دنیا دو روز است -نویسنده : گویا روشن

دنیا دو روز است

وقتی زندگی بر ما غلبه می‌کند، چیزی در درون ما به تدریج محو می‌شود. ما با هم هستیم، اما کمتر یکدیگر را می‌بینیم. شاید به همین دلیل است که ترس جایگزین امنیت شده و سکوت امن‌تر از سر و صدا شده است.

البته دنیا پر از آدم است، اما مترادف با آرامش نیست. ترس از تنهایی نمی‌آید، بلکه از با هم بودن می‌آید.

دنیا پر از ترس است. ترس از قضاوت، تهمت، خیانت، شایعه. مردم آنقدر خسته و محتاط شده‌اند که گاهی اوقات فرد به دنبال حس امنیت نه در میان زنده‌ها، بلکه در میان مردگان می‌گردد.

زیرا مردگان رنجش نمی‌دهند، حسادت نمی‌کنند، تهمت نمی‌زنند، خیانت نمی‌کنند، قضاوت نمی‌کنند. و از همه مهمتر، شایعه پخش نمی‌کنند.

این مرثیه مرگ یا شعار نیست، بلکه فریاد خستگی انسان در مواجهه با ظلم انسان است. و. این خستگی جمعی است، نه فردی.

خیلی‌ها خسته‌اند، اما یاد گرفته‌اند که بی‌صدا ادامه دهند.

نه فریاد، نه اعتراض؛ فقط یک خستگی عادی. زیرا وقتی سکوت گورستان آرامش‌بخش‌تر از سر و صدای زندگی می‌شود، یعنی چیزی در رابطه‌مان عمیقاً زخمی شده است.


کاش می‌توانستیم همه چیز را از نو شروع کنیم. تا یاد بگیریم رنج دیگران را نادیده نگیریم، نسبت به مشکلات عزیزانمان بی‌تفاوت نباشیم،  یکدیگر را به ناحق سرزنش نکنیم و به حریم خصوصی همه احترام بگذاریم.

زیرا زندگی کوتاه‌تر از آن چیزی است که تصورش را  می‌کنیم.

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

سکوت و همدستی در جنایت

مرد هزار چهره خاورمیانه

پروژه‌های تفرقه‌افکنانه ترامپ در خاورمیانه