حقیقت ، درد انسانی
حقیقت، درد و انسانی نویسنده: گویا روشن ( گویا آیدین ) گاهی انسانها نه بهخاطر آنچه کردهاند، بلکه صرفاً بهخاطر آنچه هستند رنج میبرند. این حقیقتی است که نمیتوان انکارش کرد. سالها دوری از زادگاه و عزیزان، هنوز در من به شکل بیگانگی عمیقی نفس میکشد؛ گویی روحم در قفسی در سینهام گرفتار است. بدن، قلب و خاطرههایم هر روز یادآوری میکنند که سرکوب شدن صرفاً بهخاطر «وجود داشتن» چه معنایی دارد. امروز رنج من فقط شخصی نیست؛ رنجِ حقیقتی است که نامش «جرم» گذاشته شده. وقتی انسانها نه بهخاطر عمل یا انتخابشان، بلکه بهخاطر هویتشان مجازات میشوند، جهان چهرهی عریانِ بیرحمی خود را نشان میدهد. در حالی که مردم ایران زیر بار این همه خشونت و ترس زندگی میکنند، سکوت جهان چگونه قابل توجیه است؟ سکوت دیگر فضیلت نیست؛ در چنین لحظاتی میتواند شکل دیگری از همدستی باشد. با این حال، هنوز وجدان بیدار وجود دارد. صدایی که نه از قدرت، بلکه از تجربه، درد و انسانیت برمیخیزد. واقعیت تلخ است: امروز بسیاری صرفاً به دلیل اعتراض کشته میشوند. در ایران و دیگر کشورها، دولتها به نام دین جان انسانها را میگیرند، ...