آیا وجدان هم میتواند پیر شود؟ نویسنده: گویا روشن
آیا وجدان هم میتواند پیر شود؟ ما معمولاً پیری را از روی چین و چروک صورت، موهای سفید یا قدمهای آهسته تشخیص میدهیم. اما شاید پیرترین بخش وجود یک فرد، بدن نباشد، بلکه وجدان اوست. وجدان روزی فریاد میزند. از دروغ ناراحت میشود، از ظلم بیقرار میشود و از بیعدالتی میسوزد. اما اگر صدایش بارها و بارها نادیده گرفته شود، کمکم خسته میشود؛ نمیمیرد، بلکه پیر میشود. وجدان پیر دیگر فریاد نمیزند؛ فقط تماشا میکند. در ابتدا، فرد از گفتن یک دروغ کوچک رنج میبرد. بعدها، آن دروغ به یک عادت روزانه تبدیل میشود. زمانی دیدن یک گرسنه خواب را از او میرباید، اما امروز از کنار هزاران تصویر جنگ، قحطی و مرگ میگذرد و فقط انگشتش روی صفحه گوشیاش میکشد. این عادیسازی خطرناکترین نشانه پیری وجدان است. جامعه نیز میتواند وجدان پیر داشته باشد. جامعهای که هر روز درباره فساد میشنود و دیگر تعجب نمیکند؛ که هر روز از بیعدالتی صحبت میکند و دیگر عصبانی نیست؛ که هر روز شاهد دروغ است و آن را بخشی طبیعی از زندگی میداند. چنین جامعهای ممکن است هنوز زنده باشد، اما وجدانش سالهاست که پیر شده است. قدرت، وجدان...