پرخاشگری و خودمحوری: مثلث شکست سیاستمداران مدرن
نویسنده: گویا روشن ( گویا آیدین)
سیاستمداران بزرگ، زمانی که قدرت در دستشان است، دو راه پیش رو دارند: گوش دادن و صبر کردن یا پرخاشگری و خودمحوری. تجربه امروز نشان میدهد کسانی که راه دوم را انتخاب میکنند، حتی اگر توانمند باشند، خودشان و کشورشان را به خطر میاندازند. نمونههای برجسته این سبک را میتوان در دونالد ترامپ، رجب طیب اردوغان را مشاهده کرد.
ترامپ، با وجود آگاهی کامل از اهمیت روابط بامتحدانش، بارها در عرصه بینالملل با حرفهای تند و حملات لفظی به کانادا، مکزیک و حتی آلمان نشان داده که اولویت او نمایش قدرت و جلب توجه رسانهای است.
در جریان تعرفههای تجاری، حتی وقتی اقتصاد آمریکا به همکاری با کانادا و چین نیاز داشت، تصمیمات عجولانه او باعث نگرانی شرکتها و ریزش بخشی از حمایت میانهرو پایگاه رأیدهندگان شد. این نمونه نشان میدهد که پرخاشگری میتواند اعتبار و فرصتها را به باد دهد.
اردوغان نیز نمونه دیگری است. او بارها با توطئهانگاری مخالفان داخلی و دخالت مستقیم در رسانهها نشان داده که سبکش تنشآفرین و خودمحور است. هرچند این روش باعث تثبیت پایگاه وفادار شده، اما همزمان کشور را درگیر بحرانهای اقتصادی و سیاسی کرده و فرصتهای دیپلماتیک را محدود ساخته است.
یک ویژگی مشترک این دو سیاستمدار، سخنوری بیش از حد و کمگوشی است. ضربالمثل «زبان سرخ سر سبز را میدهد بر باد» دقیقاً وصف حال آنهاست: حرف زدن بیمحاسبه باعث از بین رفتن فرصتها، اعتبار و حتی امنیت میشود. برعکس، کسی که بیشتر گوش میدهد و کمتر حرف میزند، اطلاعات دقیقتر جمع میکند و تصمیمهای بهتری میگیرد.
در سیاست، متانت و صبر همانند سرمایه است. البته شاید پرخاشگری در کوتاهمدت ممکن است جذاب و تأثیرگذار به نظر برسد، اما قدرت واقعی در توانایی گوش دادن، تحلیل موقعیت و تصمیم درست است. تجربه ترامپ، اردوغان نشان میدهد که پرخاشگری و خودمحوری حتی اگر در ظاهر موفقیت ایجاد کند، در بلندمدت محدودکننده و آسیبزننده است.

نظرات