پست‌ها

گویا روشن

از آدم ربایی و شکنجه در دمشق

تصویر
از آدم ربایی و شکنجه در دمشق نویسنده: گویا روشن ( گویا آیدین) تجربه‌ای آسیب‌زا و نقش سازمان ملل ‌ سفارت کانادا در نجات جان انسان‌ها امروزه بسیاری از مردم در سراسر جهان با بحران‌های انسانی و نقض گستردهٔ حقوق بشر روبه‌رو هستند. برخی از این افراد در شرایطی گرفتار می‌شوند که بدون کمک جامعهٔ جهانی، هیچ راهی برای فرار از ظلم و خشونت ندارند. . در سال ۲۰۱۰ من یکی از قربانیان این وضعیت شدم. ربوده   شدنم در دمشق، پایتخت سوریه، نه‌تنها زندگی مرا بلکه سرنوشت خانواده‌ام را برای همیشه تغییر داد. در این نوشتار، تجربهٔ تلخ خود را بازگو می‌کنم و به نقش حیاتی سازمان‌های بین‌المللی در نجات جان من و خانواده‌ام می‌پردازم. در اوت ۲۰۱۰ به‌عنوان یک مسافر عادی در دمشق حضور داشتم. هیچ ارتباطی با رژیم بشار اسد یا گروه‌های مخالف نداشتم؛ تنها بازدیدکننده‌ای بودم که در خیابان‌های شهر قدم می‌زدم و به ویترین مغازه‌ها نگاه می‌کردم. ناگهان، در یکی از خیابان‌های اصلی، توسط افرادی ناشناس ربوده شدم. بدون هیچ توضیحی، به‌طرزی وحشیانه مورد ضرب‌وشتم قرار گرفتم و به ساختمانی متروکه و ویران منتقل شدم. ی...

ایران، نامی کە فروتنی را می‌تاباند- نویسندە: گویا روشن

تصویر
.    ایران، فروتنی را القا می‌کند . و قتی نام ایران را می‌شنوم، حتی قبل از اینکه به مرز و جغرافیا فکر کنم، به فرهنگی فکر می‌کنم که قرن‌ها بر پایه ادب، احترام، همزیستی مسالمت‌آمیز و انسانیت بنا شده است. برای من، ایران فقط یک کشور نیست؛ بلکه مفهومی است که شعر، عشق، دانش و فروتنی را به هم پیوند می‌دهد. نام ایران، مهربانی را می‌تاباند. سرزمینی که بزرگترین شاعرانش بشریت را به عشق فراخوانده‌اند، متفکرانش از خرد سخن گفته‌اند و مردمش حتی در سخت‌ترین دوران، مهمان‌نوازی را فراموش نکرده‌اند. من به ایران افتخار می‌کنم؛ نه به خاطر قدرتش، نه به خاطر ثروتش و نه به خاطر وسعتش. افتخار من به فرهنگی است که قرن‌هاست بشریت را به گفتگو به جای نفرت، دوستی به جای دشمنی و سازندگی به جای ویرانی فراخوانده است. تاریخ هر کشوری فراز و نشیب‌های خود را دارد، اما آنچه من در مورد ایران می‌دانم این است که روح آن در شعر حافظ، حکمت سعدی، اندیشه فردوسی و عشق مولوی زنده است. این میراث، میراث جنگ نیست، بلکه میراث فرهنگ است. من ایران را دوست دارم زیرا در نام آن غرور کورکورانه نمی‌بینم، بلکه عزت و کرامت می‌بینم. در ت...

پیش از قضاوت- نویسندە : گویا روشن

تصویر
پیش از قضاوت ‏‎کاش هر انسانی، قبل از قضاوت در مورد دیگری، لحظه‌ای به چهره خود در آینه نگاه می‌کرد؛ نه فقط به ظاهرش، بلکه به اشتباهات، نقاط ضعف، ترس‌ها و کاستی‌هایی که در درون خود پنهان کرده است. ‏‎قضاوت کردن آسان‌ترین کاری است که یک انسان می‌تواند انجام دهد. کافی است چند کلمه بشنود، چند عکس ببیند یا چند شایعه بشنود تا در مورد زندگی، شخصیت و سرنوشت دیگران قضاوت کند. اما حقیقت این است که هیچ کس تمام داستان زندگی دیگری را نمی‌داند. هیچ کس شب‌های بی‌خوابی، دردهای پنهان، اشک‌های خاموش و جنگ‌های درونی انسان‌ها را نمی‌بیند. ‏‎بسیاری از کسانی که انگشت اتهام را به سمت دیگران نشانه می‌گیرند، فراموش کرده‌اند که سه انگشت دیگر به سمت خودشان نشانه رفته است. آنها نقص‌های کوچک دیگران را با ذره‌بین می‌بینند، اما بی‌تفاوت از کنار کوه اشتباهات خود می‌گذرند. ‏‎اگر هر کسی به جای جستجوی نقص در زندگی دیگران، کمی برای بهبود خود وقت می‌گذاشت، جهان جای آرام‌تر و مهربان‌تری می‌شد. بسیاری از دشمنی‌ها، کینه‌ها و سوءتفاهم‌ها از بین می‌رفت و به جای قضاوت، مردم یکدیگر را بهتر درک می‌کردند. هیچ انسانی کامل نیست. همه م...

برای من، وطن مادر است- نویسندە: گویا روشن

تصویر
برای من، وطن مادر است . وطن، مادر است: چون هویت، خاطره و مسئولیت بە همراە دارد برای یک فرد، وطن فقط یک نام در گذرنامه،    و یا یک پرچم روی ساختمان یا مرزی روی نقشه نیست. وطن چیزی بیش از ساختارهای سیاسی و اداری است؛ و پیوندی عمیق بین مردم، سرزمین، خاطره و تاریخ است. برای من، وطنم فقط یک کشور نیست؛ بلکه تداوم هویت من است. ردپای زندگی من در آن جریان دارد و رشته‌ای نامرئی مرا به نسل‌های قبل از خودم متصل می‌کند. در سرزمین مادری‌ام، صدای اجدادم را می‌شنوم، ریشه در زبان آنها دارم و خودم را در خاطره آنها منعکس شده می‌بینم. به همین دلیل است که وطن را نمی‌توان صرفاً با سیاست یا دولت تعریف کرد؛ دولت‌ها می‌آیند و می‌روند، اما وطن در لایه‌های عمیق‌تر وجود انسان باقی می‌ماند. وقتی می‌گویم وطن، مادر است، صرفاً یک تشبیه شاعرانه نیست. می‌توان از مادر انتقاد کرد، می‌توان از او ناامید شد، حتی می‌توان از او فاصله گرفت، اما نمی‌توان آرزوی نابودی وی را داشت. این رابطه پیچیده عشق، انتقاد و مسئولیت نیز در مفهوم خانه منعکس شده است. ممکن است کسی از وضعیت کشور خود ناراضی باشد یا از آرزوهای برآورده نشده ...

ترامپ و آیینهٔ امریکا__نویسنده: گویا روشن

تصویر
ترامپ و آیینهٔ امریکا آمریکا زمانی الگویی برای جهان بود، کشوری که مظهر ارزش‌های دموکراسی، آزادی و عدالت بود و ملت‌ها را برای تبدیل شدن به جوامع بهتر الهام می‌بخشید. اما در دوران ترامپ، دیگر آن الگو نیست. امروز، آمریکا چیزی بیش از ترامپ نشده است: پوچ، پرخاشگر، بزدل و عاری از رهبری اخلاقی واقعی. حتی مردان باتجربه در آمریکا، کسانی که شجاعت، خرد و جوهره دارند، مجبورند سر تعظیم فرود آورند یا سکوت کنند، زیرا فضای سیاسی و اجتماعی آنقدر تنگ و خطرناک شده است که آزادی بیان و عمل آزاد دیگر امکان‌پذیر نیست. ترامپ با اقدامات و تصمیمات خود همه چیز را نابود کرده است؛ هیچ کس، چه مرد و چه زن، مسیحی، مسلمان یا یهودی، دیگر در امان نیست. او مرزها و تفاوت‌ها را نادیده گرفته است و با سیاست‌های کوته‌بینانه، بی‌باکی و سخنان احمقانه خود، اعتماد عمومی و انسجام اجتماعی را از بین برده است. جامعه‌ای که زمانی می‌توانست مکانی برای بحث‌های باز و شفاف باشد، اکنون عمیقاً دچار تفرقه شده و با بی‌اعتمادی مشخص می‌شود. هیچ کس، حتی کسانی که واقعاً واجد شرایط رهبری و تصمیم‌گیری هستند، نمی‌توانند بدون ترس و نگرانی از عواقب آن ...

جنگ، قدرت و حقیقتی که پنهان نمی‌ماند- نویسنده: گویا روشن

تصویر
جنگ، قدرت و حقیقتی که پنهان نمی‌ماند گاهی تاریخ چهره واقعی سیاستمداران را خیلی دیر نشان می‌دهد. بسیاری از مردم در ابتدا نمی‌دانستند دونالد ترامپ واقعاً چه نوع سیاستمداری است. او خود را مردی قدرتمند، تصمیم‌گیر و مدافع امنیت معرفی می‌کرد؛ اما با گذشت زمان، بسیاری از واقعیت‌ها آشکارتر شد. یکی از روش‌های قدیمی سیاست قدرت در جهان، ایجاد اختلاف میان دولت‌ها و ملت‌هاست. زمانی که افکار عمومی درگیر دشمنی‌ها، ترس‌ها و جنگ‌ها شود، کمتر کسی به پشت پرده تصمیم‌ها نگاه می‌کند. در چنین شرایطی، جنگ نه تنها به عنوان یک بحران، بلکه به عنوان ابزاری برای پوشاندن اشتباهات و حتی فسادهای سیاسی نیز استفاده می‌شود. تاریخ بارها نشان داده است که برخی رهبران برای حفظ قدرت یا پنهان کردن مشکلات داخلی، بحران‌های خارجی می‌سازند. در دوران ریاست‌جمهوری ترامپ، خاورمیانه یکی از مهم‌ترین صحنه‌های این سیاست بود. منطقه‌ای که دهه‌هاست از جنگ، بی‌ثباتی و رقابت‌های قدرت رنج می‌برد. تصمیم‌های ناگهانی، سیاست‌های تهاجمی و تشدید تنش‌ها باعث شد که بسیاری از مردم این منطقه دوباره بهای سنگینی بپردازند؛ بهایی که اغلب با خون مردم عادی پ...

مردم ایران با تمسخر از خودشان می‌پرسند: تو کی هستی، ترامپ؟ نویسنده گویا روشن

تصویر
مردم ایران با تمسخر از خودشان می‌پرسند: تو کی هستی، ترامپ؟  آن‌ها با تمسخر می‌پرسند:  «اصلاً تو کی هستی، ترامپ، که می‌خواهی برای آیندهٔ کشور ما تصمیم بگیری؟» این پرسش شاید در ظاهر ساده باشد، اما در پشت آن سال‌ها تجربه، تلخی، بی‌اعتمادی و خستگی یک ملت از بازی‌های قدرت‌های جهانی نهفته است. برای بسیاری از مردم ایران، سیاست‌های خارجی آمریکا صرف‌نظر از اینکه چه کسی در کاخ سفید بوده ، اغلب نه نشانهٔ دلسوزی برای مردم، بلکه بخشی از یک بازی بزرگ قدرت بوده است؛ بازی‌ای که در آن سرنوشت ملت‌ها گاهی به ابزاری برای فشار سیاسی تبدیل می‌شود. در چنین فضایی، وقتی سیاستمداری در آن سوی جهان درباره آیندهٔ ایران سخن می‌گوید، طبیعی است که بخشی از جامعه با تردید، و حتی با تمسخر، واکنش نشان دهد. از نگاه بسیاری از ایرانیان، سرنوشت یک کشور چیزی نیست که در توییت‌ها، سخنرانی‌ها یا تصمیم‌های یک سیاستمدار خارجی تعیین شود. تاریخ ایران سرشار از دوره‌هایی است که مردم آن، در سخت‌ترین شرایط، تلاش کرده‌اند سرنوشت خود را با دستان خود رقم بزنند. همین تجربه تاریخی باعث شده است که حساسیت نسبت به دخالت خارجی، چه واقعی...

وقتی درد دیگران را حس می‌کنیم- نویسنده: گویا روشن

تصویر
  وقتی درد دیگران را حس می‌کنیم قلبم درد می‌کند. چشمانم پر از اشک است و در دنیایی تنگ و تاریک گرفتار شده‌ام. گاهی چنین احساس می‌کنم که امید به پایان ابدی جنگ، چیزی جز یک توهم نیست؛ رؤیایی که انسان‌ها دوست دارند به آن باور داشته باشند، اما واقعیت جهان بارها آن را در هم شکسته است. جنگ و کشتار مظلومان پدیده‌ای تازه نیست. تاریخ بشر پر از روایت‌هایی که در آن قدرت، بر انسانیت غلبه کرده و ‌انسانهای بی‌گناه قربانی شده‌اند. از گذشته‌های دور تا امروز، صحنه‌های درد و خون بارها تکرار شده‌اند؛ گویی بشر هنوز نتوانسته از سایه‌های تاریک درون خود عبور کند. اما شاید تلخ‌ترین حقیقت این باشد که ما انسان‌ها اغلب تا زمانی که رنج به در خانه‌مان نرسیده، آن را به‌درستی احساس نمی‌کنیم. درد دیگران برای ما تنها یک خبر، یک تصویر یا یک آمار باقی می‌ماند. ما زندگی روزمرهٔ خود را ادامه می‌دهیم و جهان را همان‌گونه که هست می‌پذیریم. انسان موجودی پیچیده است؛ هم قادر به بزرگ‌ترین مهربانی‌هاست و هم به عمیق‌ترین بی‌رحمی‌ها. اما خودخواهی و بی‌تفاوتی، دو نیروی خطرناکی هستند که اغلب وجدان جمعی ما را خاموش می‌کنند. تا زمان...