لطفا ما را نجات ندهید.

لطفا ما را نجات ندهید.


‏‎گاهی واقعاً نمی‌دانم باید به سیاستمداران جهان بخندم یا نفرینشان کنم!

‏‎هر روز یک نفر با کت‌وشلوار اتوکشیده، پشت تریبون می‌ایستد و با قیافه‌ای که انگار تازه عقل کل جهان شده، می‌گوید:

‏‎«ما برای امنیت مردم وارد جنگ شدیم.»

‏‎عالی است!

فقط از روی کنجکاوی: مردم دقیقاً کجا هستند؟

‏‎چون عجیب است؛ هر بار که جنگ شروع می‌شود، موشک‌ها به سمت خانه مردم می‌روند، اما خودِ کسانی که جنگ را شروع کرده‌اند، معمولاً جای بسیار امنی تشریف دارند!

‏‎آن‌ها جنگ را روی نقشه می‌بینند؛ مردم، جنگ را از پنجره خانه‌شان مشاهده می کنند.

‏‎آن‌ها از «پیروزی» حرف می‌زنند؛ مردم دنبال یک جای امن برای امنیت هستند

‏‎آن‌ها می‌گویند: «تلفات اجتناب‌ناپذیر است.»

‏‎بله، البته!

‏‎فقط یک نکته:

‏‎تلفات اجتناب‌ناپذیر، معمولاً خانواده شما نیستند!

‏‎و چه جالب که در فرهنگ سیاسی امروز، بمبِ خودی همیشه «دفاع» است و بمبِ دشمن همیشه «تروریسم».

‏‎موشک ما اگر به خانه شما بخورد، جنایت است؛ اگر به خانه ما بخورد، «عملیات دقیق نظامی»!

‏‎احتمالاً موشک‌ها هم تابع ملیت هستند و قبل از انفجار پاسپورتشان را نشان می‌دهند!

‏‎بعد هم عده‌ای می‌نشینند و با جدیت اعلام می‌کنند:

‏‎«ما نمی‌خواهیم جنگ گسترش یابد.»

‏‎برادر عزیز، اگر واقعاً نمی‌خواهی جنگ گسترده شود، شاید بهتر باشد دیگر چیزی به آن اضافه نکنی!

‏‎این دقیقاً شبیه کسی است که وسط خانه بنزین می‌ریزد و بعد با نگرانی می‌پرسد:

‏‎«بچه‌ها، کسی کبریت ندارد؟»

‏‎دنیا از این نمایش خسته شده است.

‏‎مردم دیگر نمی‌خواهند بدانند چه کسی قوی‌تر است.

‏‎نمی‌خواهند بدانند کدام رهبر سخنرانی بهتری دارد.

‏‎نمی‌خواهند پرچم بیشتری ببینند.

‏‎فقط می‌خواهند زنده بمانند.

‏‎کودکی که زیر صدای انفجار می‌خوابد، به تحلیل ژئوپلیتیک شما علاقه‌ای ندارد.

‏‎مادری که نمی‌داند فرزندش زنده است یا نه، برای «اعتبار بین‌المللی» شما کف نمی‌زند.

‏‎پدری که خانه‌اش ویران شده، با شنیدن عبارت «پیروزی استراتژیک» خانه‌اش دوباره ساخته نمی‌شود.

‏‎پس آقایان، لطفاً یک لطف تاریخی به بشریت بکنید:

‏‎دنیا را نجات ندهید!

‏‎ما خودمان ‏ به نحوی زنده می‌مانیم.

‏‎شما فقط اسلحه‌هایتان را زمین بگذارید، از پشت تریبون پایین بیایید و اجازه بدهید مردم بدون صدای انفجار زندگی کنند.

‏‎چون اگر قرار باشد هر بار شما برای صلح بجنگید، برای امنیت بمباران کنید و برای نجات مردم، مردم را قربانی کنید...

‏‎شاید بشریت واقعاً به یک دشمن جدید احتیاج ندارد؛ شما برایش کافی هستید!

‏‎این تنها «عملیات صلحی» است که واقعاً به نفع مردم تمام می‌شود.


گویا روشن—تمامی حقوق محفوظ است.




بعضی وقت‌ها واقعاً نمی‌دانم که باید به سیاستمداران دنیا بخندم یا آنها را نفرین کنم!


هر روز، کسی با لباس کاملاً اتوکشیده پشت تریبون می‌ایستد و با حالتی که انگار تازه به مرجع نهایی کل جهان تبدیل شده است، می‌گوید:


«ما برای امنیت مردم خود به جنگ رفتیم.»


عالی!


فقط از روی کنجکاوی: مردم دقیقاً کجا هستند؟


چون عجیب است؛ هر بار که جنگی شروع می‌شود، موشک‌ها به سمت خانه‌های مردم شلیک می‌شوند، در حالی که همان افرادی که جنگ را شروع کرده‌اند معمولاً در جایی بسیار امن پنهان شده‌اند!


آنها جنگ را روی نقشه می‌بینند؛ مردم از پنجره خانه‌هایشان جنگ را تماشا می‌کنند.


آنها درباره «پیروزی» صحبت می‌کنند؛ مردم به دنبال مکانی امن برای اقامت هستند.


آنها می‌گویند: «تلفات اجتناب‌ناپذیر است.»


بله، البته!


فقط یک نکته کوچک:


تلفات اجتناب‌ناپذیر معمولاً خانواده شما نیستند!


و چقدر جالب است که در فرهنگ سیاسی امروز، بمب شما همیشه «دفاع» نامیده می‌شود، در حالی که بمب طرف مقابل همیشه «تروریسم» نامیده می‌شود.


اگر موشک ما به خانه شما برخورد کند، جرم است؛ اگر به خانه ما برخورد کند، یک «عملیات نظامی دقیق» است!


ظاهراً موشک‌ها هم ملیت دارند و قبل از انفجار، گذرنامه‌های خود را نشان می‌دهند!


بعد بعضی‌ها می‌نشینند و با جدیت اعلام می‌کنند:


«ما نمی‌خواهیم جنگ تشدید شود.»


آقای، محترم اگر واقعاً نمی‌خواهید جنگ تشدید شود، شاید باید از اضافه کردن هر چیزی به آن دست بردارید!


دقیقاً مثل این است که کسی وسط خانه بنزین بریزد و بعد با نگرانی بپرسد:


«بچه‌ها، کسی کبریت دارد؟»


دنیا از این نمایش خسته شده است.


مردم دیگر نمی‌خواهند بدانند چه کسی قوی‌تر است.


آنها نمی‌خواهند بدانند کدام رهبر سخنرانی بهتری می‌کند.


آنها نمی‌خواهند پرچم‌های بیشتری ببینند.


آنها فقط می‌خواهند زنده بمانند.


کودکی که با صدای انفجارها به خواب می‌رود، هیچ علاقه‌ای به تحلیل‌های ژئوپلیتیکی شما ندارد.


مادری که نمی‌داند فرزندش زنده است یا نه، «اعتبار بین‌المللی» شما را تحسین نخواهد کرد.


پدری که خانه‌اش ویران شده، با شنیدن عبارت «پیروزی استراتژیک» خانه‌اش بازسازی نخواهد شد.


پس، آقایانِ قدرت، لطفاً یک لطف تاریخی در حق بشریت بکنید:


دنیا را نجات ندهید!


ما به نحوی خودمان زنده خواهیم ماند.


فقط سلاح‌هایتان را زمین بگذارید، از تریبون دور شوید و بگذارید مردم بدون صدای انفجار زندگی کنند.


زیرا اگر هر بار برای صلح می‌جنگید، برای امنیت بمب می‌گذارید و به نام نجات مردم، مردم را قربانی می‌کنید...


شاید بشریت واقعاً به دشمن جدیدی نیاز نداشته باشد؛ شما برای ما کافی هستید!


این تنها «عملیات صلح» است که واقعاً به نفع مردم خواهد بود.


گویا روشن — تمامی حقوق محفوظ است.


 

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

آقای رئیس جمهور، تنها چیزی که می‌خواهم بازگشت به وطنم است. نویسنده: گویا روشن

پروژه‌های تفرقه‌افکنانه ترامپ در خاورمیانه— نویسنده گویا روشن

لیبی در دوران قذافی؛ — نویسنده: گویا روشن