وقتی وجدان خاموش میشود- نویسنده: گویا روشن
وقتی وجدان خاموش میشود، قانون هم دیگر کاری از دستش برنمیآید ما معمولاً تصور میکنیم که قانون، آخرین سنگر عدالت است؛ اینکه اگر کسی ظلم کند، اگر حقی پایمال شود یا فسادی رخ دهد، قانون وارد عمل خواهد شد و همهچیز را اصلاح خواهد کرد. اما واقعیت تلخ این است که قانون تنها زمانی قدرت دارد که وجدان هنوز زنده باشد. جامعهای که وجدانش خاموش شده باشد، حتی بهترین قوانین دنیا نیز در آن به کاغذهایی بیجان تبدیل میشوند. بزرگترین فجایع تاریخ، تنها به دلیل نبود قانون رخ ندادند؛ بلکه زمانی اتفاق افتادند که انسانها تصمیم گرفتند وجدان خود را کنار بگذارند. بسیاری از جنایتکاران تاریخ، اعمال خود را کاملاً «قانونی» انجام دادند. آنها مهر داشتند، امضا داشتند، حکم داشتند و حتی لباس رسمی بر تن داشتند. اما چیزی که نداشتند، انسانیت بود. قانون میتواند دزد را مجازات کند، اما نمیتواند انسان را مجبور کند که دزد نباشد. قانون میتواند قاتل را زندانی کند، اما نمیتواند در دل کسی رحم و شفقت ایجاد کند. قانون میتواند برای فساد مجازات تعیین کند، اما نمیتواند وجدانِ کسی را که به فساد عادت کرده است، بیدار کند. وقتی ...