پست‌ها

گویا روشن

از آدم ربایی و شکنجه در دمشق- نویسندە گویا روشن

تصویر
از آدم ربایی و شکنجه در دمشق تجربه‌ای آسیب‌زا و نقش سازمان ملل ‌ سفارت کانادا در نجات  جان انسان‌ها امروزه، بسیاری از مردم در سراسر جهان با بحران‌های انسانی و نقض گسترده حقوق بشر روبرو هستند. برخی از این افراد در شرایطی گرفتار شده‌اند که بدون کمک جامعه بین‌المللی، هیچ راهی برای فرار از ظلم و خشونت ندارند. در سال ۲۰۱۰، من یکی از قربانیان این وضعیت شدم. ربایش من در دمشق، پایتخت سوریه، نه تنها زندگی من، بلکه سرنوشت خانواده‌ام را برای همیشه تغییر داد. در این مقاله، تجربه تلخ خود را بازگو می‌کنم و نقش حیاتی ساز مان‌های بین‌المللی را در نجات جان خود و خانواده‌ام مورد بحث قرار می‌دهم. در آگوست ۲۰۱۰، من به عنوان یک مسافر معمولی در دمشق بودم. هیچ ارتباطی با رژیم بشار اسد یا گروه‌های مخالف نداشتم؛ من فقط یک بازدیدکننده بودم که در خیابان‌های شهر قدم می‌زدم و به ویترین مغازه‌ها نگاه می‌کردم. ناگهان، در یکی از خیابان‌های اصلی، توسط افراد ناشناس ربوده شدم. بدون هیچ توضیحی، به طرز وحشیانه‌ای مورد ضرب و شتم قرار گرفتم و به یک ساختمان متروکه و ویرانه منتقل شدم.. یک شبانه روز در...

لطفا ما را نجات ندهید.

تصویر
لطفا ما را نجات ندهید. ‏‎گاهی واقعاً نمی‌دانم باید به سیاستمداران جهان بخندم یا نفرینشان کنم! ‏‎هر روز یک نفر با کت‌وشلوار اتوکشیده، پشت تریبون می‌ایستد و با قیافه‌ای که انگار تازه عقل کل جهان شده، می‌گوید: ‏‎«ما برای امنیت مردم وارد جنگ شدیم.» ‏‎عالی است! فقط از روی کنجکاوی: مردم دقیقاً کجا هستند؟ ‏‎چون عجیب است؛ هر بار که جنگ شروع می‌شود، موشک‌ها به سمت خانه مردم می‌روند، اما خودِ کسانی که جنگ را شروع کرده‌اند، معمولاً جای بسیار امنی تشریف دارند! ‏‎آن‌ها جنگ را روی نقشه می‌بینند؛ مردم، جنگ را از پنجره خانه‌شان مشاهده می کنند. ‏‎آن‌ها از «پیروزی» حرف می‌زنند؛ مردم دنبال یک جای امن برای ماندن هستند ‏‎آن‌ها می‌گویند: «تلفات اجتناب‌ناپذیر است.» ‏‎بله، البته! ‏‎فقط یک نکته: ‏‎تلفات اجتناب‌ناپذیر، معمولاً خانواده شما نیستند! ‏‎و چه جالب که در فرهنگ سیاسی امروز، بمبِ خودی همیشه «دفاع» است و بمبِ دشمن همیشه «تروریسم». ‏‎موشک انها اگر به خانه شما بخورد، جنایت است؛ اگر به خانه آنها بخورد، «عملیات دقیق نظامی»! ‏‎احتمالاً موشک‌ها هم تابع ملیت هستند و قبل از انفجار پاسپورتشان را نشان می‌دهند! ‏‎ب...

زنان ترکیه؛ قربانیان کلیشه تلویزیونی

تصویر
زنان ترکیه؛ قربانیان کلیشه تلویزیونی من سال‌ها در ترکیه زندگی کردم. با خانواده‌های مختلفی تعامل داشتم، در خانه‌هایشان نشستم، با زنان زیادی آشنا شدم و با برخی از آنها دوستی‌های عمیقی برقرار کردم. شاید به همین دلیل است که تماشای برخی از سریال‌های تلویزیونی ترکیه‌ای برای من صرفاً سرگرمی نیست؛ گاهی اوقات واقعاً آزاردهنده است. مشکل من این نیست که چرا یک زن در یک سریال خیانت می‌کند. خیانت، مانند بسیاری از رفتارهای انسانی دیگر، می‌تواند موضوع یک داستان باشد. قرار نیست هنر فقط افراد خوب و رفتارهای مطلوب را به تصویر بکشد. مشکل از جایی شروع می‌شود که خیانت زنان، حسادت، رقابت بین زنان و روابط عاطفی ناسالم به طور مکرر به عنوان عناصر اصلی داستان استفاده می‌شوند. وقتی این تصویر در یک یا دو سریال ظاهر می‌شود، می‌توان آن را به سادگی بخشی از یک داستان دانست. اما وقتی همین الگو تکرار می‌شود و آن سریال‌ها در کشورها و با زبان‌های مختلف پخش می‌شوند، موضوع دیگر صرفاً یک داستان نیست. برای بیننده‌ای که هرگز در ترکیه زندگی نکرده، هرگز با خانواده‌های ترک معاشرت نداشته و جامعه ترکیه را از نزدیک نمی‌شناسد، طبیعی ...

یک جرقه، دنیا را به آتش می‌کشد.

تصویر
یک جرقه، دنیا را به آتش می‌کشد. تاریخ بارها نشان داده است که یک اتفاق کوچک می‌تواند آغاز یک بحران بزرگ باشد. ترور ولیعهد اتریش در سال ۱۹۱۴ تنها یک شلیک بود، اما همان شلیک منجر به جنگ جهانی اول شد، جنگی که جان میلیون‌ها نفر را گرفت. امروزه، جهان در شرایطی قرار دارد که درگیری‌های سیاسی، اقتصادی و نظامی مانند یک بشکه باروت هستند و برای انفجار تنها به یک جرقه نیاز دارند. در حال حاضر، درگیری بین روسیه و غرب در جنگ اوکراین، اختلافات بین چین و ایالات متحده بر سر تایوان و دریای چین جنوبی، جنگ ایران و اسرائیل،    نسل‌کشی مردم فلسطین، کشتار سیستماتیک مردم یمن، قتل و علم    روهینگیا در میانمار، جنگ داخلی سودان، جنگ و تنش بین پاکستان و افغانستان، حمله اسرائیل به سوریه و فقر و بی‌عدالتی ناشی از مبارزات قدرت منطقه‌ای و مسابقات تسلیحاتی، همگی بحران‌های به هم پیوسته‌ای را ایجاد کرده‌اند. در چنین شرایطی، یک محاسبه اشتباه، یک حمله محدود یا حتی یک حادثه غیرعمدی می‌تواند عواقب گسترده‌ای داشته باشد که فراتر از منطقه بحران فوری گسترش می‌یابد. روسیه که بزرگترین زرادخانه هسته‌ای جهان را در ...

سر جایتان بتمکید و دست از جنگ بردارید

تصویر
سر جایتان بتمکید و دست از جنگ بردارید گاهی اوقات دلم می‌خواهد به خیابان بروم و با تمام وجود فریاد بزنم: "حرامزاده‌های لعنتی! همان جایی که هستید بتمکید، وا دست از جنگ بردارید!" مردم بی‌دفاع اسباب‌بازی امثال شما انسان‌های احمق و متکبری که مست قدرت هستید. نیستند  این جنگ را تمام کنید! لعنت به تک تک شما! و اگر کسی از من بپرسد: "راه حل شما چیست؟"، جواب من ساده است: من راه حل‌های پیچیده‌ای ندارم. فقط کشتن مردم را متوقف کنید! لعنت به همه کسانی که این جنگ و این خونریزی را شروع کردند! شما واقعاً برای چه می‌جنگید؟ برای مرزها، قدرت، اعتبار، پیروزی، یا برای اینکه روزی تاریخ بگوید این یا آن رهبر "مصمم" بوده است؟ آیا تا به حال از خود پرسیده‌اید: کشته‌شدگان در نمایش باشکوه شما چه نقشی داشتند؟ کودکانی که زیر بمب‌های شرم‌آور شما کشتە شدند، چه جنایتی مرتکب شدە بودند؟ پیرمرد در کدام بخش از جنایت بود کە زیر آوار دفن شد؟ یا مادری که جسد بی‌جان فرزندش را در آغوش گرفته بود، در چه نقشه جنایتکارانه‌ای دخیل بود؟ یا کارگری که تمام عمرش را صرف ساختن خانه‌ای کوچک کرده بود که شما در یک...

عربستان سعودی؛ اضطرابی که سال‌هاست خصومت نامیده می‌شود

تصویر
عربستان سعودی؛ اضطرابی که سال‌هاست خصومت نامیده می‌شود من به‌عنوان یک تحلیلگر، وظیفه خود می‌دانم که واقعیت‌ها را تا حد امکان عینی و بی‌طرفانه و بدون هیچ‌گونه تعصب شخصی بررسی کنم. اما گاهی اوقات، تفاوت میان تحلیل و پیش‌بینی تنها با گذشت زمان آشکار می‌شود. در سال ۲۰۱۰، مقاله‌ای درباره نفوذ رو‌به‌رشد رجب طیب اردوغان در جهان عرب نوشتم. در ظاهر، مقاله بر ترکیه و اردوغان متمرکز بود؛ اما در سطحی عمیق‌تر، موضوع دیگری را آشکار می‌کرد: تغییر موازنه قدرت در خاورمیانه و نگرانی‌های برخی از کشورهای منطقه درباره نفوذ و قدرت رو‌به‌رشد ایران. در آن زمان، دلایل دقیق این اضطراب برای من روشن نبود. آیا خصومت بود؟ آیا ترس بود؟ آیا رقابت بود؟ یا چیزی عمیق‌تر؟ امروز، شانزده سال بعد، می‌توانم آن را دقیقاً تعریف کنم: من نگران ایران بوده‌ام. من نگران شرایطی بوده‌ام که در آن، ایران می‌تواند به تهدیدی برای کشورهای خاورمیانه و ابرقدرت‌ها تبدیل شود. البته هیچ قدرتی نمی‌تواند ایران را از موازنه قدرت منطقه‌ای حذف کند. ایران موقعیت جغرافیایی منحصربه‌فرد، جمعیت زیاد، منابع انرژی فراوان و تاریخ و تمدنی هزاران‌ساله دارد. ...

دنیا بی‌تفاوت نسبت به قانون

تصویر
دنیا بی‌تفاوت نسبت به قانون در دنیای امروز، تقریباً همه درباره قانون صحبت می‌کنند؛ با این حال، مشکل جهان فقدان قانون نیست. بلکه مشکل این است که قانون اغلب در مقایسه با قدرت اهمیت خود را از دست می‌دهد. دولت‌ها قانون اساسی دارند، معاهدات بین‌المللی امضا می‌کنند، دادگاه‌های ملی و بین‌المللی تأسیس می‌کنند و در اعلامیه‌های رسمی از عدالت و حقوق بشر دفاع می‌کنند. با این حال، هنگامی که اجرای قانون با منافع سیاسی یا امنیتی یک قدرت بزرگ در تضاد باشد، گفتمان سیاسی به طور ناگهانی تغییر می‌کند. آنچه یک نفر «نقض قانون» می‌داند، ممکن است برای دیگری «ضرورت»، «امنیت ملی» یا «شرایط استثنایی» باشد. این سوال اصلی را مطرح می‌کند: اگر قانون برای همه یکسان نیست، چه چیزی مرز بین قانون و قدرت را تعیین می‌کند؟ قانون، تا زمانی که به قدرت تجاوز نکند. در روابط بین کشورها، قانون همیشه با یک مشکل اساسی روبرو بوده است: اجرای آن به اندازه‌ای که باید مستقل از قدرت نیست. یک کشور ممکن است به دلیل نقض قوانین بین‌المللی با تحریم، محکومیت سیاسی یا فشار گسترده مواجه شود؛ در حالی که کشور دیگری که رفتار مشابهی دارد، ممکن است ...