از این غم درونی خستهام.
از این غم درونی خستهام نویسنده: گویا روشن غم بخش جداییناپذیر تجربه انسانی است. هیچ زندگی عاری از غم، فقدان یا ناامیدی نیست. با این حال، در دنیای امروز، غم اغلب نادیده گرفته میشود یا پشت نقابی از لبخند و سکوت پنهان میشود. بسیاری ترجیح میدهند غم خود را پنهان کنند، نه به این دلیل که آن را احساس نمیکنند، بلکه به دلیل فشارهای اجتماعی و انتظارات ناگفته. اینجاست که خستگی آغاز میشود، خستگیای عمیقتر از خود غم. پنهان کردن غم نیاز به تلاش مداوم برای کنترل خود دارد. فرد مجبور میشود احساسات واقعی خود را تعدیل کند، واکنشهای خود را بسنجد و همیشه مراقب باشد که هیچ نشانهای از ضعف نشان ندهد. این وضعیت به تدریج انرژی ذهنی را تحلیل میبرد. غم ابراز نشده به صورت تنش درونی، کسالت، اضطراب یا تنهایی بروز میکند. در چنین شرایطی، ممکن است فرد در ظاهر خوب به نظر برسد اما در درون احساس پوچی عمیقی داشته باشد. این پنهانکاری تا حد زیادی از مفهوم "قدرت" در جامعه ناشی میشود. قدرت اغلب با سکوت، تحمل و ادامه دادن بدون شکایت تعریف میشود. در نتیجه، ابراز غم به عنوان نشانه ناتوانی یا ضعف تلقی می...