دولت کانادا؛ سخاوتمند با جهان، بی‌اعتنا به مردم خود


دولت کانادا؛  برای جهان،سخاوتمند ، اما بی‌اعتنا به مردم خود


 دولت کانادا؛  بیشتر به تشویق مجامع بین‌المللی گوش می‌دهد تا به مردم خود.


هر از گاهی، خبر جدیدی درباره میلیاردها دلار کمک به کشوری دیگر منتشر می‌شود؛ گویی مهم‌ترین وظیفه این دولت حل مشکلات جهان است، نه حل مشکلات مردمی که با مالیات‌هایشان این کشور را اداره می‌کنند. اما کافی است از ساختمان‌های دولتی فاصله بگیرید و وارد زندگی واقعی مردم شوید.


دیگر خبری از شعارهای زیبا نیست. خانواده‌هایی را می‌بینید که برای پرداخت اجاره بها تقلا می‌کنند. جوانانی را می‌بینید که می‌دانند ممکن است هرگز نتوانند صاحب خانه شوند. سالمندانی را می‌بینید که پس از یک عمر کار، با نگرانی به قبوض و هزینه‌های پزشکی نگاه می‌کنند. صف‌های بانک‌های غذا طولانی‌تر از قبل شده است و هزاران نفر، با وجود داشتن شغل، برای زنده ماندن به کمک‌های غذایی وابسته شده‌اند. این همان کشوری است که ادعا می‌کند یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان است. سوال ساده است: چگونه کشوری که مردمش از هزینه‌های زندگی رنج می‌برند، می‌تواند چنین دستی در خرج کردن در خارج از مرزهای خود داشته باشد؟ دولت از همبستگی جهانی صحبت می‌کند، اما همبستگی از خانه شروع می‌شود.


هیچ دولتی حق ندارد با پول مالیات‌دهندگان نقش ناجی را در جهان بازی کند، در حالی که همان مالیات‌دهندگان به طور فزاینده‌ای تحت فشار اقتصادی هستند. امروز، فقط فقرا نیستند که رنج می‌برند. طبقه متوسط، ستون اقتصاد کانادا، به آرامی در حال فرسایش است. صاحبان مشاغل با افزایش هزینه‌ها دست و پنجه نرم می‌کنند.


بسیاری از مردم، با وجود کار تمام وقت، هنوز نگران پرداخت اجاره بها، قبوض و خرید مواد غذایی هستند. اینها آمار روی کاغذ نیستند؛ بلکه واقعیت زندگی میلیون‌ها کانادایی هستند. چگونه دولتی که نمی‌تواند امنیت اقتصادی مردم خود را تأمین کند، می‌تواند ادعا کند که مسئول رفاه دیگران است؟


آیا اعتبار بین‌المللی ارزشمندتر از آرامش خاطر مادری است که نگران اجاره خانه است؟


آیا تشویق سیاستمداران خارجی مهم‌تر از آینده جوانی است که دیگر امیدی به تشکیل خانواده ندارد؟


هیچ‌کس مخالف کمک به افرادی که در جنگ و فاجعه گرفتار شده‌اند، نیست. اما اولین وظیفه هر دولتی، مردم خود هستند. اگر این اصل معکوس شود، اعتماد عمومی نیز از بین خواهد رفت. شهروندان حق دارند بپرسند: چرا همیشه وقتی صحبت از مشکلات ما می‌شود، بودجه محدودی وجود دارد؛ اما منابع مالی برای پروژه‌ها و تعهدات خارجی یافت می‌شود؟ دولت‌ها با سخنرانی‌هایشان رشد نمی‌کنند؛ بلکه با کیفیت زندگی مردمشان رشد می‌کنند. اگر شهروندان یک کشور احساس کنند که در جایگاه دوم قرار گرفته‌اند، هیچ جایزه‌ای، هیچ ستایش بین‌المللی و هیچ عنوان دیپلماتیکی نمی‌تواند این احساس بی‌عدالتی را از بین ببرد.


دولتی که خانه خود را بهبود نبخشیده است، نباید ادعای بهبود جهان را داشته باشد. احترام واقعی از مرزهای کشور آغاز می‌شود؛ از سفره مردم، از سقف بالای سر خانواده‌هایشان و از آرامشی که هر شهروندی حق دارد در سرزمین خود احساس کند.


نویسنده: گویا روشن 

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

آقای رئیس جمهور، تنها چیزی که می‌خواهم بازگشت به وطنم است. نویسنده: گویا روشن

پروژه‌های تفرقه‌افکنانه ترامپ در خاورمیانه— نویسنده گویا روشن

به رسمیت شناختن یا شستن دست‌های خون‌آلود؟ نویسنده: گویا روشن -