وقتی همه صلح می‌خواهند، اما جنگ ادامه دارد

وقتی همه صلح می‌خواهند، اما جنگ ادامه دارد


همه درباره صلح صحبت می‌کنند. همه می‌گویند که جنگ نمی‌خواهند. و با این حال موشک‌ها همچنان شلیک می‌شوند، تهدیدها ادامه دارند و هر روز شرایط جدیدی تحمیل می‌شود.


برای درک یک جنگ، گاهی اوقات باید به اقدامات رهبران آن نگاه کنیم.


زیرا من معتقدم که پاسخ در یک تفاوت اساسی نهفته است: صلح چیزی کاملاً متفاوت از تسلیم است. به همین دلیل است که جنگ ادامه دارد.


ایران یک نمونه بارز است. این جنگ توسط ایران آغاز نشد. ایران جنگ نمی‌خواست. جنگ به ایران تحمیل شد و ایران، مانند هر کشوری که مورد حمله قرار گرفته است، حق دفاع از خود را دارد.


اما واضح است که از ایران انتظار دیگری می‌رفت: اینکه وقتی مورد حمله قرار می‌گیرد، نباید از خود دفاع کند، نباید مقاومت کند و در نهایت باید بدون بحث و جدل پای میز مذاکره بنشیند و شرایط طرف مقابل را بپذیرد.


این یک توهم است، زیرا ایران هرگز تسلیم نخواهد شد. ایالات متحده کاملاً دولت و مردم ایران را با دولت و مردم سایر کشورها اشتباه گرفته است.


من از ایران حمایت می‌کنم زیرا معتقدم ایران نباید صرفاً به این دلیل که دشمنش قدرت نظامی و اقتصادی بیشتری دارد، مجبور به تسلیم شود. ایالات متحده نمی‌تواند کشوری را مجبور به جنگ کند، آن را بمباران کند، تهدید کند و فشار اقتصادی بر آن وارد کند و سپس آن کشور را به امتناع از مذاکره  متهم کند.


این دیگر دیپلماسی نیست. این سوءاستفاده از قدرت برای تحمیل اراده خود است.


اگر ایالات متحده واقعاً خواهان صلح است، راه روشن است.


بمباران را متوقف کنید. به تهدیدها و فشارها پایان دهید و پای میز مذاکره بنشینید. هر دو طرف باید مذاکره کنند، نه اینکه یک طرف دستور دهد و طرف دیگر صرفاً امضا کند.


زیرا ایالات متحده باید یک چیز را درک کند:


قدرت بیشتر به معنای حقوق بیشتر نیست و به یک کشور اختیار تصمیم‌گیری برای دیگران را نمی‌دهد.


ایران ممکن است مشکلات زیادی داشته باشد. اما هیچ یک از آنها به ایالات متحده حق دخالت در زندگی مردم ایران یا در دولت آنها را نمی‌دهد.


به عنوان یک نکته فرعی: موضع فعلی ایران نشان می‌دهد که امتناع از تسلیم شدن با امتناع از مذاکره یکسان نیست. اگر قرار است مذاکره‌ای صورت گیرد، باید بین دو طرف باشد، نه جلساتی که در آن ایالات متحده شرایط خود را به ایران دیکته کند.


بنابراین، مشکل این است که ایالات متحده هنوز معتقد است که مذاکره به معنای تسلیم شدن ایران در برابر خواسته‌هایش است. در حالی که صلح واقعی مبتنی بر امتیازات متقابل است. وقتی یک طرف تهدید می‌کند، تحریم اعمال می‌کند، حمله می‌کند و سپس می‌گوید: «بیایید الان مذاکره کنیم، اما اول باید شرایط من را بپذیرید»، این مذاکره نیست. این انتظاری است که طرف مقابل تسلیم شود.


من شخصاً از جنگ متنفرم و نمی‌خواهم ادامه یابد. با این حال، کاملاً معتقدم که پایان دادن به جنگ نباید با تحقیر ایران یا مجبور کردن آن به تسلیم اشتباه گرفته شود.


ایران می‌تواند مذاکره کند؛ می‌توان به توافق رسید. اما تسلیم شدن مذاکره نیست. شاید کسانی که امروز از صلح صحبت می‌کنند باید از خود یک سؤال ساده بپرسند:


اگر هدف صلح است، چرا ایران باید اولین کسی باشد که تسلیم می‌شود؟


ایالات متحده نمی‌تواند جنگی را رهبری کند و سپس خود را صلح‌طلب بنامد.


امریکا نمی‌تواند با یک دست بمب پرتاب کند و با دست دیگر پرچم صلح را تکان دهد.


صلحی که توسط یک طرف تحمیل شود و طرف دیگر در سکوت آن را بپذیرد، صلح واقعی نیست.


صلح یعنی پایان دادن به جنگ بدون سلب استقلال و آزادی انتخاب یک ملت.


من در کنار ایران می‌ایستم و تا آخر با آن خواهم ماند.


زیرا اگر هدف صلح باشد، هیچ ملتی و هیچ دولتی نباید برای فرار از جنگی که خود آغازگر آن نبوده، مجبور به تسلیم شود.


نویسنده: گویا روشن

کلیه حقوق محفوظ است




 

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

آقای رئیس جمهور، تنها چیزی که می‌خواهم بازگشت به وطنم است. نویسنده: گویا روشن

پروژه‌های تفرقه‌افکنانه ترامپ در خاورمیانه— نویسنده گویا روشن

لیبی در دوران قذافی؛ — نویسنده: گویا روشن