مهر و‌محبت، نه در مرگ، بلکه در زندگی


مهر و‌محبت، نه در مرگ، 
بلکه در زندگی

نویسنده: گویا روشن ( گویا آیدین)


بعد از مرگ، ما هیچ احساسی 
نداریم. به همین دلیل است که قدر کسی را که هنوز زنده است ندانستن، بی‌رحمانه‌ترین چیز در دنیاست.
این ممکن است تلخ به نظر برسد، اما حقیقت این است که مردم اغلب در زمان حیاتشان قدر یکدیگر را نمی‌دانند. تنها زمانی که کسی را از دست می‌دهند، به ارزش و اهمیت او پی می‌برند.

با این حال، در واقعیت، هیچ چیز دردناک‌تر از نادیده گرفتن کسی در زمان حیاتش نیست.

در دنیای پرسرعت و شلوغ ما، بسیاری از ما طوری زندگی می‌کنیم که انگار زمان بی‌پایانی داریم، انگار فردایی برای جبران گذشته وجود دارد.
اما حقیقت این است که هیچ‌کدام از ما نمی‌توانیم از فردای خود مطمئن باشیم. مرگ می‌تواند در یک لحظه آرام فرا برسد و در این میان، روابطی که می‌توانستند بهتر باشند، پایان می‌یابند، فرصت‌هایی که می‌توانستند برای ابراز احساسات واقعی استفاده شوند.

من شخصاً تمام عمرم را سخت تلاش کرده‌ام تا روابطم را با بستگانم بهبود بخشم. متأسفانه، عشق و تلاش‌های من اغلب نه توسط اعضای خانواده، بلکه توسط غریبه‌هایی که اهمیت ارتباط انسانی را تشخیص می‌دادند، مورد قدردانی قرار گرفته است. و‌این تجربه مرا به این نتیجه رساند که برای ابراز عشق و محبت نباید منتظر مرگ یا جدایی باشیم.

چیزی که در زندگی آموخته‌ام این است که روابط واقعی انسانی از اهمیت بالایی برخوردارند. تا زمانی که با هم هستیم، باید به یکدیگر احترام بگذاریم، در مورد مهر و محبت صحبت کنیم و بفهمیم که این روابط چقدر ارزشمند هستند. اگر این را تجربه نکنیم، هرگز به اهمیت همدیگر پی نخواهیم برد.

در دنیای امروز که مدام درگیر کارها و دغدغه‌های روزمره هستیم، به راحتی فراموش می‌کنیم که واقعاً چه توانایی‌هایی داریم و چقدر می‌توانیم به موفقیت معنوی دست یابیم.

من شخصاً از مرگ نمی‌ترسم زیرا در آن زمان چیزی احساس نخواهم کرد. با این حال، چیزی که بیشتر از همه مرا آزار می‌دهد این است که چرا هرگز عشق و محبت واقعی را از افرادی که باید در کنارم می‌بودند، تجربه نکرده‌ام.

این پیام برای همه کسانی است که هنوز در میان ما هستند، نه برای من، بلکه برای همه کسانی که از آنها غافل شده‌ایم:

ما باید در طول زندگی خود یکدیگر را بشناسیم، قدر یکدیگر را بدانیم و این کار را از امروز شروع کنیم. زمان برای هیچ کس در این دنیا ابدی نیست.

بنابراین، باید بپذیریم که مرگ برای فرد معنای واقعی ندارد. اما کسانی که هنوز زنده هستند باید احساس قدردانی عمیق و صمیمانه داشته باشند. زندگی کوتاه است، اما روابط انسانی می‌توانند در قلب ما زنده بمانند. در حالی که با هم هستیم، باید همه چیز را ابراز کنیم تا پس از مرگ، جایی برای پشیمانی یا ندامت نباشد.

در نهایت، من شخصاً نمی‌خواهم کسانی که هرگز در کنارم نبودند از مرگ من مطلع شوند. نمی‌خواهم کسی پس از مرگم گریه کند یا سوگواری به پا کند. برای من، آنچه در زندگی مهم بود عشقی بود که در زمان زنده بودنم  می بایست تجربه کنم، نه آنچه را که پس از مرگم دریافت می کنم. شاید این تنها درسی باشد که می‌خواهم به کسانی که هرگز در کنارم نبودند، منتقل کنم.

پس قدر لحظاتی را که با هم می‌گذرانید بدانید، زیرا زندگی کوتاه‌تر از آن چیزی است که به نظر می‌رسد.


نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

سکوت و همدستی در جنایت

مرد هزار چهره خاورمیانه

پروژه‌های تفرقه‌افکنانه ترامپ در خاورمیانه