عربستان سعودی؛ اضطرابی که سالهاست خصومت نامیده میشود
عربستان سعودی؛ اضطرابی که سالهاست خصومت نامیده میشود
من بهعنوان یک تحلیلگر، وظیفه خود میدانم که واقعیتها را تا حد امکان عینی و بیطرفانه و بدون هیچگونه تعصب شخصی بررسی کنم. اما گاهی اوقات، تفاوت میان تحلیل و پیشبینی تنها با گذشت زمان آشکار میشود.
در سال ۲۰۱۰، مقالهای درباره نفوذ روبهرشد رجب طیب اردوغان در جهان عرب نوشتم. در ظاهر، مقاله بر ترکیه و اردوغان متمرکز بود؛ اما در سطحی عمیقتر، موضوع دیگری را آشکار میکرد: تغییر موازنه قدرت در خاورمیانه و نگرانیهای برخی از کشورهای منطقه درباره نفوذ و قدرت روبهرشد ایران.
در آن زمان، دلایل دقیق این اضطراب برای من روشن نبود.
آیا خصومت بود؟
آیا ترس بود؟
آیا رقابت بود؟
یا چیزی عمیقتر؟
امروز، شانزده سال بعد، میتوانم آن را دقیقاً تعریف کنم:
من نگران ایران بودهام.
من نگران شرایطی بودهام که در آن، ایران میتواند به تهدیدی برای کشورهای خاورمیانه و ابرقدرتها تبدیل شود.
البته هیچ قدرتی نمیتواند ایران را از موازنه قدرت منطقهای حذف کند. ایران موقعیت جغرافیایی منحصربهفرد، جمعیت زیاد، منابع انرژی فراوان و تاریخ و تمدنی هزارانساله دارد. همچنین به خلیج فارس، دریای عمان، آسیای مرکزی، قفقاز و قلب خاورمیانه دسترسی دارد.
در همان مقاله، به برخی از تحولات بهظاهر نامرتبط، حتی تا حدودی عجیب، اشاره کرده بودم: نفوذ فزاینده ترکیه در کشورهای عربی، سفرهای دیپلماتیک اردوغان، بهظاهر میانجیگری او بین اسرائیل و فلسطین و دفاع محدود، اما استراتژیک و قابلتوجه او از حقوق هستهای ایران.
دیدگاه من در آن زمان این بود که حضور اردوغان نهتنها اعتبار شخصی او را در جهان عرب افزایش داده، بلکه بر فرهنگ سیاسی و دیپلماتیک ایران نیز تأثیر قابلتوجهی گذاشته است.
با بازگشت به موضوع امروز، واضح است که اردوغان تنها بازیگر این داستان نیست. در پشت صحنه، دولتهای عربی نیز تصمیمات خود را میگیرند و ایران در قلب این تصمیمات قرار دارد.
اما جایگاه عربستان سعودی در جهان عرب متفاوت است. ریاض نمیتواند ایران را صرفاً یک همسایه بداند. ایران رقیبی بالقوه برای رهبری منطقهای است، چراکه از قابلیتهای جغرافیایی، سیاسی و نظامی لازم برای تأثیرگذاری بر نظم خاورمیانه برخوردار بوده و همچنان نیز برخوردار است.
رقابت بین تهران و ریاض سالهاست که در حال افزایش است و به عراق، سوریه، لبنان، یمن و منطقه خلیج فارس گسترش یافته است. این رقابت بهتدریج از یک اختلاف سیاسی به یک رویارویی ژئوپلیتیکی تمامعیار تبدیل شده است. مطالعات مربوط به روابط بین دو کشور، عربستان سعودی را «بزرگترین تهدید منطقهای» ایران توصیف میکند.
بنابراین، نباید فرض کنیم که خصومت لزوماً به معنای جنگ است. این موضوع، استراتژی پیچیده عربستان سعودی در قبال ایران را توضیح میدهد.
در سال ۲۰۲۳، با میانجیگری چین، ایران و عربستان سعودی توافق کردند که روابط دیپلماتیک خود را از سر بگیرند. بسیاری این اقدام را نشانه پایان رقابت بین تهران و ریاض میدانند.
بااینحال، دیپلماسی را نباید با دوستی اشتباه گرفت. کشورها میتوانند سفیر ردوبدل کنند، اما همچنان رقیب باشند. آنها ممکن است توافقنامههایی امضا کنند، اما بااینوجود برای روز حساب آماده شوند.
آنها ممکن است لبخند بزنند، اما در پشت آن لبخند، کشمکشهای قدرت حسابشدهای نهفته است.
علاوه بر این، رویدادهای سال ۲۰۲۶ نیز نشان میدهد که رقابت استراتژیک بهسادگی از بین نخواهد رفت.
در ماه اوت امسال، عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان یک توافقنامه دفاعی مشترک در مکه امضا کردند که تصریح میکرد حمله مسلحانه به یکی از کشورهای عضو، معادل حمله به همه خواهد بود. مقامات سه کشور تأکید کردند که این توافقنامه هیچ کشور خاصی، از جمله ایران، را هدف قرار نمیدهد.
بااینحال، تحلیلگران نیازی ندارند صرفاً به جزئیات توافقنامه توجه کنند. آنها باید بپرسند: چرا اکنون؟ چرا مکه؟ چرا ترکیه؟ چرا پاکستان؟ چرا در این لحظه خاص، توافقنامه دفاعی مشترک امضا شده است؟ چرا، در حالی که ایران بار دیگر به مرکز بحران امنیتی خاورمیانه تبدیل شده است؟
این سؤالات از بیان رسمی توافقنامه مهمتر هستند؛ زیرا درک سیاست بینالملل مستلزم بررسی نهتنها لفاظیهای دولتها، بلکه اقدامات واقعی آنها نیز هست.
اما این سؤال همچنان باقی است: عربستان سعودی واقعاً از چه چیزی میترسد؟
من معتقدم که پاسخ ساده نیست.
عربستان سعودی شاید از حمله ایران نترسد، اما نگران قدرت آینده ایران است.
این دو وضعیت اساساً متفاوت هستند.
ریاض ممکن است از حمله ایران نترسد؛ اما یک ایران قوی و باثبات، با اقتصادی قوی، روابط عادیشده با همسایگان و نفوذ منطقهای گسترده، داستان متفاوتی است.
شانزده سال پیش، وقتی درباره حمله اسرائیل به کشتیهای امدادی نوشتم، این دو رویداد را میشد جداگانه تفسیر کرد.
اما امروز، با نگاهی به گذشته، ارتباطات واضحتر شدهاند.
ترکیه در جهان عرب نفوذ پیدا کرده است.
عربستان سعودی به دنبال بازتعریف موضع خود در قبال ترکیه و ایران بوده است.
پاکستان به یکی از مهمترین شرکای امنیتی ریاض تبدیل شده است.
و اکنون، توافقنامه دفاعی مکه چارچوب رسمیتری برای همکاری امنیتی بین سه قدرت مسلمان ایجاد کرده است. مؤسسه مطالعات استراتژیک و بینالمللی (ISIS) نیز این توافقنامه را نشانهای از یک تغییر ژئوپلیتیکی اساسی در منطقه میداند.
بااینحال، این بدان معنا نیست که هر اقدام عربستان سعودی باید بهعنوان توطئهای علیه ایران تفسیر شود.
چنین تحلیلی بسیار سادهانگارانه خواهد بود.
عربستان سعودی منافع خود را دنبال میکند.
ترکیه منافع خود را دارد.
پاکستان منافع خود را دارد.
بنابراین، این موضوع باید جدیتر گرفته شود.
وقتی سه کشور با منافع مختلف برای تضمین امنیت خود گرد هم میآیند، باید پرسید چه تهدید یا خلأ امنیتی آنها را گرد هم آورده است. پاسخ ممکن است چندوجهی باشد؛ اما ایران قطعاً نقش مهمی ایفا میکند.
دشمنیها همیشه با فریاد شروع نمیشوند.
این شاید مهمترین درس از تجربه سالهای اخیر باشد.
دشمن همیشه کسی نیست که فریاد میزند. گاهی دشمن کسی است که بیسروصدا عمل میکند.
گاهی دشمن کسی نیست که روابط را قطع میکند؛ بلکه کسی است که مذاکره میکند و اگر مذاکرات شکست بخورد، اتحاد تشکیل میدهد.
و گاهی آنچه از دور «دوستی» به نظر میرسد، در واقع مدیریت تهدید است.
به همین دلیل، آن احساس مبهم از سال ۲۰۱۰ را اکنون بهتر درک میکنم.
آنچه دیدم فقط خصومت نبود. ترس نبود. نگرانی بود؛ نگرانی از اینکه ایران میتواند به تهدیدی برای ابرقدرتها و برخی از کشورهای خاورمیانه تبدیل شود.
و شاید بیش از هر کشور دیگری، عربستان سعودی این نگرانی را از یک احساس صرف به یک سیاست مشخص تبدیل کرده است.
البته، مشکل ایران عربستان سعودی نیست؛ بلکه درک سازوکار بازی است.
ایران کشوری قدرتمند است و هرگز نباید از عربستان سعودی بترسد.
اما عربستان سعودی را نیز نباید دستکم گرفت.
ترس، سیاست خارجی را تضعیف میکند. از سوی دیگر، سادهلوحی آن را نابود میکند.
وقتی ریاض با تهران مذاکره میکند، باید جدی گرفته شود.
وقتی ریاض دست همکاری دراز میکند، باید از آن استقبال شود.
اما اگر همین کشور همزمان در حال ساخت شبکههای دفاعی و امنیتی جدید است، ایران نیز باید این موضوع را مشاهده و تحلیل کند.
نه با خشم. نه با شعار. بلکه با احتیاط.
زیرا قدرت واقعی در سیاست خارجی، در توانایی تشخیص نیات پشت اقدامات نهفته است.
بنابراین، عربستان سعودی نقشی کلیدی در تبدیل این نگرانی از یک احساس صرف به یک سیاست منطقهای ایفا میکند.
سؤال این نیست که آیا عربستان سعودی دوست یا دشمن ایران است. سؤال این است که آیا ریاض در حال آماده شدن برای جهانی است که در آن ایران ممکن است بار دیگر از خود عربستان سعودی قدرتمندتر شود.
و اگر این واقعیت را نپذیریم، همانطور که در بسیاری از نقاط عطف تاریخ منطقه اتفاق افتاده است، ممکن است بار دیگر خود را در بازیای بیابیم که سایر بازیگران قبلاً مهرههای خود را روی تخته چیدهاند.
گویاروشن — تمامی حقوق محفوظ است.

نظرات