مردم گذشته را به یاد میآورند؛ اما فقط تا جایی که به منفعتشان باشد- نویسنده گویا روشن
مردم گذشته را به یاد میآورند؛ اما فقط تا جایی که به منفعتشان باشد! بزرگترین دروغی که انسانها به خود میگویند این است که حافظهٔ ضعیفی دارند. نه، مشکل حافظه نیست. مشکل منفعت است. مردم بسیاری از اتفاقات را فراموش نمیکنند؛ آنها فقط تصمیم میگیرند چه چیزهایی را به یاد بیاورند و چه چیزهایی را به خاک فراموشی بسپارند. اگر گذشته به نفعشان باشد، آن را مانند پرچمی بالا میبرند و هر روز دربارهاش سخن میگویند. اگر همان گذشته مسئولیتی بر دوششان بگذارد، ناگهان همه چیز مبهم میشود. خاطرهها رنگ میبازند. حقیقت گم میشود. و کسی دیگر چیزی به یاد نمیآورد. عجیب است. انسانها سالها کینهای کوچک را به خاطر میسپارند، اما مهربانیهای بزرگ را فراموش میکنند. یک اشتباه را دهها سال به یاد دارند، اما صدها خوبی را در چند ماه دفن میکنند. دستی را که روزی به کمکشان آمده بود فراموش میکنند، اما دستی را که یک بار به خواستهشان «نه» گفته بود تا آخر عمر به خاطر میسپارند. بعضی مردم گذشته را دوست ندارند؛ آنها فقط از گذشته استفاده میکنند. چرا که؛ حقیقت برایشان ارزش ندارد. آنچه ارزش دارد، سودی اس...