دروغ، گاهی پناهگاه می شود- نویسنده: گویا روشن
دروغ گاهی پناهگاه می شود.
دروغها گاهی حتی پناهگاهی برای روح خستهی انسان هستند.
در جهانی که حقیقت بوی خون میدهد؛
کودکان فروخته میشوند، آزادی کشته میشود،
و عدالت تنها کلمهای فراموششده در قطعنامههاست.
مردم به دروغ پناه میبرند؛
نه از روی جهل، بلکه از روی خستگی.
چون دروغها رنگارنگ و براق هستند،
وعدهی خوشبختی میدهند.
موقتاً درد را ساکت میکنند.
در حالی که حقیقت، برهنه و سرد،
با چهرهای تلخ در گوشهای ایستاده است.
کمتر کسی جرأت میکند به آن نگاه کند.
به همین دلیل، مردم گاهی اوقات برای زنده ماندن خود را به خواب میزنند،
که گاهی این خواب چیزی بیش از یک "دروغ" نیست.
دروغی تا روح بتواند کمی بیشتر دوام بیاورد.، شاید سپیده دم نزدیک باشد.
زیرا دروغها مرهمی خیالی برای زخمهای روح هستند.
اما فراموش نکنیم: دروغ، در زندگی روزمره ، هر چقدر هم که آرامشبخش باشد، موقتی و فریبنده است.
اعتماد را از بین میبرد و ردی از روابط شکسته و قلبهای شکسته به جا میگذارد.
و این حجابی است بر حقیقت.
کاش دنیا آنقدر شفاف و عادلانه بود که مردم برای زنده ماندن نیز مجبور به دروغ گفتن نبودند.

نظرات