آنچه جهان اسلام را نابود کرد- نویسندە: گویا روشن
آنچه جهان اسلام را
نابود کرد
در حالی که اسلام فرستاده شده است تا ستاره هدایت بشریت باشد، همانطورکه خداوند در قرآن کریم میفرماید::«الّذی علّم بالقلم * علّم الإنسان ما لم یعلم» (خدایی که با قلم آموزش داد و به انسان آنچه را نمیدانست یاد داد) و هدف دین، بیداری و رهایی انسان از زنجیر جهل است.
با این حال، متأسفانه بسیاری از کشورهای مسلمان هنوز در چرخه معیوب جنگهای بیپایان مذهبی و فرقهای گرفتار هستند. یکی از بارزترین دلایل، تعصبی است که مسلمانان را در مقابل مسلمانان قرار میدهد: شیعیان در مقابل سنیها، سنیها در مقابل شیعیان، اعراب در مقابل عجم، ترکها در مقابل کردها و بسیاری از فرقههای دیگر که توانستهاند قدرت مردم را تضعیف کرده و مانع پیشرفت شوند.
یکی دیگر از عوامل مؤثر در فساد در کشورهای مسلمان، سرقت میلیاردها دلار توسط افراد و رهبران بانفوذ است. آنها از منافع ملی سوءاستفاده میکنند و ثروت کشور را یا به حسابهای خصوصی یا به جیب احزاب سیاسی منتقل میکنند، در حالی که میلیونها کودک از فقر، گرسنگی و محرومیت رنج میبرند. متأسفانه، هرگونه انتقادی نیز به عنوان ابراز خصومت تلقی میشود. به طوری که در بسیاری از کشورهای مسلمان، زندانها شلوغتر از دانشگاهها هستند و ترس جایگزین آزادی شده است.
علاوه بر این، سکوت نخبگان مشکل دیگری در جهان اسلام است. آنها حقیقت را میدانند، اما یا از ترس یا از روی طمع سکوت میکنند. تاریخ بارها نشان داده است که ظلم فقط مربوط به ظالمان نیست؛ سکوت ناظران نیز میتواند به ظلم دامن بزند.
البته نمیتوان نقش قدرتهای خارجی را نادیده گرفت. استعمار، جنگ، مداخله سیاسی و رقابت جهانی خسارات عظیمی به بسیاری از کشورهای مسلمان وارد کرده است. با این حال، هیچ نیروی خارجی نمیتواند ملتی را فتح کند مگر اینکه از درون دچار تفرقه و تضعیف شود.
شایان ذکر است که بزرگترین تهدیدی که امروز جهان اسلام با آن مواجه است، کمبود منابع طبیعی یا کاهش جمعیت نیست، بلکه یک چرخه معیوب است که سالهاست تکرار میشود. نفرت جایگزین گفتگو، خودخواهی جایگزین دانش و میل به قدرت جایگزین خدمت به دیگران شده است.
. شایان ذکر است که بسیاری از مردم مشکلات جهان اسلام را مستقیماً به حکومت جمهوری اسلامی مرتبط میدانند، اما این اختلافات و مشکلات در جهان عرب، ترکیه، پاکستان، افغانستان و سایر کشورهای مسلمان برجستهتر و آشکارتر است.
در نهایت، اگر قرار است جهان اسلام روزی شکوفا شود، به شعارهای بلندپروازانه نیازی نخواهد داشت، بلکه به آزادی اندیشه، احترام به بشریت، حاکمیت قانون، آموزش، علم و احساس مسئولیت نیاز دارد. و همه اینها توسط کسانی شکل خواهد گرفت که شجاعت اصلاح را دارند.
شاید سوال اساسی این نباشد که «چه کسی جهان اسلام را نابود کرد؟» بلکه «چه کسی آماده است تا آن را از رنج رهایی بخشد؟»

نظرات