آیا مشکل از دین است ؟ نویسنده: گویا روشن
.

.دین آینهای از حقیقت است؛ اما جهل آن را وارونه میکند
در جهانی که به نام دین جنگها در میگیرد، به نام خدا خون ریخته میشود و به نام پیامبران مردم از خانههایشان رانده میشوند، باید از خود بپرسیم: آیا مشکل از دین است؟ یا از تفسیرهای نادرست و جاهلانه آن؟ بسیاری، وقتی ظلم و ستم دولت یا یک گروه مذهبی را میبینند، به دین روی میآورند و آن را سرزنش میکنند. اما حقیقت، همانطور که مؤمنان، روشن و آگاه میدانند، این است: مشکل از دین نیست؛ از جهل است.
ایمان واقعی به یک دین محدود نمیشود.
من خودم هرگز یک مسلمان را در کنار یک مؤمن قرار نمیدهم. زیرا یک مؤمن، فراتر از نامها و ادیان، در قلب هر انسانی که به حقیقت، عدالت، صداقت و رحمت ایمان دارد، میتپد.
یک مؤمن میتواند مسلمان، مسیحی، یهودی، زرتشتی یا حتی فردی ناشناس در یک قبیله دورافتاده باشد، اما اگر قلبش پاک، اعمالش نیک و نیتش درست باشد، در نزد خداوند عزیز و محترم است..
قرآن نیز میفرماید:
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالنَّصَارَىٰ وَالصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا...
بیگمان کسانی که ایمان آوردهاند، و یهودیان و مسیحیان و صابئین؛ هر که به خدا و روز قیامت ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد، پاداش او نزد پروردگارش است.
(سوره بقره، آیه ۶۲)
کتابهای آسمانی حقیقت واحدی را بیان میکنند.
اگر کسی واقعاً به خداوند متعال ایمان داشته باشد، کلام او را در تورات، انجیل، زبور و قرآن خواهد یافت. این کتابها، هر کدام در زمان و زبان خود، یک پیام واحد را به بشریت رساندهاند:
پیام ایمان، عدالت، مهربانی، بخشش و دوری از ظلم است.
پیامبران نیامدند تا برای ما دیوار بسازند؛ بلکه آمدند تا راه را به ما نشان دهند. اما ما به جای دیدن راه، به دیوارها چسبیدهایم.
همانطور که تاریخ به ما میگوید،
دین همیشه ابزار قدرت در دست نادانان بوده است.
وقتی دین، به جای اینکه ستاره هدایت باشد، به ابزاری برای قدرت، سلطه و تعصب تبدیل میشود، فاجعه آغاز میشود.
صلیبیها به نام مسیح جنگیدند، در حالی که او پیامآور عشق بود. تکفیریها به نام اسلام سر بریدند، در حالی که او پیامبر رحمت بود.
حتی امروز، برخی از دولتها هنوز هم به نام دفاع از مردم یا دین خود، مردم بیدفاع را قتل عام میکنند.
بنابراین باید بپرسیم:
آیا مشکل دین است؟ یا جهل، تعصب و دروغهایی که به نام دین فروخته میشوند؟
یک مؤمن واقعی دوست مظلوم است؛ نه ابزار ظالم.
یک مؤمن آگاه در برابر ظلم، چه از دین خود و چه از بیگانه، سکوت نمیکند. او نمیپرسد که قربانی چه دینی دارد، به چه زبانی صحبت میکند یا از کدام کشور آمده است. او فقط میپرسد: آیا حق او پایمال شده است؟
اگر دین نتواند ما را به این نقطه از آگاهی انسانی برساند، تنها مجموعهای از آداب و رسوم و کلمات است، نه ایمان زنده.
پس نتیجه میگیریم که؛ مشکل در دین نیست؛ ریشه در جهل است.
دین، در ذات خود، نور است. تورات، انجیل، مزامیر و قرآن، همگی بازتاب کلام الهی هستند، اما وقتی این نور بر چشم نابینا یا قلب بستهای میافتد، دیگر روشن نمیکند؛ میسوزد.
از آن جهلی که دین را حفظ میکند اما وجدان را فراموش کرده است؛ که شعر میخواند اما برای عدالت نمیتپد؛ که نام خدا را فریاد میزند اما در خدمت شیطان است.
ایمان فقط در کلمات نیست، بلکه در ایستادن در کنار مظلوم، گفتن حقیقت و زندگی با عدالت است.
و مؤمن، در هر دینی که باشد، نوری است که با ظلم سر و کار ندارد.
نظرات