کسانی که قبل از مرگ فراموش میشوند- نویسنده : گویا روشن
کسانی که قبل از مرگ فراموش میشوند
مرگ همیشه به معنای توقف ضربان قلب نیست. گاهی اوقات یک فرد سالها زندگی میکند، نفس میکشد، راه میرود و توسط دیگران فراموش میشود. این شاید یکی از تلخترین اشکال تنهایی باشد: هنوز در این دنیا حضور داشتن، اما برای دیگران دیگر وجود نداشتن.
بعضی افراد زمانی مرکز دایرهای از دوستان، خانواده یا همکاران بودند. تلفنهایشان مدام زنگ میخورد، حضورشان مطلوب بود و نظرشان مهم بود. اما روزی تلفن ساکت میشود، پیامها قطع میشوند و دیگر کسی با آنها تماس نمیگیرد. نه به این دلیل که آنها بد شدهاند، بلکه به این دلیل که زندگی دیگران مسیر خود را طی کرده است.
فراموش شدن در زندگی زخمی نامرئی است. زخمی که خونریزی نمیکند، اما به آرامی روح انسان را میفرساید. آدم از خود میپرسد: "آیا من واقعاً برای کسی مهم بودم؟ آیا کسی اصلاً متوجه میشود که فردااز این دنیا بروم؟" جامعه اغلب افراد را فقط تا زمانی که به آنها نیاز دارد به یاد میآورد. جایی که قدرت، ثروت، موقعیت یا مزایا در خطر باشد، مردم دور هم جمع میشوند. اما وقتی دوران سختی فرا میرسد، بسیاری از چهرهها ناپدید میشوند. تنها در آن زمان است که متوجه میشویم شکاف بین آشنایان و دوستان واقعی چقدر عظیم است.
با این حال، فراموش شدن توسط دیگران لزوماً به معنای بیارزش بودن نیست. ارزش یک فرد با تعداد افرادی که با او تماس میگیرند سنجیده نمیشود. بسیاری از شریفترین و عمیقترین افراد در سکوت زندگی میکنند و در سکوت نادیده گرفته میشوند. اما این از ارزش آنها کم نمیکند.
شاید مهمترین درس زندگی این باشد که با خودمان دوست باشیم. زیرا روزهایی وجود دارد که هیچکس متوجه ما نمیشود، و با این حال باید دلیلی برای لبخند زدن پیدا کنیم. باید باور کنیم که ارزش ما به توجه دیگران بستگی ندارد.
کسانی که قبل از مرگ فراموش میشوند، معنای تنهایی را بهتر از هر کس دیگری میفهمند. اما اگر بتوانند در آن تنهایی، وقار و امید خود را حفظ کنند، به چیزی دست یافتهاند که برای بسیاری در میان جمعیت دور از دسترس است: کە نام خودشناسی واقعی نامیدە می شود.

نظرات