خزانه دولت ملک انحصاری روسای جمهور نیست
خزانه دولت ملک انحصاری روسای جمهور نیست.
یک تصور غلط رایج در مورد سیاستمداران در سراسر جهان وجود دارد: این فرض که آنها مالک تمام پول موجود در خزانه عمومی هستند و میتوانند آن را هر طور که میخواهند خرج کنند. اما این پول از جیب شهروندان میآید؛ از مالیاتی که امروز برای تأمین آیندهای بهتر برای خود و فرزندانشان میپردازند.
بنابراین، این سوال ساده مطرح میشود: آیا سیاستمداران حق دارند بدون مشورت با مردم تصمیم بگیرند که پولی که آینده آنها را تعیین میکند، چگونه خرج شود؟ اگر دولتی بخواهد به کشور دیگری کمک کند، حداقل میتواند پول قرض دهد. چرا باید کل بودجه ملی را اهدا کند؟ آیا خزانه عمومی ملک خصوصی دولت، نخست وزیر و رئیس جمهور است؟
البته که نه. بودجه ملی ملک خصوصی دولت نیست و سیاستمداران مالک خزانه عمومی نیستند. اگرچه دولتها قدرت تصمیمگیری دارند، اما نباید فراموش کنند که خودشان این پول را به دست نیاوردهاند. این پول از مالیاتها و درآمدهایی که شهروندان به دولت پرداخت میکنند، تأمین میشود تا در جهت منافع ملی استفاده شود.
دولت کانادا نمونه بارزی از این موضوع است. با وجود چالشهای مداومی که کاناداییها با آن مواجه هستند، مانند تورم و افزایش هزینههای زندگی، و با وجود اینکه دولت دائماً به فشارهای اقتصادی و کاهش بودجه اشاره میکند، هنوز تعهدات مالی قابل توجهی در خارج از کشور دارد.
اخیراً، طی دیداری بین نخست وزیر مارک کارنی و ولودیمیر زلنسکی، کانادا از یک بسته کمکی ۳۵۰ میلیون دلاری برای تأمین تجهیزات دفاع هوایی اوکراین خبر داد. علاوه بر این، کانادا نزدیک به ۴۳۵ میلیون دلار ضمانت وام برای حمایت از امنیت انرژی اوکراین ارائه داد. از زمان حمله روسیه، کل تعهدات کانادا به اوکراین اکنون از ۲۵.۵ میلیارد دلار فراتر رفته است.
با توجه به اینکه بسیاری از کاناداییها با هزینههای بالای مسکن، غذا و زندگی دست و پنجه نرم میکنند و بسیاری از خانوادهها حتی برای تأمین نیازهای اولیه خود نیز تلاش میکنند، این سؤال مطرح میشود: آیا دولت نباید ابتدا در قبال شهروندان خود پاسخگو باشد؟ بودجه عمومی متعلق به کاناداییها باید ابتدا برای آنها هزینه شود.
هر کانادایی حق دارد بپرسد: «من هر روز مالیات میدهم، اما چه تضمینی وجود دارد که این دولت آینده من و خانوادهام را بر هزینههای دیگران اولویت دهد؟» این فقط یک بسته کمکی ۳۵۰ میلیون دلاری نیست؛ بلکه مربوط به جهتگیری سیاستهای دولت است.
در حالی که میلیاردها دلار به خزانه اوکراین سرازیر میشود، در حالی که مشکلات داخلی این کشور به دلیل کمبود منابع، کسری بودجه و ریاضت مالی بدتر میشود، دولت نمیتواند از شهروندان خود انتظار داشته باشد که هر ساله سهم فزایندهای از درآمد خود را به این امر اختصاص دهند، در حالی که کمکهای خارجی همچنان بدون کنترل جریان دارد.
کشوری که میخواهد به دیگران کمک کند، ابتدا باید پایههای اقتصادی خود را تقویت کند.
وقتی فشارهای اقتصادی بر جمعیت آن افزایش مییابد، وقتی مسکن برای خانوادهها به طور فزایندهای گران میشود، وقتی هزینههای زندگی افزایش مییابد و وقتی نسل جوان نمیتواند آیندهای امن را تصور کند، مردم دیگر با شعار «کانادا قوی است» راضی نخواهند شد.
نویسنده: گویا روشن
کلیه حقوق محفوظ است.

نظرات