوایای پنهانی جلب کنم که نشان می‌دهند چگونه احزاب سیاسی، دولت‌ها و بازیگران صحنهٔ جهانی، با بی‌عملی و گاه با غفلتی عامدانه، مردم فلسطین را به سوی مرگ سوق می‌دهند. ما با یک مسئلهٔ صرفاً سیاسی مواجه نیستیم. آنچه در فلسطین می‌گذرد، به‌روشنی به بحران اخلاقی و فروپاشی وجدان جهانی بدل شده است. اکنون دیگر باید از خود بپرسیم: چرا فلسطین دیگر یک موضوع سیاسی نیست؟ چون سیاست مدت‌هاست از این میدان عقب‌نشینی کرده و جای خود را به بی‌تفاوتی، معامله‌گری و ریاکاری داده است  ،  آری فلسطین   دیگر   یک   مسئله   سیاسی   نیست؛  بلکه صرفاً یک گور دسته‌جمعی است.  گوری   که   جهان     با لبخندهای دیپلماتیک ،  جلسات بی‌معنی و سکوت شرم‌آور سازمان‌های حقوق بشر، که. باعث  شده هر روز خاک بیشتری روی آن انباشته ‌شود. اما این خاک بوی خون می‌دهد؛ بوی گوشت سوخته کودکان، بوی نان خشک در دستان لرزان مادران و بوی فریب. این همان ...

فروختن کودکان برای سیر کردن شکم

تصویر
وقتی   کودکی   برای   سیر   کردن   شکم   خانواده   فروخته   شود،تمام   شعارها   بی‌معنی   می‌مانند ! نویسنده: گویا روشن ( گویا آیدین ) افغانستان، کشوری با تاریخ پرفرازونشیب، امروز در چرخه‌ای مرگبار از فقر، بی‌ثباتی و افراط‌گرایی گرفتار شده است . در این میان، کودکان بی‌صدا و بی‌پناه، به کالایی در بازارهای تاریک انسان‌فروشی بدل شده‌اند. فقر دیگر صرفاً یک بحران اقتصادی نیست؛ به هیولایی بدل شده که جسم و جان یک ملت را می‌بلعد. وقتی دولتی وجود ندارد، نهادهای بین‌المللی سکوت می‌کنند و مرزها به دیوارهای بی‌تفاوتی بدل می‌شوند، تنها چیزی که باقی می‌ماند، رنج خاموش یک ملت است. این مقاله، روایتی‌ست از آنچه جهان نمی‌بیند یا نمی‌خواهد ببیند. پس از بازگشت طالبان، افغانستان به‌سرعت در سراشیبی گرسنگی و بیکاری قرار گرفت. در بسیاری از استان‌ها، خانواده‌ها حتی نمی‌توانند شام بخورند. اما وقتی نانی در خانه نیست، مادری مجبور می‌شود دختر هشت‌ساله‌اش را به ازای چند میلیون افغانی به یک مرد پنجاه‌ساله بدهد؛ نه از روی ظلم، بلکه از روی گرسنگی. فروش کودکان در اف...