ادعا کردن آسان است،
ادعا کردن آسان است در حوزه سیاسی، یک سوال اساسی مطرح میشود: جامعه نمایندگی خود را به چه کسی سپرده است و چه کسی میتواند بجای آنان سخن بگوید؟ این پرسش بهویژه در مورد رضا پهلوی مطرح است، کسی که سالهاست در مورد آینده ایران و مردمش صحبت میکند و گاهی خود را به عنوان سخنگوی رسمی مردم ایران معرفی میکند. اما پرسش سادهای که قبلاً پرسیدهام این است: چه کسی به او اجازه داده است که این کار را انجام دهد؟ رضا پهلوی، مانند هر شخص دیگری، حق دارد دیدگاههای سیاسی خود را بیان کند. او بدون شک تعدادی دنبالکننده دارد. اما تعدادی دنبالکننده به او حق نمیدهد که از طرف همه ایرانیان صحبت کند. من به عنوان یک ایرانی، به او اجازه ندادهام که از طرف من صحبت کند. این صرفاً یک اظهار نظر نیست؛ این مربوط به انسانیت من و حق من برای تعیین سرنوشت سیاسی خودم است. من حق دارم تصمیم بگیرم چه کسی نماینده من باشد و چه کسی نباشد. وقتی رئیس جمهور کشورم در مجامع بینالمللی به عنوان نماینده رسمی صحبت میکند، به عنوان رئیس جمهور ایران، دکتر، مسعود پزشکیان را میتوانم در این نقش به عنوان نماینده کشورم به رسمیت بشناسم. ...