دوربین‌ها همه‌جا هستند، اما عدالت هنوز گم شده است- نویسنده: گویا روشن

دوربین‌ها همه‌جا هستند، اما عدالت هنوز گم شده است

در جهانی که هر خیابان با دوربین رصد می‌شود، هر مغازه مجهز به دوربین است و هر لحظه ثبت می‌شود، مردم معتقدند که در امن‌ترین زمان تاریخ زندگی می‌کنند. اما یک سوال ساده این توهم را در هم می‌شکند: اگر همه چیز دیده می‌شود، چرا این همه بی‌عدالتی نادیده گرفته نمی‌شوند؟ 

ما در عصر نظارت زندگی می‌کنیم؛ دوربین‌ها در مترو، مغازه‌ها، خیابان‌ها، بانک‌ها و حتی در جیب‌های ما هستند. هر حرکتی ضبط می‌شود، هر چهره‌ای تجزیه و تحلیل می‌شود، هر صدایی ذخیره می‌شود. اما در این میان تناقضی نهفته است: هر چه بیشتر دیده  می‌شویم.، کمتر «مورد توجه » قرار میگیریم.

یک نمونه ساده‌ را می‌توان در پرونده‌های روزمره دید.

در یک سرقت کوچک از یک فروشگاه، تصاویر دوربین‌ها؛ 

در چند ساعت منتشر می‌شوند، چهره فرد شناسایی و او به سرعت بازداشت می‌شود. اما در مواردی که پای تخلف‌های بزرگ مالی، سوءاستفاده‌های ساختاری یا خشونت‌های پنهان در میان است، همان سیستم نظارتی ناگهان کند، مبهم یا حتی بی‌اثر می‌شود.

این تناقض تصادفی نیست. نظارت مدرن همیشه «همه‌چیز را برای همه» نمی‌بیند؛ بلکه «هرچه را که باید» می‌بیند.

در برخی شهرهای بزرگ، شهروندان گزارش داده‌اند که شکایات مربوط به خشونت پلیسی، با وجود دوربین‌های متعدد، ماه‌ها بدون پاسخ مانده است. در همان حال، یک تخلف کوچک خیابانی می‌تواند ظرف چند ساعت به پرونده قضایی تبدیل شود.

در محیط‌های کاری نیز وضعیت مشابه است. کارمندان زیر دوربین‌های دائمی فعالیت می‌کنند، اما تخلفات مدیریتی، فشارهای پنهان یا تبعیض‌های ساختاری اغلب بدون ثبت رسمی باقی می‌مانند. دوربین هست، اما روایت کامل نیست. حتی در شبکه‌های اجتماعی که خود نوعی دوربین جمعی هستند، الگوریتم‌ها تصمیم می‌گیرند چه چیزی دیده شود و چه چیزی در سکوت دفن گردد. اینجا دیگر مسئله فقط «ثبت شدن» نیست، بلکه «نمایش داده شدن» است. مشکل کجاست؟ 


مشکل خودِ فناوری نیست. دوربین‌ها حقیقت را ثبت می‌کنند، اما عدالت به چیزی بیش از ثبت صرف نیاز دارد: عدالت نیازمند تفسیر، اراده و پاسخگویی است. وقتی ساختارهای قدرت کنترل می‌کنند که کدام تصاویر منتشر شوند، کدام تصاویر جدی گرفته شوند و کدام تصاویر نادیده گرفته شوند، نظارت از ابزاری برای عدالت به ابزاری برای دستکاری واقعیت تبدیل می‌شود. در چنین وضعیتی، جامعه خود را در یک تناقض  خطرناک می‌بیند: همه چیز مستند شده است، اما هیچ چیز لزوماً قابل تأیید و پیگیری نیست.

‎انسان امروز بیش از هر زمان دیگری زیر نگاه است، اما این نگاه همیشه منصف نیست. دوربین‌ها چهره‌ها را ثبت می‌کنند، اما نابرابری‌ها را نه. داده‌ها را ذخیره می‌کنند، اما زمینه را حذف می‌کنند.

‎عدالت زمانی معنا می دهد که دیده شدن، به پاسخ . گرفتن منجر شود؛ نه فقط به ذخیره شدن 


‎جامعه‌ای که در آن همه‌چیز ضبط می‌شود اما انتخاب می‌شود چه چیزی مهم است، به تدریج از «حقیقت» فاصله می‌گیرد و به سمت «روایت کنترل‌شده» حرکت می‌کند.

‎و شاید مسئله اصلی این نباشد که آیا ما دیده می‌شویم یا نه؛ بلکه این باشد که چه کسی تصمیم می‌گیرد وقتی دیده شدیم، چه معنایی داشته باشد.

‎زیرا،  دوربین‌ها همه‌جا هستند، اما عدالت هنوز گم شده است!

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

سکوت و همدستی در جنایت

مرد هزار چهره خاورمیانه

پروژه‌های تفرقه‌افکنانه ترامپ در خاورمیانه