ایران، نامی کە فروتنی را میتاباند- نویسندە: گویا روشن
ایران، فروتنی را القا میکند.
وقتی نام ایران را میشنوم، حتی قبل از اینکه به مرز و جغرافیا فکر کنم، به فرهنگی فکر میکنم که قرنها بر پایه ادب، احترام، همزیستی مسالمتآمیز و انسانیت بنا شده است. برای من، ایران فقط یک کشور نیست؛ بلکه مفهومی است که شعر، عشق، دانش و فروتنی را به هم پیوند میدهد.
نام ایران، مهربانی را میتاباند. سرزمینی که بزرگترین شاعرانش بشریت را به عشق فراخواندهاند، متفکرانش از خرد سخن گفتهاند و مردمش حتی در سختترین دوران، مهماننوازی را فراموش نکردهاند.
من به ایران افتخار میکنم؛ نه به خاطر قدرتش، نه به خاطر ثروتش و نه به خاطر وسعتش. افتخار من به فرهنگی است که قرنهاست بشریت را به گفتگو به جای نفرت، دوستی به جای دشمنی و سازندگی به جای ویرانی فراخوانده است.
تاریخ هر کشوری فراز و نشیبهای خود را دارد، اما آنچه من در مورد ایران میدانم این است که روح آن در شعر حافظ، حکمت سعدی، اندیشه فردوسی و عشق مولوی زنده است. این میراث، میراث جنگ نیست، بلکه میراث فرهنگ است.
من ایران را دوست دارم زیرا در نام آن غرور کورکورانه نمیبینم، بلکه عزت و کرامت میبینم. در تاریخش نه تنها قدرت، بلکه تمدن میبینم. و در مردمش نه تنها ملیت، بلکه انسانیت میبینم. این عشق نه از سیاست میآید و نه از سود. عشقی است که از اعماق قلب برمیخیزد؛ عشقی که با سالها دوری کم نشده و با گذشت زمان از بین نرفته است.
اگر روزی ایران تهدید شود، اگر دشمنی بخواهد به خاک، مردم یا هستیاش آسیبی برساند، من در کنار وطنم خواهم بود. زیرا دفاع از وطن، دفاع از بخشی از هویت و شرافت انسانی است. یک فرد ممکن است در هر کجای دنیا زندگی کند، اما زادگاهش تنها یکی است.
من هم تنها یک زادگاه دارم؛ سرزمینی که اولین نفسهایم را در آن کشیدم، جایی که اولین رویاهایم را ساختم، و نامش تا آخرین روز زندگیام در قلب من خواهد ماند.
و آن کشور فقط ایران است، ایران برای من فقط یک کشور نیست؛ ایران بخشی از وجود من است. ایران کشوری است که نامش با فروتنی میدرخشد؛ کشوری که با وجود همه زخمها و رنجهایش، همچنان پابرجاست و به جهانیان یادآوری میکند که فرهنگ و انسانیت از هر جنگ یا قدرتی پایدارتر است.
اما، اگر لازم باشد، همه ما تا آخرین لحظه، تا آخرین قطره خونمان، برای محافظت از میهنمان خواهیم جنگید.
ایران، فروتنی را القا میکند.
وقتی نام ایران را میشنوم، حتی قبل از اینکه به مرز و جغرافیا فکر کنم، به فرهنگی فکر میکنم که قرنها بر پایه ادب، احترام، همزیستی مسالمتآمیز و انسانیت بنا شده است. برای من، ایران فقط یک کشور نیست؛ بلکه مفهومی است که شعر، عشق، دانش و فروتنی را به هم پیوند میدهد.
نام ایران، مهربانی را میتاباند. سرزمینی که بزرگترین شاعرانش بشریت را به عشق فراخواندهاند، متفکرانش از خرد سخن گفتهاند و مردمش حتی در سختترین دوران، مهماننوازی را فراموش نکردهاند.
من به ایران افتخار میکنم؛ نه به خاطر قدرتش، نه به خاطر ثروتش و نه به خاطر وسعتش. افتخار من به فرهنگی است که قرنهاست بشریت را به گفتگو به جای نفرت، دوستی به جای دشمنی و سازندگی به جای ویرانی فراخوانده است.
تاریخ هر کشوری فراز و نشیبهای خود را دارد، اما آنچه من در مورد ایران میدانم این است که روح آن در شعر حافظ، حکمت سعدی، اندیشه فردوسی و عشق مولوی زنده است. این میراث، میراث جنگ نیست، بلکه میراث فرهنگ است.
من ایران را دوست دارم زیرا در نام آن غرور کورکورانه نمیبینم، بلکه عزت و کرامت میبینم. در تاریخش نه تنها قدرت، بلکه تمدن میبینم. و در مردمش نه تنها ملیت، بلکه انسانیت میبینم. این عشق نه از سیاست میآید و نه از سود. عشقی است که از اعماق قلب برمیخیزد؛ عشقی که با سالها دوری کم نشده و با گذشت زمان از بین نرفته است.
اگر روزی ایران تهدید شود، اگر دشمنی بخواهد به خاک، مردم یا هستیاش آسیبی برساند، من در کنار وطنم خواهم بود. زیرا دفاع از وطن، دفاع از بخشی از هویت و شرافت انسانی است. یک فرد ممکن است در هر کجای دنیا زندگی کند، اما زادگاهش تنها یکی است.
من هم تنها یک زادگاه دارم؛ سرزمینی که اولین نفسهایم را در آن کشیدم، جایی که اولین رویاهایم را ساختم، و نامش تا آخرین روز زندگیام در قلب من خواهد ماند.
و آن کشور فقط ایران است، ایران برای من فقط یک کشور نیست؛ ایران بخشی از وجود من است. ایران کشوری است که نامش با فروتنی میدرخشد؛ کشوری که با وجود همه زخمها و رنجهایش، همچنان پابرجاست و به جهانیان یادآوری میکند که فرهنگ و انسانیت از هر جنگ یا قدرتی پایدارتر است.
اما، اگر لازم باشد، همه ما تا آخرین لحظه، تا آخرین قطره خونمان، برای محافظت از میهنمان خواهیم جنگید.

نظرات