هر تماس تلفنی از روی دلتنگی نیست
هر تماس تلفنی از روی دلتنگی نیست
بعضیها فقط برای تخلیهی احساساتشان تماس میگیرند، نه برای گوش دادن. به همین دلیل است که هر تماسی صادقانه نیست. هر «حالت چطوره؟» نشانهی نگرانی واقعی نیست. گاهی اوقات افراد صرفاً به این دلیل تماس میگیرند که هیچ کس دیگری را ندارند که بتوانند به او اعتماد کنند و نگرانیهایشان را با او در میان بگذارند. آنها شخص را انتخاب نمیکنند چون واقعاً برایش ارزش قائلند، بلکه به این دلیل که میدانند او گوش خواهد داد.
آنها میتوانند ساعتها در مورد مشکلاتشان، بحثهایشان، شکستهایشان و افرادی که دوست ندارند صحبت کنند، اما هرگز نمیپرسند «حالت چطوره؟» و اگر هم بپرسند، اغلب یک عبارت توخالی است. زیرا آنها حتی منتظر جواب هم نمیمانند. قبل از اینکه حتی جملهی اول را تمام شود، دوباره به صحبت در مورد زندگی خودشان برمیگردند. و وقتی با آنها تماس میگیرید، مکالمه را به سرعت و فقط با چند کلمه تمام میکنند. زیرا در آن لحظه چیزی برای گفتن ندارند و نمیخواهند وقتشان را به کسی بدهند.
بنابراین این دوستی نیست؛ بلکه سوءاستفاده از ظرفیت عاطفی طرف مقابل است. بسیاری از مردم این را بدیهی میدانند که یک شنوندهی خوب همیشه باید گوش دهد. آنها فراموش میکنند که حتی قویترین افراد هم بالاخره خسته میشوند. فردی که همیشه به او تکیه کردهاند، ممکن است اکنون بیش از هر زمان دیگری به کسی نیاز داشته باشد که به حرفهایش گوش دهد. و نکته خندهدار اینجاست: وقتی ناگهان ساکت میشوید یا دیگر به تلفن جواب نمیدهید، به نظر میرسد که دور، سرد یا بیوفا هستید. حقیقت بسیار سادهتر است: آن شخص ممکن است دیگر نتواند بار دیگران را به دوش بکشد. دیگر جایی برای ابراز احساسات دیگران وجود ندارد.
رابطهای که در آن یک نفر فقط صحبت میکند و دیگری فقط گوش میدهد، رابطه نیست، بلکه استثمار است. احترام یعنی تا جایی که میخواهید شنیده شوید، گوش دهید. دوستی یعنی قبل از اینکه در مورد خودتان صحبت کنید، بپرسید که طرف مقابل در چه موقعیتی بسر میبرد.
شاید بهترین رویکرد این باشد که قبل از هر تماس از خودمان بپرسیم:
"آیا تماس میگیرم چون واقعاً به این شخص اهمیت میدهم، یا فقط چون نیاز به تخلیه احساسات دارم؟"
زیرا، هر شنوندهای در نهایت خسته میشود. آنگاه آن شخص انرژی لازم برای ارائه مشاوره، دلداری یا حتی پاسخ دادن به تلفن را ندارد. نه به این دلیل که سنگدل شده است، بلکه به این دلیل که سالها بار عاطفی دیگران را به دوش کشیده است، بدون اینکه حتی صادقانه بپرسند "حالت چطور است؟"
بنابراین آن شخص تغییر نکرده است؛ او صرفاً به نقطهای رسیده است که دیگر نمیتواند بار شخص دیگری را که هرگز حاضر نبوده بار او را تحمل کند، حتی برای یک لحظه، به دوش بکشد.
نویسنده: گویا روشن

نظرات