موش توی سوراخ نمیرفت، جارو به دمش میبست
موش توی سوراخ نمیرفت، جارو به دمش میبست گاهی اوقات بعضی حرفها آدم را یاد یک ضربالمثل قدیمی میاندازد: موش توی سوراخ نمیرفت، جارو به دمش میبست . یعنی برخی هنوز مطمئن نیستند که از سوراخ عبور میکنند یا نه، خودشان را به پرچم و بلندگو مجهز کردهاند! مثلاً برخی میگویند رضا پهلوی از طرف مردم ایران صحبت میکند. این دقیقاً یکی از همان موارد است. من نمیفهمم؛ آیا انقلابی شده و ما بیخبریم یا او پادشاه شده و ما هنوز در خوابیم؟ منظورم این است: از طرف کدام مردم؟ از طرف من، به عنوان یک ایرانی؟ از طرف میلیونها ایرانی که او را نمیخواهند؟ از طرف کسانی که مخالف سلطنت هستند؟ از طرف کسانی که جمهوری اسلامی میخواهند؟ یا فقط از طرف بخش کوچکی از مردم خارج از ایران که از او حمایت میکنند؟ البته، او کاملاً مجاز است بگوید: «این چیزی است که من و هوادارانم میخواهیم.» هیچ اشکالی هم ندارد. اما اینکه یک نفر دهانش را باز کند و از طرف کل یک ملت صحبت کند، واقعاً برای من غیرقابل قبول است. مردم ایران چنین اختیاری به او ندادهاند. نه من چنین اختیاری به او دادهام و نه میلیونها ایرانی که دقیقاً مثل...