پست‌ها

گویا روشن

از آدم ربایی و شکنجه در دمشق- نویسندە گویا روشن

تصویر
از آدم ربایی و شکنجه در دمشق تجربه‌ای آسیب‌زا و نقش سازمان ملل ‌ سفارت کانادا در نجات  جان انسان‌ها امروزه، بسیاری از مردم در سراسر جهان با بحران‌های انسانی و نقض گسترده حقوق بشر روبرو هستند. برخی از این افراد در شرایطی گرفتار شده‌اند که بدون کمک جامعه بین‌المللی، هیچ راهی برای فرار از ظلم و خشونت ندارند. در سال ۲۰۱۰، من یکی از قربانیان این وضعیت شدم. ربایش من در دمشق، پایتخت سوریه، نه تنها زندگی من، بلکه سرنوشت خانواده‌ام را برای همیشه تغییر داد. در این مقاله، تجربه تلخ خود را بازگو می‌کنم و نقش حیاتی ساز مان‌های بین‌المللی را در نجات جان خود و خانواده‌ام مورد بحث قرار می‌دهم. در آگوست ۲۰۱۰، من به عنوان یک مسافر معمولی در دمشق بودم. هیچ ارتباطی با رژیم بشار اسد یا گروه‌های مخالف نداشتم؛ من فقط یک بازدیدکننده بودم که در خیابان‌های شهر قدم می‌زدم و به ویترین مغازه‌ها نگاه می‌کردم. ناگهان، در یکی از خیابان‌های اصلی، توسط افراد ناشناس ربوده شدم. بدون هیچ توضیحی، به طرز وحشیانه‌ای مورد ضرب و شتم قرار گرفتم و به یک ساختمان متروکه و ویرانه منتقل شدم.. یک شبانه روز د...

وقتی گذرنامه‌ها سرنوشت یک فرد را تعیین می‌کنند

تصویر
وقتی گذرنامه‌ها سرنوشت یک فرد را تعیین می‌کنند چه عجیب: کسی که در آلمان، کانادا، ژاپن یا سوئیس متولد شده است می‌تواند با گذرنامه خود به بسیاری از نقاط جهان سفر کند؛ اما کسی که در ایران، افغانستان، عراق، سوریه، یمن یا یکی از کشورهای متعدد خاورمیانه و آسیا متولد شده است، باید ماه‌ها برای ویزا منتظر بماند، مدارک متعددی ارائه دهد و بارها ثابت کند که مجرم نیست، قصد اقامت غیرقانونی در کشور را ندارد و هیچ تهدیدی برای هیچ کشوری ایجاد نمی‌کند. این افراد چه جرمی مرتکب شده‌اند؟ البته، هیچ جرمی. آنها فقط    در جغرافیای متفاوتی متولد شده‌اند؛ جغرافیایی که خودشان در آن نقشی نداشته‌اند. با این حال، متأسفانه، گذرنامه این روزها چیزی بیش از یک سند شناسایی است؛ به معیاری برای آزادی انسان تبدیل شده است. رنگ جلد گذرنامه می‌تواند تعیین کند که آیا کسی می‌تواند آزادانه در سراسر جهان سفر کند یا اینکه باید ماه‌ها، گاهی حتی سال‌ها پشت درهای سفارتخانه‌ها منتظر بماند. این یک سوال اساسی را مطرح می‌کند: آیا ارزش یک فرد باید صرفاً با ارزش گذرنامه‌اش سنجیده شود؟ مثلاً یک پزشک، استاد، محقق یا نویسنده اهل خاورم...

آخرین خانه؛ گورستانی که سرانجام همه به آنجا ختم می‌شود

تصویر
آ خرین خانه؛ گورستانی که سرانجام همه به آنجا ختم می‌شو د هر روز صبح که چشمانمان را باز می‌کنیم، از مرگی موقت بازمی‌گردیم. شبی را پشت سر گذاشته‌ایم که هیچ تضمینی برای دیدن پایانش وجود ندارد. هزاران نفر همان شبی را که ما آغاز کردیم، آغاز کردند، اما هرگز طلوع خورشید را ندیدند. ما بیدار شدیم ، نه به خاطر قدرت خودمان، بلکه به این دلیل که خداوند فرصت دیگری به ما دادە است. و با این حال، چقدر سریع این هدیه را فراموش می‌کنیم. یک بار دیگر، خود را در هیاهوی زندگی گم می‌کنیم. به دنبال بیشتر داشتن می‌دویم، برای پیشرفت تلاش می‌کنیم، گاهی دل‌ها را می‌شکنیم، گاهی کینه به دل می‌گیریم و اغلب طوری زندگی می‌کنیم که انگار مرگ فقط برای دیگران نوشته شده است. چقدر عجیب است. هر روز از خوابی که شبیه مرگ است بیدار می‌شویم، اما هنوز از باور اینکه روزی خواب دیگری از راه خواهد رسید، امتناع می‌کنیم ، خوابی که پس از آن در این دنیا بیداری وجود نخواهد داشت. روزی فرا خواهد رسید که عزیزانمان را برای آخرین بار در آغوش می‌گیریم، برای آخرین بار به آسمان نگاه می‌کنیم و آخرین نفس خود را می‌کشیم. در آن روز، هیچ ثروتی یک دقیقه ...

دست دوستی به کسی نمی‌دهم که دشمنِ دوستم است - نویسنده: گویا روشن

تصویر
دست دوستی به کسی نمی‌دهم که دشمنِ دوستم است دوستی چیزی بیش از فقط  خنده‌های مشترک یا چند کلمه محبت‌آمیز است. دوستی به معنای همبستگی است؛ یعنی وقتی همه کنار می کشند، شما در کنار کسی می‌مانید که او را "دوست"می‌نامید.  بنابراین اگر دوستی را از این معنا تهی کنیم، فقط به یک آشنایی موقت و منفعت‌طلبانه تبدیل می‌شود. البته، برخی افراد معتقدند که وفاداری و دوستی مفاهیمی منسوخ هستند و دیگر در دنیای امروز ارزشی ندارند.  این امر به ویژه در سیاست نیز صادق است، جایی که منافع شخصی بر شرافت غلبه می‌کند، لبخند زدن اجباری است و بسیاری حاضرند حتی نزدیکترین دوستان خود را برای موقعیت‌ها، معاملات یا شهرت زودگذر فدا کنند.  اما من معتقدم دوستی حد و مرزی دارد. دشمن یک دوست ممکن است هرگز به من آسیبی نرسانده باشد، اما اگر کسی عمداً به کسی که برایم عزیز است آسیب برساند، نمی‌توانم وانمود کنم که هیچ اتفاقی نیفتاده است.  به همین جهت؛ گاهی سکوت به عنوان خیانت تلقی می‌شود. گاهی یک لبخند بیشتر از یک توهین درد دارد. و حتی یک دست دادن می‌تواند این پیام را منتقل کند: "درد تو برایم مهم نیست." و...

‎اردوغان؛ دیکتاتوری با صندوق رأی نویسنده: گویا روشن

تصویر
   اردوغان؛ دیکتاتوری با صندوق رأی رجب طیب اردوغان دیگر فقط رئیس جمهور نیست؛ او به نمادی از تمرکز قدرت در ترکیه تبدیل شده است. بسیاری از شهروندان ترکیه، به ویژه بخش بزرگی از مخالفان سیاسی، روزنامه‌نگاران، دانشگاهیان، فعالان حقوق مدنی و هنرمندان، او را چهره‌ای با گرایش‌های اقتدارگرایانه، حتی یک دیکتاتور، می‌دانند. از سوی دیگر، گروه کوچکی از ترک‌ها هنوز او را یک دولتمرد موفق می‌دانند. با این حال، آنچه مهم است نه تنها اعمال او، بلکه لفاظی‌های او نیز هست. دیکتاتوری صرفاً فقدان انتخابات نیست؛ بلکه زمانی آغاز می‌شود که انتخابات دیگر نتواند قدرت را کنترل کند. وقتی رسانه‌های منتقد ساکت می‌شوند، روزنامه‌نگاران زندانی می‌شوند، چهره‌های مخالف تحت پیگرد قانونی قرار می‌گیرند و قوه قضائیه استقلال خود را از دست می‌دهد، دیگر نمی‌توان صرفاً به دلیل برگزاری انتخابات از دموکراسی صحبت کرد. سال‌ها پیش، اردوغان با وعده آزادی، اصلاحات و عدالت به قدرت رسید، اما به تدریج قدرت را در دستان خود متمرکز کرد. امروزه بسیاری از نهادهایی که باید دولت را کنترل کنند، تحت تأثیر قدرت سیاسی قرار دارند. این همان مسی...

عربستان سعودی: میان نام خدا و سیاست قدرت (بخش دوم) نوشتەی: گویا روشن

تصویر
  عربستان سعودی: میان نام خدا و سیاست قدرت  (بخش دوم) عربستان سعودی خود را به عنوان نگهبان دو مسجد مقدس می‌بیند و پرچم آن نیز دارای کتیبه‌های مقدس است. اما وقتی دولتی خود را به نام دین و مقدسات معرفی می‌کند، مردم از آن انتظار بیشتری نسبت به یک دولت عادی دارند؛ زیرا نه تنها بر اساس اقتصاد، ارتش و سیاست خارجی، بلکه بر اساس معیارهای اخلاقی و بشردوستانه نیز قضاوت می‌شود. سوال من این است: چگونه دولتی که نام خدا را بالاترین جایگاه نمادین خود می‌داند، می‌تواند از طریق سیاست‌های خود باعث رنج صدها هزار انسان بی‌گناه شود؟ جنگ یمن یکی از بزرگترین آزمون‌های اخلاقی برای سیاست عربستان سعودی بوده است. از سال ۲۰۱۵، ائتلاف به رهبری عربستان سعودی با مداخله نظامی خود در یمن، کشوری فقیر و آسیب‌پذیر، هزاران نفر را کشته و میلیون‌ها نفر را در گرسنگی، بیماری و آوارگی فرو برده است. کودکانی که در یمن جان باختند، جنگ‌سالار نبودند. مادرانی که فرزندانشان را از دست دادند، سیاستمدار نبودند. افرادی که خانه‌هایشان ویران شد، تصمیم‌گیرندگان در مبارزات قدرت منطقه‌ای نبودند. قدرت همیشه به دنبال بهانه است: امنیت، ...

عربستان سعودی: میان نام خدا و سیاست قدرت(قسمت اول) نویسنده: گویا روشن

تصویر
عربستان سعودی: میان نام خدا و سیاست قدرت (قسمت اول) عربستان سعودی، کشوری که مشروعیت آن از نظر تاریخی بر وحدت دین و دولت استوار بوده است، در حال حاضر یکی از پیچیده‌ترین مراحل تاریخ مدرن خود را تجربه می‌کند. این کشور که خود را خادم حرمین شریفین می‌داند، همزمان در حال بازتعریف نقش خود در نظام بین‌الملل، اقتصاد جهانی و روابط منطقه‌ای است. این دوگانگی، پرسشی اساسی را برای ناظران مطرح می‌کند: آیا سیاست در عربستان سعودی هنوز در خدمت دین است یا دین به ابزاری برای حفظ قدرت سیاسی تبدیل شده است؟ در دهه‌های اخیر، دین نه تنها بخشی از هویت ملی عربستان سعودی، بلکه ستونی از مشروعیت دولت نیز بوده است. با این حال، اصلاحات گسترده اجتماعی و اقتصادی سال‌های اخیر - از گسترش بخش‌های گردشگری و سرگرمی گرفته تا محدود کردن نفوذ نهادهای مذهبی - نشان می‌دهد که اولویت‌های دولت در حال تغییر است. این تغییرات کمتر صرفاً فرهنگی هستند و بیشتر بیانگر یک محاسبه سیاسی با هدف حفظ قدرت در جهانی هستند که دیگر با درآمدهای نفتی و مشروعیت سنتی تعریف نمی‌شود. سیاست خارجی عربستان سعودی همواره تعادلی بین آرمان‌های مذهبی و منافع ملی...

از پشت پنجره‌های امن، فرمان انقلاب ندهید نویسنده: گویا روشن

تصویر
ا ز پشت پنجره‌های امن، فرمان انقلاب ندهید ! ساده‌ترین کار دنیا این است که پشت یک پنجره امن در اروپا، آمریکا یا کانادا بنشینید، قهوه‌تان را جرعه جرعه بنوشید، اینترنت پرسرعت خود را روشن کنید و برای مردمی که هزاران کیلومتر دورتر زندگی می‌کنند، نسخه‌ای از انقلاب تجویز کنید. قابل قبول نیست در حالی که شما جوانان را از هزاران کیلومتر دورتر به مقابله با نیروهای امنیتی فرا می‌خوانید، فرزند خودتان در آرامش به دانشگاه می‌رود، خانواده‌تان در امنیت زندگی می‌کند و شما با هیچ خطری روبرو نیستید. شجاعت واقعی به معنای صدور دستور از فاصله امن نیست؛ شجاعت به معنای پذیرش مسئولیت عواقب سخنان شماست. تاریخ بارها نشان داده است که بیشترین هزینه بسیاری از انقلاب‌ها و جنبش‌های سیاسی را نه رهبران، بلکه مردم عادی پرداخت می‌کنند. سیاستمداران، فعالان شناخته شده و چهره‌های رسانه‌ای اغلب راهی برای نجات خود پیدا می‌کنند. اما شهروندان عادی باید با سال‌ها زندان، بیکاری، مهاجرت اجباری، سوگواری و ویرانی دست و پنجه نرم کنند. به همین دلیل، هر کسی که از خارج از کشور مردم را به انجام اقدامات پرهزینه فرا می‌خواند، باید از خود یک...