مهاباد، خانه قلب من نویسنده: گویا روشن


 مهاباد، خانه قلب من

مهاباد فقط شهری نیست که روی نقشه وجود داشته باشد؛ با ریتم ملایم قلب من می‌تپد. هر کوچه خاطره‌ای را در خود جای داده، هر صبح نوری تازه به ارمغان می‌آورد و هر عصر خاطرات شیرینی را زمزمه می‌کند. مهاباد برای من فقط یک نام نیست ، بلکه یک حس است... حسی از خاک، از صدا، از عشق.

این خانه با روح من گره خورده است. اگرچه خاطرات تلخی را  نیز به همراه دارد، اما زیبایی آن در ذهنم زنده‌تر از همیشه باقی مانده است.

هنوز می‌توانم صدای مادرم را بشنوم که در کوچه طنین‌انداز می‌شود، بوی غذایی را که هیچ کس دیگری نمی‌تواند به همان روش بپزد، صدای برادرانم، خنده کودکان و بازی‌های بی‌خیال آنها را بشنوم. این مهاباد من است.

هر خیابان و هر کوچه باریک پر از خاطرات ناب و ساده است: بازی‌هایی که تا پاسی از شب ادامه داشت، مادرم مرا به خانه صدا می‌زد و دستی که به آرامی گرد و غبار را از صورتم پاک می‌کند. حتی اکنون، وقتی چشمانم را می‌بندم، هنوز هم می‌توانم آن صدا را بشنوم ، نرم، مهربان و پر از آرامش. 

با نزدیک شدن به عید، خانه جان می‌گرفت. خورشید هنوز طلوع نکرده بود، اما چراغ‌های آشپزخانه روشن بود. مادرم غذای جشن را آماده می‌کرد. عطر برنج و سبزی تازه، آمیخته با صدای آب روان، حیاط و قلب خانه را پر می‌کرد و نوید یک روز خاص را در پیش رو می‌داد. این لحظات ستون‌های روح من هستند ،  ستون‌هایی که حتی اگر یک عمر دور از خانه باشم، زنده و مسحورکننده باقی می‌مانند.

و پیک‌نیک‌ها... آن صبح‌های خنک با پدر و برادرانم، خنده‌های گاه‌به‌گاه، دویدن آزادانه روی چمن در زیر سایه‌های بلند صبحگاهی.
زیارت‌های همراه با مادرم ، که از زیباترین لحظات زندگی من. بودند  پدربزرگ و مادربزرگم، قلب خانواده‌مان، خنده‌های خاله هایم، گفتگوهای گرم دایی‌هایم،  پسر و دختر دایی هایم... همه آنها بخشی از وجود من هستند. هر عطر، هر صدا، هر حرکتی مانند رشته‌ای است که مرا به سرزمین مادری‌ام متصل می‌کند. حتی سال‌ها دوری نتوانسته است این پیوند را بشکند.

مهاباد برای من فقط یک شهر نیست. مهاباد خانه‌ی قلب من است. خانه‌ای که هر صبح، هر جشن و هر لبخند عاشقانه‌اش پر از نور و زندگی بود. سرزمینی که حتی پس از سال‌ها جدایی، آن را از طریق عطر خاکش، عطر غذایش و صدای مادرم به یاد می‌آورم.

و شاید دقیقاً همین فاصله است که این خاطرات را بسیار ارزشمند می‌کند. هر وقت به مهاباد فکر می‌کنم، قلبم تندتر می‌زند و به من یادآوری می‌کند که خانه‌ی واقعی همیشه در قلب یک فرد زندگی می‌کند،  هر کجا که باشد.

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

سکوت و همدستی در جنایت

مرد هزار چهره خاورمیانه

پروژه‌های تفرقه‌افکنانه ترامپ در خاورمیانه