پست‌ها

نمایش پست‌هایی با برچسب «هیچ ذلتی را مثل این ندیدم که دلم مشغول کسی باشد که دلش با من نیست»

«هیچ ذلتی را مثل این ندیدم که دلم مشغول کسی باشد که دلش با من نیست»

تصویر
«هیچ ذلتی را مثل این ندیدم که دلم مشغول کسی باشد که دلش با من نیست» نویسنده: گویا روشن   جمله‌ی «هیچ تحقیری بالاتر از این ندیده‌ام که دلم با کسی باشد که دلش با من نیست» به زبانی ساده، یکی از عمیق‌ترین تجربیات عاطفی بشر را توصیف می‌کند. گوینده به شکلی از عشق اشاره می‌کند که نه به وحدت و نه به درک متقابل منجر می‌شود، بلکه به وضعیتی نابرابر و ناتوان‌کننده منجر می‌شود. این حالت عدم قطعیت، منبع رنجی است که در کل جمله نفوذ می‌کند. این عشق لزوماً محدود به روابط عاشقانه بین یک مرد و یک زن نیست؛ ممکن است بین والدین و فرزند یا بین خواهر و برادر نیز وجود داشته باشد. بنابراین، انتخاب کلمه «تحقیر» کلید درک دیدگاه شاعر است. شاعر از غم یا شکست صحبت نمی‌کند، بلکه از وضعیتی صحبت می‌کند که در آن کرامت درونی نقض می‌شود. ورود به رابطه با کسی که احساسات فرد را جبران نمی‌کند، نشان دهنده‌ی نوعی ناخودآگاه از خود-کم‌ارزشی است؛ فرد آگاهانه یا ناآگاهانه، ارزش خود را به توجه دیگری گره می‌زند. این وابستگی نابرابر، عشق را از معنای خود تهی می‌کند و آن را به رنج تبدیل می‌کند. در چنین حالتی، عاشق خود را در جدالی م...