آیا باید به ترامپ بخندیم یا به وضعیت سیاست جهانی؟
آیا باید به ترامپ بخندیم یا به وضعیت سیاست جهانی؟
نمیدانم باید به دونالد ترامپ بخندم یا به وضعیت اسفبار سیاست جهانی! اظهارات او گاهی چنان غیرمنتظره و دور از انتظار است که تشخیص مرز میان شوخی، لافزنی و واقعیت سیاسی دشوار میشود. او اخیراً اظهار داشته است: «اگر مردم آمریکا از من خسته شوند، نخستوزیر اسرائیل خواهم شد.»
در نگاه نخست، این سخن ممکن است صرفاً یک شوخی سیاسی به نظر برسد؛ اما موضوع فراتر از یک جمله عجیب از سوی رئیسجمهور ایالات متحده است. پرسش اساسی این است که چگونه چنین اظهارات شخصی، نمایشی و غیرمتعارفی میتواند به بخشی از گفتمان سیاسی رسمی در یکی از قدرتمندترین نظامهای سیاسی جهان تبدیل شود.
ترامپ بارها نشان داده است که سیاست را عرصهای برای نمایش قدرت شخصی و جلب توجه عمومی میداند. در چنین رویکردی، مسئولیتپذیری، عقلانیت و احترام به نهادهای دموکراتیک گاه تحتالشعاع نمایش فردی قرار میگیرند. در اظهارات سیاسی او، مرز میان واقعیت و اغراق، مسئولیت و خودبزرگبینی و حتی منافع ملی و خواستههای شخصی، اغلب مبهم میشود.
البته، این مسئله صرفاً به رفتار شخصی یک سیاستمدار محدود نمیشود. خطر اصلی آنجاست که نظامهای سیاسی و افکار عمومی بهتدریج به چنین رفتارهایی عادت کنند و آنچه در شرایط عادی میتواند اعتبار و جایگاه مقامات ارشد را زیر سؤال ببرد، بهتدریج به بخشی از هنجارهای فضای سیاسی تبدیل شود.
از سوی دیگر، اشاره ترامپ به مقام نخستوزیری اسرائیل، پرسشهای متعددی درباره نگاه او به روابط ایالات متحده و اسرائیل مطرح میکند. هنگامی که رئیسجمهور ایالات متحده با چنین اطمینانی درباره محبوبیت احتمالی خود در اسرائیل سخن میگوید و حتی مقام نخستوزیری آن کشور را بهعنوان گزینهای برای آینده مطرح میکند، نمیتوان از پیامدهای سیاسی و نمادین چنین اظهاراتی چشمپوشی کرد.
روابط میان ملتها باید بر پایه منافع ملی، احترام متقابل و استقلال تصمیمگیری دولتها شکل بگیرد، نه بر اساس روابط شخصی، چاپلوسی متقابل یا صمیمیت میان رهبران سیاسی. هیچ سیاستمداری نباید منافع یک ملت را با اعتبار و محبوبیت شخصی خود در کشور دیگری اشتباه بگیرد.
نکته دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد، شرایط پیچیده سیاست جهانی در روزگار ماست. جهان با بحرانهای متعددی از جمله جنگ، ناامنی اقتصادی، شکافهای اجتماعی، بحرانهای بشردوستانه و کاهش اعتماد عمومی به نهادهای سیاسی روبهروست. در چنین شرایطی، بیش از هر زمان دیگری به رهبرانی نیاز است که مسئولیت سخنان و تصمیمهای خود را درک کنند، نه کسانی که عرصه سیاست را به صحنهای برای نمایشهای شخصی و اظهارنظرهای روزمره تبدیل میکنند.
با این حال، حضور شخصیتی با چنین شیوه بیان و رفتار سیاسی در رأس قدرت ایالات متحده، بار دیگر نشان میدهد که چگونه رفتار و اظهارات شخصی یک رهبر میتواند بر فضای روابط بینالملل تأثیر بگذارد.
من معتقدم معیار ارزیابی سیاستمداران باید عملکرد و دستاوردهای آنان باشد، نه صرفاً سخنانشان. ریاستجمهوری ایالات متحده جایگاهی شخصی برای جلب تحسین و ستایش نیست؛ بلکه مسئولیتی سنگین در قبال میلیونها شهروند است که تصمیمهای آن میتواند بر زندگی مردم در سراسر جهان تأثیر بگذارد.
در نهایت، بهجای آنکه صرفاً اظهارات عجیب ترامپ را به تمسخر بگیریم، شاید بهتر باشد درباره این موضوع تأمل کنیم که چرا فضای سیاست جهانی تا این اندازه از معیارهای متعارف مسئولیتپذیری و عقلانیت فاصله گرفته است. آیا آنچه امروز شاهد آن هستیم، صرفاً رفتار غیرمتعارف یک سیاستمدار است یا بهتدریج به بخشی از نمایش روزمره سیاست تبدیل شده است؟
زیرا هنگامی که سیاست به نمایش شخصی تبدیل میشود، عقلانیت، مسئولیتپذیری و منافع عمومی به حاشیه رانده میشوند.
نگرانکنندهتر از همه آن است که جامعه بهتدریج به رفتارهای دمدمیمزاجانه صاحبان قدرت و لفاظیهای غیرمسئولانه سیاستمداران عادت میکند؛ گویی آنچه روزی غیرقابلقبول بود، امروز به امری عادی در سیاست جهانی تبدیل شده است.

نظرات