جنگ، قدرت و حقیقتی که پنهان نمیماند- نویسنده: گویا روشن
جنگ، قدرت و حقیقتی که پنهان نمیماند
گاهی تاریخ چهره واقعی سیاستمداران را خیلی دیر نشان میدهد. بسیاری از مردم در ابتدا نمیدانستند دونالد ترامپ واقعاً چه نوع سیاستمداری است. او خود را مردی قدرتمند، تصمیمگیر و مدافع امنیت معرفی میکرد؛ اما با گذشت زمان، بسیاری از واقعیتها آشکارتر شد.
یکی از روشهای قدیمی سیاست قدرت در جهان، ایجاد اختلاف میان دولتها و ملتهاست. زمانی که افکار عمومی درگیر دشمنیها، ترسها و جنگها شود، کمتر کسی به پشت پرده تصمیمها نگاه میکند. در چنین شرایطی، جنگ نه تنها به عنوان یک بحران، بلکه به عنوان ابزاری برای پوشاندن اشتباهات و حتی فسادهای سیاسی نیز استفاده میشود. تاریخ بارها نشان داده است که برخی رهبران برای حفظ قدرت یا پنهان کردن مشکلات داخلی، بحرانهای خارجی میسازند.
در دوران ریاستجمهوری ترامپ، خاورمیانه یکی از مهمترین صحنههای این سیاست بود. منطقهای که دهههاست از جنگ، بیثباتی و رقابتهای قدرت رنج میبرد. تصمیمهای ناگهانی، سیاستهای تهاجمی و تشدید تنشها باعث شد که بسیاری از مردم این منطقه دوباره بهای سنگینی بپردازند؛ بهایی که اغلب با خون مردم عادی پرداخت میشود، نه سیاستمداران.
یکی از نکاتی که بسیاری از مسلمانان را عمیقاً آزرده کرد، همزمانی برخی از این خشونتها با ماه مبارک رمضان بود؛ ماهی که برای میلیونها انسان در سراسر جهان، زمانی برای عبادت، آرامش، بخشش و پرهیز از خشونت است. در فرهنگ اسلامی، رمضان نه فقط یک مناسبت دینی، بلکه نمادی از مهربانی، همدلی و توقف کینههاست. با این حال، در همان زمان نیز صدای جنگ و خبر مرگ انسانها در منطقه به گوش میرسید.
برای بسیاری از مردم خاورمیانه، این اتفاقات تنها تصمیمهای سیاسی نبودند؛ بلکه نشانهای از بیتوجهی عمیق به جان و کرامت انسانها تلقی شد. وقتی بمبها بر سر مردم فرود میآیند، آنها به سختی میتوانند باور کنند که جانشان در محاسبات قدرتهای جهانی ارزشی دارد.
از سوی دیگر، سخنان و سیاستهای ترامپ درباره مسلمانان نیز واکنشهای زیادی برانگیخت. بسیاری معتقد بودند که لحن و تصمیمهای او، از جمله محدودیتهای مهاجرتی برای برخی کشورهای مسلمان، تصویری از بیاعتمادی و حتی دشمنی نسبت به مسلمانان ایجاد کرد. چنین سیاستهایی نه تنها شکافها را عمیقتر میکند، بلکه احساس بیعدالتی را در میان میلیونها انسان تقویت میکند.
اما یک حقیقت مهم وجود دارد: در دنیای امروز، حقیقت دیگر به سادگی پنهان نمیماند. مردم آگاهتر از گذشتهاند. رسانهها، شبکههای اجتماعی و تجربههای مستقیم ملتها باعث شده است که روایتهای رسمی همیشه پذیرفته نشوند. بسیاری از مردم اکنون میپرسند: چه کسی از جنگ سود میبرد و چه کسانی بهای آن را میپردازند؟
واقعیت تلخ این است که در بیشتر جنگها، مردم عادی قربانیان اصلی هستند. کودکانی که آیندهشان نابود میشود، خانوادههایی که خانههایشان را از دست میدهند و نسلهایی که با خاطره خشونت بزرگ میشوند.
شاید مهمترین پرسش این باشد: آیا جهان میتواند روزی از این چرخه قدرت و جنگ خارج شود؟ یا سیاست همچنان به همان بازی قدیمی ادامه خواهد داد؛ بازیای که در آن قدرتمندان تصمیم میگیرند و مردم عادی هزینه آن را میپردازند؟
تاریخ نشان داده است که قدرت موقتی است، اما رنج انسانها در حافظه ملتها باقی میماند. رهبران میآیند و میروند، اما خونهایی که در زمین ریخته میشود، پرسشی دائمی برای وجدان بشریت باقی میگذارد.

نظرات