سرنگونی یا بقا؛انتخاب
نویسنده: گویا روشن ( گویا آیدین)
در سالهای اخیر، بحثها بر سر سرنوشت دولت ایران دائماً بین دو دیدگاه متضاد تقسیم شده است: یک گروه، بدون توجه به عواقب، خواستار برچیده شدن فوری آن است؛ گروه دیگر، از این میترسند که فروپاشی ناگهانی آن، کشور را به هرج و مرج و سلطه خارجی بکشاند.
برخلاف تصور رایج، دیدگاه دوم نه در مورد دفاع از دولت جمهوری اسلامی ، بلکه در مورد حفظ موجودیت و امنیت ملی آن است. تاریخ مدرن مملو از نمونههای غمانگیز انقلابهای شتابزده است: عراق پس از صدام، لیبی پس از قذافی و افغانستان پس از اشرف غنی. در این سه کشور، مردم در ابتدا به امید آزادی به خیابانها آمدند، اما فقدان یک ساختار جایگزین مستقل و مردمی منجر به افتادن سرنوشت آنها به دست قدرتهای خارجی و گروههای متحد شد.
در چنین سناریویی، فروپاشی دولت ایران میتواند فرصتی بینظیر برای صهیونیسم و سایر نیروهای مداخلهگر ایجاد کند که نه آزادی مردم ایران و نه حاکمیت ملی را در اولویت قرار میدهند. پیامدهای این روند احتمالاً غارت منابع، تجزیه سرزمینی و بیثباتی طولانی مدت خواهد بود.
بنابراین، اگر تغییر صرفاً جایگزینی یک حکومت با یک رژیم وابسته و فاسد باشد، حفظ حکومت جمهوری اسلامی ، گزینه اقتصادیتری است..
بنابراین؛ عاقلانهترین مسیر، پیشروی به سوی آزادی و کنار آمدن با جمهوری اسلامی در عین حفظ استقلال میهن و اجتناب از سناریوهای برنامهریزی شده کشورهای . خارجی است.

نظرات