کودکانی که آینده را ندیدند. نویسنده: گویا روشن
کودکانی که آینده را ندیدند کودک نمادی از آغاز زندگی است؛ نمادی از رویاها، امیدها و آیندهای که هنوز شکوفا نشده است. با این حال، در بسیاری از نقاط جهان، کودکانی وجود دارند که هرگز اجازه تجربه این آینده را نداشتهاند. نه به این دلیل که فاقد رویا بودهاند، بلکه به این دلیل که بزرگسالان با جنگ، نفرت، فقر و بیعدالتی، آینده آنها را از بین بردهاند. دوران کودکی باید با خنده آغاز شود، نه آژیر. باید در کلاس درس سپری شود، نه در سنگر، نه در میان آوار یا در صف دریافت یک تکه نان برای زنده ماندن. اما برای میلیونها کودک، این واقعیت برعکس شده است. آنها به جای مداد، ترس را در دست دارند؛ به جای کتاب، صفحات انفجار را ورق میزنند؛ و به جای امید به آینده، آرزو میکنند که فقط یک روز دیگر زندگی کنند. در هیچ یک از جنگها، کودکان نقشی در شروع درگیری نداشته اند، با این حال آنها اولین قربانیان آن بودند. خانههایشان ویران، خانوادههایشان از هم پاشیده و از امنیت، اساسیترین حق هر کودکی، محروم شدهاند. برخی هرگز به مدرسه برنمیگردند، برخی دیگر حتی فرصت بزرگ شدن را هم پیدا نکردند. اما این تراژدی فقط ب...