لطفا ما را نجات ندهید.
لطفا ما را نجات ندهید. گاهی واقعاً نمیدانم باید به سیاستمداران جهان بخندم یا نفرینشان کنم! هر روز یک نفر با کتوشلوار اتوکشیده، پشت تریبون میایستد و با قیافهای که انگار تازه عقل کل جهان شده، میگوید: «ما برای امنیت مردم وارد جنگ شدیم.» عالی است! فقط از روی کنجکاوی: مردم دقیقاً کجا هستند؟ چون عجیب است؛ هر بار که جنگ شروع میشود، موشکها به سمت خانه مردم میروند، اما خودِ کسانی که جنگ را شروع کردهاند، معمولاً جای بسیار امنی تشریف دارند! آنها جنگ را روی نقشه میبینند؛ مردم، جنگ را از پنجره خانهشان مشاهده می کنند. آنها از «پیروزی» حرف میزنند؛ مردم دنبال یک جای امن برای ماندن هستند آنها میگویند: «تلفات اجتنابناپذیر است.» بله، البته! فقط یک نکته: تلفات اجتنابناپذیر، معمولاً خانواده شما نیستند! و چه جالب که در فرهنگ سیاسی امروز، بمبِ خودی همیشه «دفاع» است و بمبِ دشمن همیشه «تروریسم». موشک انها اگر به خانه شما بخورد، جنایت است؛ اگر به خانه آنها بخورد، «عملیات دقیق نظامی»! احتمالاً موشکها هم تابع ملیت هستند و قبل از انفجار پاسپورتشان را نشان میدهند! ب...