بعضی ها گوش شان انبار اطلاعات است- نویسندە: گویا روشن
بعضی ها گوش شان انبار اطلاعات است
بعضی آدمها گوش دارند، اما گوششان خانهی فهم نیست؛ انبار اطلاعات است . انها برای استفاده.
میشنوند، نه برای اینکه بفهمند؛ میشنوند برای اینکه نگه دارند، بچرخانند، و روزی علیه خودت خرجش کنند.
اینها همانهاییاند که در ظاهر آراماند، سر تکان میدهند، حتی گاهی لبخند میزنند.
اما در درونشان، تو را «گفتنی» نمیبینند؛ تو را «ابزار گفتن» میبینند.
تو درد دلت را میگویی، فکر میکنی در امنترین نقطهای.
اما خبر نداری که همین حرفها، فردا در دهان دیگری با رنگ و لعاب جدید برمیگردد؛
نه برای کمک، نه برای همدردی، بلکه برای کنترل، برای قدرت، برای کوچک کردن تو.
این نوع شنوندهها خطرناکترین نوع انساناند؛
نه چون فریاد میزنند، بلکه چون ساکت میمانند تا همهچیز را جمع کنند.
درد تو برایشان مقدس نیست؛ منبع است.
اشتباهت را ذخیره میکنند، ضعفهایت را علامتگذاری میکنند، و در زمان مناسب، همانها را به شکل «حقیقت دربارهی تو» پخش میکنند.
و تلختر از همه این است:
تو فکر میکنی رابطه ساختهای، اما در واقع فقط اطلاعات تحویل دادهای.
این آدمها وفادار نیستند؛ کارآمدند.
تا وقتی حرفهایت به دردشان بخورد، کنارت میمانند.
و روزی که دیگر چیزی برای برداشت نباشد، یا بدتر از آن، چیزی برای استفاده علیه تو پیدا کنند، همان سکوتشان تبدیل به سلاح میشود.
اعتماد، وقتی بیفکر داده شود، تبدیل به سادهلوحی نمیشود؛ تبدیل به مدرک علیه خودت میشود.
پس مسئله این نیست که کم حرف بزنی.
مسئله این است که بدانی با چه کسی حرف میزنی.
چون بعضیها گوش دارند، اما دل ندارند؛
و در دنیای بیدلها، هر حرفی که گفتی، ممکن است روزی علیه خودت شهادت بدهد.

نظرات