کودکانی که آینده را ندیدند. نویسنده: گویا روشن
کودکانی که آینده را ندیدند
کودک نمادی از آغاز زندگی است؛ نمادی از رویاها، امیدها و آیندهای که هنوز شکوفا نشده است. با این حال، در بسیاری از نقاط جهان، کودکانی وجود دارند که هرگز اجازه تجربه این آینده را نداشتهاند. نه به این دلیل که فاقد رویا بودهاند، بلکه به این دلیل که بزرگسالان با جنگ، نفرت، فقر و بیعدالتی، آینده آنها را از بین بردهاند. دوران کودکی باید با خنده آغاز شود، نه آژیر. باید در کلاس درس سپری شود، نه در سنگر، نه در میان آوار یا در صف دریافت یک تکه نان برای زنده ماندن.
اما برای میلیونها کودک، این واقعیت برعکس شده است. آنها به جای مداد، ترس را در دست دارند؛ به جای کتاب، صفحات انفجار را ورق میزنند؛ و به جای امید به آینده، آرزو میکنند که فقط یک روز دیگر زندگی کنند.
در هیچ یک از جنگها، کودکان نقشی در شروع درگیری نداشته اند، با این حال آنها اولین قربانیان آن بودند. خانههایشان ویران، خانوادههایشان از هم پاشیده و از امنیت، اساسیترین حق هر کودکی، محروم شدهاند.
برخی هرگز به مدرسه برنمیگردند، برخی دیگر حتی فرصت بزرگ شدن را هم پیدا نکردند.
اما این تراژدی فقط به جنگ محدود نمیشود. فقر نیز هر روز هزاران کودک را ساکت میکند. کودکی که باید برای سیر کردن شکم خانوادهاش کار کند،
کودکی که از تحصیل محروم شده، و یا کودکی که از در اثر کمبود مراقبتهای پزشکی میمیرد، همه آنها قربانیان خاموش جهانی پر از فرصتها، اما بدون عدالت هستند. دردناکتر این واقعیت، که بسیاری از این کودکان حتی نامی در تاریخ ندارند. آنها آمار میشوند، به اعداد تقلیل مییابند و سپس فراموش میشوند. جهان گاهی اوقات آنقدر به اعداد عادت کرده که فراموش میکند پشت هر عدد، چهره کودکی است که میتوانست پزشک، معلم، هنرمند، نویسنده یا کسی شود که دنیا را به مکانی بهتر تبدیل میکرد.
هیچ کودکی با نفرت متولد نمیشود. نفرت را بزرگترها میآفرینند و کودکان بهای آن را میپردازند. آنان مرزها را نمیشناسند، سیاست را درک نمیکنند و در رقابت قدرتها نقشی ندارند؛ اما بیشترین آسیب را از همان تصمیمهایی میبینند که پشت درهای بسته گرفته میشود.
اگر امروز نتوانیم از کودکان محافظت کنیم، فردا چیزی برای محافظت باقی نخواهد ماند. آینده هر ملت، در چشمان کودکانش دیده میشود. هر کودکی که قربانی جنگ، گرسنگی یا بیعدالتی میشود، تنها یک زندگی را از دست نمیدهد؛ بخشی از آینده بشریت نیز خاموش میشود.
شاید روزی تاریخ از نسل ما بپرسد: وقتی کودکان در میان دود، آوار، گرسنگی و ترس، آینده خود را از دست میدادند، شما چه کردید؟ آیا فقط تماشا کردید، یا برای دفاع از انسانیت، هرچند اندک، قدمی برداشتید؟
کودکانی که آینده را ندیدند، دیگر هرگز سخن نخواهند گفت؛ اما سکوت آنان، بلندترین فریاد وجدان بشریت است.

نظرات