پست‌ها

نمایش پست‌ها از ژوئیه, ۲۰۱۷

آیا وجدان هم می‌تواند پیر شود؟ نویسنده: گویا روشن

تصویر
 آیا وجدان هم می‌تواند پیر شود؟ ما معمولاً پیری را از روی چین و چروک صورت، موهای سفید یا قدم‌های آهسته تشخیص می‌دهیم. اما شاید پیرترین بخش وجود یک فرد، بدن نباشد، بلکه وجدان اوست. وجدان روزی فریاد می‌زند. از دروغ ناراحت می‌شود، از ظلم بی‌قرار می‌شود و از بی‌عدالتی می‌سوزد. اما اگر صدایش بارها و بارها نادیده گرفته شود، کم‌کم خسته می‌شود؛ نمی‌میرد، بلکه پیر می‌شود. وجدان پیر دیگر فریاد نمی‌زند؛ فقط تماشا می‌کند. در ابتدا، فرد از گفتن یک دروغ کوچک رنج می‌برد. بعدها، آن دروغ به یک عادت روزانه تبدیل می‌شود. زمانی دیدن یک گرسنه خواب را از او می‌رباید، اما امروز از کنار هزاران تصویر جنگ، قحطی و مرگ می‌گذرد و فقط انگشتش روی صفحه گوشی‌اش می‌کشد. این عادی‌سازی خطرناک‌ترین نشانه پیری وجدان است. جامعه نیز می‌تواند وجدان پیر داشته باشد. جامعه‌ای که هر روز درباره فساد می‌شنود و دیگر تعجب نمی‌کند؛ که هر روز از بی‌عدالتی صحبت می‌کند و دیگر عصبانی نیست؛ که هر روز شاهد دروغ است و آن را بخشی طبیعی از زندگی می‌داند. چنین جامعه‌ای ممکن است هنوز زنده باشد، اما وجدانش سال‌هاست که پیر شده است. قدرت، وجدان...

افرادی را که هرگز عذرخواهی نمی‌کنند — نویسنده : گویا روشن

تصویر
 افرادی را که هرگز عذرخواهی نمی‌کنند  این ممکن است برای برخی تند به نظر برسد، اما من در طول سال‌ها به این نتیجه رسیده‌ام که برخی از مردم از اشتباه کردن نمی‌ترسند؛ آنها از پذیرش اشتباهات خود می‌ترسند. آنها حاضرند ساعت‌ها بحث کنند، حقیقت را تحریف کنند، سکوت کنند، یک رابطه را خراب کنند و حتی شما را سرزنش کنند، اما هرگز حاضر نیستند یک جمله ساده بگویند: "من اشتباه کردم، مرا ببخش." اما عجیب ترازآن این است ، بیش از هر کسی انتظار دارند دیگران از آنها عذرخواهی کنند. برای من، عذرخواهی فقط یک کلمه نیست؛ بلکه معیاری برای شخصیت است. کسی که می‌تواند اشتباهات خود را بپذیرد، هنوز وجدان دارد. اما کسی که همیشه خود را بی‌گناه می‌داند، دیر یا زود دیگران را قربانی غرور خود خواهد کرد. من از دیگران انتظار ندارم که کامل باشند. هیچ کس کامل نیست. من خودم بارها اشتباه کرده‌ام و دوباره اشتباه خواهم کرد. اما من همیشه معتقد بوده‌ام که ارزش یک فرد در اشتباه نکردن نیست؛ بلکه در داشتن شجاعت ایستادن در برابر حقیقت پس از اشتباه کردن است. بعضی از مردم فکر می‌کنند اگر عذرخواهی کنند، کوچک می‌شوند. آنها نمی‌دانند ...

بعضی ها گوش شان انبار اطلاعات است- نویسندە: گویا روشن

تصویر
  بعضی ها گوش شان انبار اطلاعات است بعضی آدم‌ها گوش دارند، اما گوش‌شان خانه‌ی فهم نیست؛ انبار اطلاعات است . انها برای استفاده.
می‌شنوند، نه برای اینکه بفهمند؛ نگه دارند، بچرخانند، و روزی علیه خودت خرجش کنند. این‌ها همان‌هایی‌اند که در ظاهر آرام‌اند، سر تکان می‌دهند، حتی گاهی لبخند می‌زنند.
اما در درونشان، تو را «گفتنی» نمی‌بینند؛ تو را «ابزار گفتن» می‌بینند. ‏‎تو درد دلت را می‌گویی، فکر می‌کنی در امن‌ترین نقطه‌ هستی، اما خبر نداری که همین حرف‌ها، فردا در دهان دیگری با رنگ و لعاب جدید برمی‌گردد؛
 نه برای کمک، نه برای همدردی، بلکه برای کنترل، برای قدرت، برای کوچک کردن تو.  ‏‎این نوع شنونده‌ها خطرناک‌ترین نوع انسان‌اند؛
چون فریاد نمی‌زنند، بلکه  ساکت می‌مانند تا همه‌چیز را جمع کنند. ‏‎درد تو برایشان مقدس نیست؛ منبع است.
اشتباهت را ذخیره می‌کنند، ضعف‌هایت را علامت‌گذاری می‌کنند، و در زمان مناسب، همان‌ها را به شکل «حقیقت درباره‌ی تو» پخش می‌کنند. ‏‎و تلخ‌تر از همه این است:
تو فکر می‌کنی رابطه ساخته‌ای، اما در واقع فقط اطلاعات تحویل داده‌ای. ‏‎این انسان ها وفادار نیستند؛ کارآمد...