کسانی که در تاریکی کنارمان نبودند- نویسنده: گویا روشن
کسانی که در تاریکی کنارمان نبودند
زندگی همیشه آفتابی نیست. روزهایی میرسند که انسان در میان تاریکی، شکست، اندوه و تنهایی قدم برمیدارد. در چنین لحظاتی، بسیاری از چهرهها که در روزهای خوش اطراف ما بودند، ناگهان ناپدید میشوند. سکوت میکنند، فاصله میگیرند و گویی هرگز ما را نمیشناختند.
تاریکی، آزمون واقعی انسانهاست. در روزهای موفقیت و شادی، همه میتوانند لبخند بزنند، دست بدهند و از دوستی سخن بگویند. اما زمانی که مشکلات از راه میرسند، حقیقت آشکار میشود. آن هنگام است که میفهمیم چه کسی از روی محبت کنار ما بوده و چه کسی تنها به دنبال سهمی از روشنایی زندگی ما بوده است.
من از کسی انتظار ندارم که بار دردهایم را به دوش بکشد. اما فراموش نمیکنم چه کسانی در سختترین روزها حتی یک کلمه دلگرمی را از من دریغ کردند. انسان حافظهای دارد که شاید ببخشد، اما هرگز حقیقت را فراموش نمیکند. زخمی که از دشمن میرسد دردناک است، اما زخمی که از بیتفاوتی نزدیکان ایجاد میشود، سالها در قلب باقی میماند.
به همین دلیل است که وقتی خورشید دوباره طلوع میکند و روزهای خوب از راه میرسند، دیگر نیازی به حضور کسانی نداریم که در شبهای تاریک غایب بودند. زیرا ارزش همراهی را کسانی میدانند که در سختیها کنار انسان ایستادهاند، نه آنان که تنها در زمان موفقیت ظاهر میشوند.
زندگی به من آموخته است که تعداد همراهان مهم نیست؛ صداقت آنان اهمیت دارد. یک نفر که در تاریکی کنار انسان بایستد، ارزشمندتر از صدها نفری است که تنها در روشنایی دیده میشوند.
کسی که در تاریکی با من نبود، هنگام طلوع نیز کاری با او ندارم. نه از روی کینه، بلکه از روی شناخت؛ زیرا بعضی از انسانها خودشان انتخاب میکنند که بخشی از شب باشند و نه همراه سپیدهدم.

نظرات