آیا غریبهها قابل اعتمادند؟ نیسندە: گویا روشن
آیا غریبهها قابل اعتمادند؟ اعتماد از خانه شروع میشود، جایی که باید فرد احساس امنیت کند. اگر کسی بارها توسط خانواده، اقوام یا نزدیکترین افراد زندگیاش دروغ گفته شده، تحقیر شده، خیانت دیده یا مورد آزار و اذیت قرار گرفته باشد، چگونه میتوان از او انتظار داشت به غریبهای که نمیشناسد اعتماد کند؟ جامعه همیشه از مردم میخواهد که خوشبین باشند، به آنها اعتماد کنند و به آنها فرصت بدهند، اما کمتر کسی میپرسد چه کسی این اعتماد را از بین برده است. عمیقترین زخمهای زندگی توسط غریبهها زده نمیشوند؛ اغلب توسط کسانی زده میشوند که زمانی «خودی» نامیده میشدند. کسانی که قرار بود پناهگاه آنها باشند، طوفان آنها شدهاند. کسانی که قرار بود دستشان را بگیرند، مایهی نابودی آنها شدهاند. اعتماد مثل شیشه نیست که حتی اگر بشکند هم بشود آن را به هم چسباند. اعتماد روح یک انسان است. وقتی میشکند، حتی اگر لبخند بزنی، هزار دیوار در درونت قد علم میکند. دیگر به هر لبخندی باور نمیشود، هر وعدهای دروغ تلقی میشود و با هر عشقی با سوءظن برخورد میشود. سپس همان جامعهای که این زخمها را نادیده گرفته است، فرد را به بد...