عربستان سعودی: میان نام خدا و سیاست قدرت(قسمت اول) نویسنده: گویا روشن
عربستان سعودی، کشوری که مشروعیت آن از نظر تاریخی بر وحدت دین و دولت استوار بوده است، در حال حاضر یکی از پیچیدهترین مراحل تاریخ مدرن خود را تجربه میکند. این کشور که خود را خادم حرمین شریفین میداند، همزمان در حال بازتعریف نقش خود در نظام بینالملل، اقتصاد جهانی و روابط منطقهای است. این دوگانگی، پرسشی اساسی را برای ناظران مطرح میکند: آیا سیاست در عربستان سعودی هنوز در خدمت دین است یا دین به ابزاری برای حفظ قدرت سیاسی تبدیل شده است؟
در دهههای اخیر، دین نه تنها بخشی از هویت ملی عربستان سعودی، بلکه ستونی از مشروعیت دولت نیز بوده است. با این حال، اصلاحات گسترده اجتماعی و اقتصادی سالهای اخیر - از گسترش بخشهای گردشگری و سرگرمی گرفته تا محدود کردن نفوذ نهادهای مذهبی - نشان میدهد که اولویتهای دولت در حال تغییر است. این تغییرات کمتر صرفاً فرهنگی هستند و بیشتر بیانگر یک محاسبه سیاسی با هدف حفظ قدرت در جهانی هستند که دیگر با درآمدهای نفتی و مشروعیت سنتی تعریف نمیشود.
سیاست خارجی عربستان سعودی همواره تعادلی بین آرمانهای مذهبی و منافع ملی بوده است. از رقابت با ایران و جاهطلبیاش برای رهبری جهان عرب و اسلام گرفته تا عادیسازی روابط با برخی بازیگران منطقهای و گسترش همکاری با ابرقدرتهای جهانی، برجستهترین ویژگی آن، غلبه توازن قدرت بر شعارهای ایدئولوژیک است. امروز، بیش از هر زمان دیگری، عربستان سعودی خود را بین دو روایت گرفتار میبیند: روایتی که مشروعیت خود را از «نام خدا» میگیرد و روایتی که به دنبال تضمین بقا و نفوذ خود از طریق سیاست قدرت است. آینده این کشور با حذف یک روایت تعیین نخواهد شد، بلکه با چگونگی یافتن توازن بین آنها تعیین میشود - توازنی که از دست دادن آن نه تنها بر ساختار سیاسی داخلی عربستان سعودی، بلکه بر توازن قدرت در سراسر خاورمیانه نیز تأثیر خواهد گذاشت.

نظرات