دست دوستی به کسی نمیدهم که دشمنِ دوستم است - نویسنده: گویا روشن
دوستی چیزی بیش از فقط
خندههای مشترک یا چند کلمه محبتآمیز است. دوستی به معنای همبستگی است؛ یعنی وقتی همه کنار می کشند، شما در کنار کسی میمانید که او را "دوست"مینامید.
بنابراین اگر دوستی را از این معنا تهی کنیم، فقط به یک آشنایی موقت و منفعتطلبانه تبدیل میشود.
البتە ، برخی وفاداری و دوستی را عباراتی منسوخ میدانند، چیزی که دیگر در دنیای امروز ارزشی ندارد. در دنیایی که سود جایگزین افتخار شده است، لبخندها اجباری شدهاند و بسیاری حاضرند حتی نزدیکترین دوستان خود را فدای یک مقام، یک معامله یا یک لحظه زودگذر شهرت کنند.که متأسفانه در دنیای سیاست نیز بسیاررایج است.
البتە من معتقدم که دوستی محدودیتهای خود را دارد.، کسی که دشمن دوست من است، ممکن است هرگز به من آسیبی نرسانده باشد. اما اگر کسی عمداً به کسی که برایم عزیز است آسیب برساند، نمیتوانم وانمود کنم که هیچ اتفاقی نیفتاده است.
گاهی سکوت خیانت محسوب می شود. گاهی لبخند بیشتر از یک توهین دردناک است. گاهی دست دادن پیامی مانند "من به درد تو اهمیتی نمیدهم" میفرستد. و من هرگز نمیخواهم این پیام را برای دوستم بفرستم.
زیرا، دوستی یک کلمه نیست، یک تعهد است. تعهدی که برای سود فروخته شود، دیگر دوستی نیست، تجارت است. کسی که امروز در کنار دشمن دوستش میایستد، فردا در کنار دشمن خودش خواهد ایستاد، زیرا کسی که اصول نداشته باشد، هیچ حد و مرزی نمیشناسد.
برخی این رفتار را «بیطرفی» مینامند. اما بیطرفی همیشه یک فضیلت نیست. وقتی حق و باطل در مقابل هم قرار میگیرند، بیطرفی اغلب به معنای طرفداری از طرف باطل است. کسی که شاهد آسیب دیدن دوستش است و سپس با مجرم دست میدهد، در آن آسیب شریک میشود، حتی اگر کلمهای نگوید.
به نظر من بدترین زخم را خود دشمن نمی زند؛ کلمە دشمن جویای همە چیز است، و رفتارش مشخص است. عمیق ترین زخم را کسی می زند که تظاهر به دوستی می کند اما حاضر است برای منافع خودش همه را قربانی کند.
این روزها، افراد بیشتری هستند که برای همه کف میزنند، با همه عکس یادگاری میگیرند و با همه دست میدهند؛ نه از روی انسانیت، بلکه به این دلیل که صداقت خود را فدای منفعت کردهاند. آنها نمیخواهند آنچه درست است را انتخاب کنند. آنها همیشه میخواهند برنده شوند. چنین افرادی ممکن است روابط زیادی داشته باشند، اما هرگز احترام واقعی را تجربه نخواهند کرد.
بنابراین، وفاداری فقط زمانی معنا پیدا میکند که مجبور باشی هزینهاش را بپردازی.
وقتی مجبوری برای حفظ موقعیتت با دشمن دوستت دست بدهی، وقتی مجبوری برای چند لبخند و امتیاز، دوستیات را به خطر بیندازی، دیگر نمیتوانی از شرافت صحبت کنی. شرافت نه با کلمات، بلکه با تصمیمات انسانی ثابت میشود.
برای من، دشمن یک دوست، غریبه نیست؛ او کسی است که عمداً به بخشی از زندگی و اعتماد من تجاوز کرده است. اگر با او دست بدهم، به دوستم میگویم: «رنج تو ارزشش را نداشت.» و من هرگز چنین چیزی را، چه در کلام و چه در عمل، به کسی که او را دوست میدانم، نمیگویم.
وفاداری ممکن است در دنیای امروز نادر باشد، اما هنوز هم ارزشمندترین دارایی یک فرد است. ثروت از بین میرود، قدرت دست به دست میشود، شهرت رنگ میبازد، اما کسی که وفاداریاش را میفروشد، چیزی برای افتخار ندارد. من همیشه دست دوستیام را به سوی انسان های شریف دراز میکنم؛ اما دستی که بوی خیانت، فرصتطلبی و بیوفایی بدهد، شایسیە دست دادن نیست.

نظرات