نگاه آتاتورک به سیاست اردوغان
برای درک این تفاوت، باید به خود آتاتورک مراجعه کنیم، نه به تفاسیری که سیاستمداران امروز از او ارائه میدهند.
آتاتورک موضع روشنی در مورد دین داشت. او آن را انکار نکرد؛ برعکس، در سخنرانیهای ضبطشدهاش، از دین به عنوان یک امر وجدانی صحبت میکرد و تأکید داشت که دین نباید ابزار سیاست باشد. مرکز تحقیقات آتاتورک، در توضیح اصل سکولاریسم، جدایی دین از دولت و جلوگیری از سوءاستفاده سیاسی از دین را نیز برجسته میکند. او حتی در یکی از سخنرانیهای ضبطشدهاش میگوید:
«دین و مذهب هرگز نباید ابزار سیاست باشند.»
در اینجا، مقایسه با اردوغان دیگر یک بحث صرفاً نظری نیست.
اردوغان از یک جنبش سیاسی برخاست که ریشه در محافظهکاری مذهبی ترکیه داشت. برخلاف کمالیستها، او نقش دین و ارزشهای مذهبی را در زندگی عمومی ترکیه به طور قابل توجهی تقویت کرد. این تغییر محدود به سخنرانیها نبود؛ بلکه در آموزش، نمادهای عمومی و تعریف هویت سیاسی ترکیه نیز خود را نشان داد.
حتی در سالهای اخیر، زمانی که دولت اردوغان برنامه آموزشی جدیدی را معرفی کرد، منتقدان سکولار و گروههای آموزشی به تأکید فزاینده بر ارزشهای مذهبی و بیارزش جلوه دادن برخی عناصر سکولار و کمالیست اعتراض کردند. خود اردوغان از تربیت نسلی با ارزشهای ملی و مذهبی دفاع کرد.
وقتی این سیاست را با فلسفه آتاتورک مقایسه میکنیم، تفسیر سخنان او زائد میشود. تناقض آشکار است.
آتاتورک میخواست آموزش، دولت و نظام حقوقی را بر اساس عقل، علم و اصول مدرن سازماندهی کند و سکولاریسم را به یکی از سنگ بناهای جمهوری تبدیل کرد. مرکز تحقیقات آتاتورک توضیح میدهد که در برداشت کمالیستی، آموزش باید مبتنی بر اصول سکولار، عقلانی و مدرن باشد.
از سوی دیگر، اردوغان ترکیه را به سمت تعریف متفاوتی از هویت ملی سوق داده است؛ تعریفی که در آن اسلام، عثمانیگرایی و محافظهکاری مذهبی نقش برجستهتری ایفا میکنند.
این دیگر ربطی به این ندارد که کسی آتاتورک را دوست داشته باشد یا نه.
بحث حول این محور میچرخد که آیا جمهوری باید همان جمهوری کمالیستی باقی بماند یا با حفظ نام آتاتورک به جمهوری دیگری با هویت متفاوت تبدیل شود.
به همین دلیل، ایاصوفیه نیز اهمیت پیدا میکند.
وقتی وضعیت ایاصوفیه در سال ۲۰۲۰ تغییر کرد و دوباره به مسجد تبدیل شد، بحث فقط بر سر کاربری ساختمان نبود. ایاصوفیه یکی از مهمترین نمادهای درگیری بین میراث عثمانی و جمهوری سکولار ترکیه است. برای هواداران اردوغان، این تصمیم به معنای بازگشت یک نماد تاریخی به وضعیت اسلامی آن بود؛ برای منتقدان او، این نشانه دیگری بود که ترکیه در حال فاصله گرفتن از بخشی از میراث جمهوری سکولار است.
همان سیاستهایی که اگر آتاتورک امروز زنده بود، به سختی نسبت به آنها بیتفاوت میبود.
نه به این دلیل که مالک ایاصوفیه بود، بلکه به این دلیل که کل پروژه جمهوریخواهی او مبتنی بر بازتعریف رابطه بین دولت، دین و جامعه بود.
آتاتورک حتی با لحنی تند درباره جنبشهای سیاسی که دین را در مبارزه حزبی گنجانده بودند، صحبت کرد. او تجربیات حزب مترقی جمهوریخواه را نمونهای از خطر استفاده ابزاری سیاسی از دین میدانست و هشدار داد که اهداف سیاسی میتوانند در پشت شعارهای مذهبی پنهان شوند.
این دو مسیر یکسان نیستند.
این تفاوت حتی در مفهوم استقلال نیز مشهود است. آتاتورک استقلال را صرفاً به معنای خروج نیروهای خارجی از خاک ترکیه نمیدانست. در تعریف رسمی او، استقلال سیاسی، مالی، اقتصادی، حقوقی، نظامی و فرهنگی همگی به یک اندازه مهم بودند.
از این منظر، آتاتورک جمهوری را به عنوان شبکهای از نهادها میدید، نه صرفاً به عنوان تمرکز قدرت در دست یک فرد.
با این حال، اردوغان در دوران حکومت خود، به ویژه پس از گذار ترکیه به سیستم ریاست جمهوری، قدرت ریاست جمهوری را به طور قابل توجهی گسترش داد. این فقط مربوط به خود اردوغان نیست، بلکه یک مشکل ساختاری است که در آن رئیس جمهور نقش بسیار بزرگتری نسبت به قبل به عهده گرفته است.
و امروز، این موضوع نقش مهمی در برخورد دولت با مخالفان سیاسی ایفا میکند. حزب جمهوریخواه خلق (CHP) حزبی است که توسط آتاتورک تأسیس شد. در سالهای اخیر، فشارهای قانونی و سیاسی بر این حزب و چهرههای کلیدی آن تشدید شده است. در سال ۲۰۲۶، بحران رهبری حزب جمهوریخواه خلق حتی منجر به حکم دادگاه و بازگشت کمال قلیچداراوغلو به رهبری حزب شد - اقدامی که اردوغان و دولتش را در یکی از جدیترین درگیریهای سیاسی با مخالفان در سالهای اخیر فرو برد. دولت ترکیه هرگونه انگیزه سیاسی را انکار میکند و بر استقلال قوه قضائیه اصرار دارد، در حالی که مخالفان این اقدامات را دارای انگیزه سیاسی میدانند.
معنای واقعی عنوان این مقاله در اینجا نهفته است.
شاید مهمترین سوال آتاتورک از اردوغان، اگر امروز زنده بود، این نبود: «چرا مرا دوست نداری؟» چنین سوالی بیش از حد شخصی است.
اردوغان ترکیهای متفاوت خلق کرد.
این دو ترکیه در برخی زمینهها با هم همپوشانی دارند، اما در برخی از اساسیترین مسائل، در دو سوی یک خط تقسیم تاریخی قرار دارند.
و شاید به همین دلیل است که آتاتورک هنوز برای اردوغان مشکل ایجاد میکند:
او را نمیتوان پاک کرد و میراث او را نمیتوان بدون تغییر باقی گذاشت.
بنابراین، مبارزه اصلی اردوغان با آتاتورک، نبردی علیه یک فرد واحد نیست.
این مبارزه حول محور معنای جمهوری ترکیه میچرخد. و این مبارزه هنوز تمام نشده است..

نظرات