یک جرقه، دنیا را به آتش میکشد.
یک جرقه، دنیا را به آتش میکشد.
تاریخ بارها نشان داده است که یک اتفاق کوچک میتواند آغاز یک بحران بزرگ باشد. ترور ولیعهد اتریش در سال ۱۹۱۴ تنها یک شلیک بود، اما همان شلیک منجر به جنگ جهانی اول شد، جنگی که جان میلیونها نفر را گرفت. امروزه، جهان در شرایطی قرار دارد که درگیریهای سیاسی، اقتصادی و نظامی مانند یک بشکه باروت هستند و برای انفجار تنها به یک جرقه نیاز دارند.
در حال حاضر، درگیری بین روسیه و غرب در جنگ اوکراین، اختلافات بین چین و ایالات متحده بر سر تایوان و دریای چین جنوبی، جنگ ایران و اسرائیل، نسلکشی مردم فلسطین، کشتار سیستماتیک مردم یمن، قتل و علم روهینگیا در میانمار، جنگ داخلی سودان، جنگ و تنش بین پاکستان و افغانستان، حمله اسرائیل به سوریه و فقر و بیعدالتی ناشی از مبارزات قدرت منطقهای و مسابقات تسلیحاتی، همگی بحرانهای به هم پیوستهای را ایجاد کردهاند. در چنین شرایطی، یک محاسبه اشتباه، یک حمله محدود یا حتی یک حادثه غیرعمدی میتواند عواقب گستردهای داشته باشد که فراتر از منطقه بحران فوری گسترش مییابد.
روسیه که بزرگترین زرادخانه هستهای جهان را در اختیار دارد، جنگ اوکراین را نه تنها یک درگیری منطقهای، بلکه بخشی از رویارویی خود با ناتو میداند. کشورهای غربی نیز به نوبه خود با ارسال تجهیزات نظامی و اطلاعات به اوکراین، در تلاش برای مهار گسترش روسیه هستند. این وضعیت، خطر درگیری مستقیم بین قدرتهای هستهای را، هرچند هنوز کم، به یک نگرانی جدی تبدیل کرده است.
چین همچنین تایوان را بخشی از خاک خود میداند و بارها آمادگی خود را برای استفاده از زور در صورت لزوم اعلام کرده است. ایالات متحده نیز به نوبه خود، از طریق ارسال سلاح و گسترش حضور نظامی خود در منطقه، از قابلیتهای دفاعی تایوان حمایت میکند. هرگونه درگیری در منطقه میتواند تجارت جهانی، به ویژه در صنعت نیمههادیها را مختل کند و بر اقتصاد جهان تأثیر منفی بگذارد. در خاورمیانه، جایی که ایران با تهدیدات امنیتی از سوی اسرائیل و ایالات متحده روبرو است، جنگهای اخیر نشان دادهاند که درگیریهای محلی میتوانند بازیگران منطقهای و بینالمللی را نیز درگیر کنند. هرچه طرفهای بیشتری درگیر باشند، مدیریت بحران دشوارتر میشود. کشورهای غربی نیز با چالشهایی مانند رقابت ژئوپلیتیکی، امنیت انرژی، حملات سایبری و فشارهای اقتصادی روبرو هستند. در عین حال، افزایش بودجه نظامی در بسیاری از کشورها نشان میدهد که دولتها خود را برای جهانی بیثباتتر آماده میکنند.
با این حال، نگرانی بزرگتر این است که جهان دیگر مانند گذشته با یک بحران واحد روبرو نیست، بلکه با مجموعهای از بحرانها مواجه است که همزمان در مکانهای مختلف در حال وقوع هستند. وقتی چندین منطقه حساس جهان در حالت تنش قرار دارند، احتمال تشدید تنش افزایش مییابد و یک درگیری محلی میتواند کشورهای دیگر را نیز درگیر کند. مسابقات تسلیحاتی، افزایش بودجههای نظامی و بیاعتمادی بین قدرتها باعث شده است که بسیاری از کشورها بیشتر به نیروی نظامی متکی باشند تا تلاش برای حل و فصل مناقشات از طریق گفتگو. تاریخ نشان داده است که سلاحهای بیشتر همیشه به معنای امنیت بیشتر نیستند. گاهی اوقات، انباشت قدرت نظامی میتواند خطر یک خطای فاحش را افزایش دهد.
در سراسر جهان، مردم عادی اولین قربانیان تصمیمات سیاستمداران و نظامیان هستند. در جنگها، کسانی که هیچ مسئولیتی در قبال بحرانها ندارند، اغلب بیشترین هزینه را میپردازند: خانوادههایی که عزیزان خود را از دست میدهند، کودکانی که آیندهشان نابود میشود و جوامعی که سالها برای بازسازی پس از ویرانی تلاش میکنند.
اکنون بیش از هر زمان دیگری، جهان به کسانی که در موقعیتهای مسئولیتپذیر هستند نیاز دارد. در عصری که یک حادثه کوچک میتواند باعث واکنش زنجیرهای شود، حفظ صلح دیگر صرفاً یک تصمیم سیاسی نیست، بلکه یک ضرورت برای بقای میلیونها نفر است.
و شاید امروز، بیش از هر زمان دیگری، جهان شبیه یک بشکه باروت است؛ هر بحرانی میتواند یک جرقه باشد، اما اینکه آیا آن جرقه جهنمی خشمگین را شعلهور میکند یا خیر، به خرد رهبران، قدرت دیپلماسی و اراده ملتها برای جلوگیری از جنگ بستگی دارد. تاریخ به ما میآموزد که یک اشتباه کوچک میتواند عواقب عظیمی داشته باشد.
بنابراین، هرگونه گفتگو و هرگونه رویکرد خویشتندارانه بین کشورهای قدرتمند میتواند جهان را از یک فاجعه بزرگ نجات دهد.
گویا روشن- تمامی حقوق محفوظ است.

نظرات