آیا غریبه‌ها قابل اعتمادند؟ نیسندە: گویا روشن

آیا غریبه‌ها قابل اعتمادند؟

اعتماد از خانه شروع می‌شود، جایی که باید فرد احساس امنیت کند. اگر کسی بارها توسط خانواده، اقوام یا نزدیک‌ترین افراد زندگی‌اش دروغ گفته شده، تحقیر شده، خیانت دیده یا مورد آزار و اذیت قرار گرفته باشد، چگونه می‌توان از او انتظار داشت به غریبه‌ای که نمی‌شناسد اعتماد کند؟

جامعه همیشه از مردم می‌خواهد که خوش‌بین باشند، به آنها اعتماد کنند و به آنها فرصت بدهند، اما کمتر کسی می‌پرسد چه کسی این اعتماد را از بین برده است.

عمیق‌ترین زخم‌های زندگی توسط غریبه‌ها زده نمی‌شوند؛ اغلب توسط کسانی زده می‌شوند که زمانی «خودی» نامیده می‌شدند. کسانی که قرار بود پناهگاه آنها باشند، طوفان آنها شده‌اند. کسانی که قرار بود دستشان را بگیرند، مایه‌ی نابودی آنها شده‌اند.

اعتماد مثل شیشه نیست که حتی اگر بشکند هم بشود آن را به هم چسباند. اعتماد روح یک انسان است. وقتی می‌شکند، حتی اگر لبخند بزنی، هزار دیوار در درونت قد علم می‌کند. دیگر به هر لبخندی باور نمی‌شود، هر وعده‌ای دروغ تلقی می‌شود و با هر عشقی با سوءظن برخورد می‌شود. سپس همان جامعه‌ای که این زخم‌ها را نادیده گرفته است، فرد را به بدبینی، سردی یا بی‌اعتمادی متهم می‌کند. اما هیچ‌کس نمی‌پرسد چه کسی تو را به این نقطه رسانده است.

انسان‌ها با گرایش طبیعی به اعتماد متولد می‌شوند. خیانت است که فرد را محتاط می‌کند. دروغ است که فرد را ساکت می‌کند. بی‌وفایی است که نگاه او را به همه تغییر می‌دهد.

چگونه کسی که هرگز با نزدیکان خود احساس امنیت نکرده است، می‌تواند به غریبه‌ای که چیزی از گذشته‌اش نمی‌داند، اعتماد کند؟

شاید مشکل از افرادی نباشد که دیگر اعتماد نمی‌کنند؛ شاید مشکل از دنیایی باشد که بارها و بارها اعتماد را فدای سود، دروغ و خودخواهی کرده است.


اعتماد را نمی‌توان با نصیحت بازسازی کرد. اعتماد فقط از طریق صداقت، وفاداری و زمان قابل بازسازی است؛ و حقیقت این است که بسیاری از مردم آنقدر آسیب دیده‌اند که هیچ شانسی برای بازسازی اعتماد در قلب‌هایشان وجود ندارد.


نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

پروژه‌های تفرقه‌افکنانه ترامپ در خاورمیانه

نوری در دل تاریکی

به رسمیت شناختن یا شستن دست‌های خون‌آلود؟ نویسنده: گویا روشن -