از تاریخ چه آموختهام؟ نویسنده: گویا روشن
از تاریخ چه آموختهام؟ هرچه بیشتر تاریخ خواندم، کمتر توانستم به آن افتخار کنم. هرچه بیشتر تاریخ خواندم، کمتر به کاخها خیره شدم؛ زیرا صدای نالهای را از زیر ویرانههایشان میشنیدم. کتابها درباره پادشاهان، امپراتوران، فاتحان و حاکمان بسیار نوشتهاند؛ درباره تاجها، تختها، جنگها و پیروزیها. اما هر بار که صفحات تاریخ را ورق میزدم، نه شکوه پادشاهان را میدیدم و نه عظمت امپراتوریها را؛ بلکه ویرانههایی را میدیدم که از خود به جا گذاشته بودند و مردمی را که زیر چرخ قدرت له شده بودند. تاریخ را معمولاً فاتحان مینویسند، اما رنج آن بر دوش بازماندگان است. از مصر باستان تا روم، از مغولها تا استعمارگران مدرن، از جنگهای جهانی تا جنگهای امروز، قربانیان تقریباً همیشه یکسان بودهاند: مردم عادی. کسانی که نه جنگی را آغاز کردند و نه سهمی در قدرت داشتند، اما بیشترین هزینه را پرداختند. خانههایشان را ویران کردند، فرزندانشان کشته شدند و جانشان قربانی جاهطلبی کسانی شد که بعدها نامشان در کتابهای تاریخ ثبت شد. من از تاریخ آموختهام که قدرت، اگر مهار نشود، اغلب به بیعدالتی تبدیل میشود. پادشاهان...