چرا جهان فقط به بعضی قربانیان اهمیت می‌دهد؟ -نویسندە گویا روشن

 چرا جهان فقط به بعضی قربانیان اهمیت می‌دهد؟

هر زمان که جنگ درمی‌گیرد، هر زمان که کودکان می‌میرند یا شهرها ویران می‌شوند، واکنش جهان به شدت متفاوت است. گویی جان انسان‌ها ارزش یکسانی ندارد. مرگ چند نفر به تیتر اخبار در سراسر جهان تبدیل می‌شود، در حالی که مرگ ده‌ها هزار نفر به اعداد سرد و بی‌روح در اخبار تقلیل می‌یابد و چند ساعت بعد فراموش می‌شود.

این ظالمانه‌ترین واقعیت زمان ماست؛ شاید دلخراش‌تر از خود جنگ.
جهان دائماً درباره حقوق بشر، آزادی، کرامت انسانی و عدالت صحبت می‌کند، اما وقتی نوبت به اقدام عملی می‌رسد، این ارزش‌ها اغلب توسط سیاست، قدرت و منافع اقتصادی پنهان می‌شوند. در چنین جهانی، صرفاً قربانی بودن کافی نیست؛ گاهی اوقات، برای اینکه قربانی محسوب شوید، باید به یک ملیت، مذهب، قومیت یا منطقه جغرافیایی خاص تعلق داشته باشید.

وقتی انفجاری در یک کشور ثروتمند رخ می‌دهد، میلیون‌ها نفر از سراسر جهان برای قربانیان سوگواری می‌کنند. پرچم‌ها به حالت نیمه‌افراشته درمی‌آیند، ساختمان‌ها به رنگ پرچم ملی روشن می‌شوند و رسانه‌ها روز و شب درباره آن گزارش می‌دهند. اما در عین حال، در جاهای دیگر جهان، ده‌ها، حتی صدها کودک زیر آوار گرفتار شده‌اند و نامشان نامعلوم است.

چه تفاوتی بین اشک‌های مادری که فرزندش را در خاورمیانه از دست می‌دهد و اشک‌های مادری که فرزندش را در اروپا از دست می‌دهد وجود دارد؟
چه تفاوتی در رنگ خون کودکان آفریقایی و اروپایی وجود دارد؟

چه تفاوتی بین رنج یک خانواده آسیایی و رنج یک خانواده آمریکایی وجود دارد؟

پاسخ واضح است: هیچ.

اما واکنش جهان داستان متفاوتی را روایت می‌کند. رسانه‌های جریان اصلی، که باید صدای آسیب‌پذیران باشند، گاهی اوقات به این تبعیض دامن می‌زنند. تصمیم‌گیری در مورد اینکه کدام جنگ‌ها را گزارش کنند، روی کدام قربانیان تمرکز کنند و کدام فجایع را نادیده بگیرند، بخشی از این سیاست است. بسیاری از دولت‌ها جنایات را نه بر اساس اصول اخلاقی، بلکه بر اساس منافع اقتصادی، اتحادهای نظامی و ملاحظات دیپلماتیک محکوم می‌کنند. اگر قربانیان با متحدان متحد باشند، پاسخ سریع و قاطعی دریافت می‌کنند. اما وقتی همان جنایات توسط متحدان سیاسی یا اقتصادی انجام می‌شود، عدالت اغلب با سکوت یا سرکوب جایگزین می‌شود.

این استاندارد دوگانه، اعتماد به حقوق بشر را از بین می‌برد. وقتی عدالت گزینشی باشد، دیگر عدالت نیست. وقتی شفقت به مرزهای جغرافیایی محدود می‌شود، معنای واقعی انسانیت از بین می‌رود.

اما مسئولیت فقط بر عهده دولت‌ها و رسانه‌ها نیست. به عنوان شهروندان جهانی، ما باید از خود بپرسیم: آیا می‌توانیم از مرزهای ملی، مذهبی، زبانی یا سیاسی فراتر رویم تا رنج انسان‌ها را به طور یکسان ببینیم؟ یا اینکه ناخودآگاه همان تبعیض را تداوم می‌بخشیم؟

انسانیت زمانی معنای خود را می‌یابد که هر زندگی از دست رفته را، صرف نظر از محل تولدش، گرامی بداریم. قتل یک کودک در هر کجای جهان، رویاهای برآورده نشده، خانواده‌های داغدار و آینده‌ای از دست رفته را به جا می‌گذارد. 
هیچ پرچمی، هیچ مرزی، هیچ دستاورد سیاسی نمی‌تواند ارزش آن زندگی را تغییر دهد. جهان ممکن است هرگز کاملاً عادلانه نباشد، اما همه می‌توانند از خودشان شروع کنند: تبعیض را رد کنند،
 شفقت واقعی نشان دهند و از کرامت انسانی دفاع کنند، صرف نظر از اینکه قربانیان چه کسانی هستند یا در کجای مرز زندگی می‌کنند..  




نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

پروژه‌های تفرقه‌افکنانه ترامپ در خاورمیانه

نوری در دل تاریکی

به رسمیت شناختن یا شستن دست‌های خون‌آلود؟