از تاریخ چه آموختهام؟ نویسنده: گویا روشن
از تاریخ چه آموختهام؟
هرچه بیشتر تاریخ خواندم، کمتر توانستم به آن افتخار کنم.
هرچه بیشتر تاریخ خواندم، کمتر به کاخها خیره شدم؛ زیرا صدای نالهای را از زیر ویرانههایشان میشنیدم.
کتابها درباره پادشاهان، امپراتوران، فاتحان و حاکمان بسیار نوشتهاند؛ درباره تاجها، تختها، جنگها و پیروزیها. اما هر بار که صفحات تاریخ را ورق میزدم، نه شکوه پادشاهان را میدیدم و نه عظمت امپراتوریها را؛ بلکه ویرانههایی را میدیدم که از خود به جا گذاشته بودند و مردمی را که زیر چرخ قدرت له شده بودند.
تاریخ را معمولاً فاتحان مینویسند، اما رنج آن بر دوش بازماندگان است.
از مصر باستان تا روم، از مغولها تا استعمارگران مدرن، از جنگهای جهانی تا جنگهای امروز، قربانیان تقریباً همیشه یکسان بودهاند: مردم عادی. کسانی که نه جنگی را آغاز کردند و نه سهمی در قدرت داشتند، اما بیشترین هزینه را پرداختند. خانههایشان را ویران کردند، فرزندانشان کشته شدند و جانشان قربانی جاهطلبی کسانی شد که بعدها نامشان در کتابهای تاریخ ثبت شد.
من از تاریخ آموختهام که قدرت، اگر مهار نشود، اغلب به بیعدالتی تبدیل میشود.
پادشاهان دیروز خود را سایه خدا بر زمین میدانستند. حاکمان امروز شاید تاجی بر سر نداشته باشند، اما بسیاری از آنان در همان مسیر گام برمیدارند؛ با همان عطش قدرت، همان بیاعتنایی به رنج مردم و همان توانایی در توجیه ظلم.
قرنها گذشته است، اما پرسشهای اساسی چندان تغییر نکردهاند. فقرا هنوز بهای اشتباهات ثروتمندان را میپردازند. جنگها همچنان به نام امنیت، آزادی یا مذهب آغاز میشوند، اما قربانیانشان مردم بیدفاع هستند. عدالت هنوز بیش از آنکه یک واقعیت باشد، آرزویی دستنیافتنی است.
گفته میشود که تاریخ معلم بشریت است. اما وقتی به جهان امروز نگاه میکنم، از خود میپرسم: اگر واقعاً از تاریخ درس گرفتهایم، چرا همچنان همان اشتباهات را تکرار میکنیم؟
بزرگترین درسی که از تاریخ آموختهام این است که رنج بشر تکراریترین روایت جهان است؛ روایتی که هزاران سال پیش آغاز شده و هنوز به پایان نرسیده است.
شاید تنها امید ما در این باشد که روزی مردم به جای ستایش فاتحان، قربانیان را به یاد آورند؛ به جای پرستش قدرت، از عدالت دفاع کنند؛ و به جای تکرار تاریخ، از آن درس بگیرند.
تا آن روز، هرگاه به تاریخ نگاه میکنم، به جای درخشش تاجها و شکوه تختها، صدای مردمی را میشنوم که جان، خانه و آینده خود را در پای قدرت از دست دادهاند. شاید تاریخ نام پادشاهان را حفظ کرده باشد، اما حقیقت را باید در اشک بازماندگان جستوجو کرد.

نظرات