من در شگفتم- نویسنده گویا روشن
در شگفتم من در شگفتم، زیرا بسیار دردناک و دلخراش است وقتی کشوری که خاکش مورد تهاجم قرار گرفته، رهبران، فرماندهان، دانشمندان و غیرنظامیانش کشته شدهاند و مردمش هنوز در سوگ عمیقی به سر میبرند، به خصوص کشوری که هیچ نقشی در شروع یا پایان جنگ نداشته است ، اکنون از صلح و توافق نامه با کسانی صحبت میکند که مسئول همه این رنجها و ویرانیها بودهاند. سوالی که مطرح می شود، این است که ، اگر هدف مذاکره بود، چرا سران کشورها و دولت ها و این همه غیرنظامی کشته شدند؟ چرا مادران باید فرزندانشان را به خاک می سپردند و چرا کسانی که هیچ نقشی در تصمیم گیری نداشتند، بیشترین آسیب را دیدند؟ من متحیرم که دشمنان دیروز میتوانند امروز به عنوان شرکای مذاکره ظاهر شوند، در حالی که زخمهای مردم هنوز تازه است و اشکهای زیادی ریخته میشود. سیاستمداران ممکن است این را واقعگرایی بنامند: اینکه کشورها بر اساس ترجیحات تصمیم میگیرند، نه احساسات. اما ما حق داریم بپرسیم: اگر مذاکرات امکانپذیر بود، چرا قبل از این همه رنج برگزار نشد؟ اگر میشد به توافقی رسید، چرا قبل از این همه مرگ و ویرانی مورد بحث قرار نگرف...