پست‌ها

نمایش پست‌هایی با برچسب چه سخت است وقتی خانواده همه با هم پیر می‌شوند

چه سخت است وقتی خانواده همه با هم پیر می‌شوند— نویسنده: گویا روشن

تصویر
چه سخت است وقتی خانواده همه با هم پیر می‌شوند پیری تنها سفیدی موها یا لرزش دست‌ها نیست. پیری، زمانی آغاز می‌شود که خانه‌ای که روزی پر از خنده، دویدن و هیاهو بود، آرام‌آرام در سکوت فرو می‌رود. روزی می‌رسد که پدر دیگر آن توان همیشگی را ندارد، مادر آهسته‌تر از گذشته راه می‌رود، خواهر و برادرها هر کدام نشانی از گذر زمان بر چهره دارند، و حتی صدای خنده‌ها نیز رنگ دیگری به خود می‌گیرد. چه سخت است وقتی خانواده همه با هم پیر می‌شوند. در کودکی، گمان می‌کردیم پدر و مادر همیشه خواهند ماند؛ تصور می‌کردیم سفره‌ای که هر روز دور آن جمع‌ می‌شدیم، تا ابد گسترده خواهد بود. اما زمان، بی‌آنکه از کسی اجازه بگیرد، از میان همه ما عبور می‌کند. چین و چروک‌ها، موهای سپید، عصا، عینک و دارو، آرام‌آرام مهمان همیشگی خانه می‌شوند. سخت‌تر از پیر شدن خودمان، تماشای پیر شدن عزیزانمان است. دیدن مادری که روزی برای همه ستون خانه بود و امروز برای برخاستن به کمک نیاز دارد. دیدن پدری که زمانی تکیه‌گاه خانواده بود، اما اکنون گاهی خودش به شانه‌ای برای تکیه کردن نیاز دارد. این تصویر، قلب هر فرزندی را می‌فشارد. وقتی همه با هم پیر...