گناه سکوت: وقتی حقوق بشر خواب است. نویسنده: گویا روشن
گناه سکوت: وقتی حقوق بشر خواب است
انسان بودن صرفاً داشتن دو دست و دو پا نیست. انسان بودن به معنای توانایی احساس درد دیگری است، حتی اگر او را نشناسیم. یعنی وقتی میدانیم کسی رنج میکشد، سکوت نمیکنیم. به معنای پنهان نکردن حقیقت است، حتی وقتی پرهزینه باشد.
زمانهایی هست که هرگز کسی را حضوری ملاقات نکردهایم، اما وقتی با او ناعادلانه رفتار میشود، احساس دلشکستگی میکنیم. این همدلی، صرف نظر از ملیت، مذهب یا مرز، نشانهای از زنده بودن انسانیت است. اگر قلبهای ما هنوز به رنج دیگران واکنش نشان میدهند، پس ما هنوز انسان هستیم، حتی اگر جهان به آن انسانیت پشت کرده باشد.
با این حال، برخی از نهادهای حقوق بشر، که قرار است نگهبانان عدالت باشند، به اندازه کافی به رنج گسترده مردم واکنش نشان نمیدهند. این جهل نیست؛ بلکه یک انتخاب است. انتخابی در مورد اینکه کدام بحرانها را ببینیم و کدام را نادیده بگیریم. کدام قربانیان را برجسته کنیم و کدام را به حاشیه برانیم.
برای مثال، وقتی قانونی در افغانستان تصویب میشود که عملاً خشونت علیه زنان و دختران را قانونی میکند. وقتی کودکان در یمن از گرسنگی میمیرند. وقتی اقلیتها در میانمار به دلیل هویتشان قتل عام میشوند. وقتی مردم فلسطین سالها زیر آتش دشمن جان خود را از دست میدهند. وقتی یهودیان قربانی یهودستیزی میشوند. «یهودیت و صهیونیسم هیچ ارتباطی با یکدیگر ندارند.» وقتی جنگ و خشونت در سودان جان انسانها را میگیرد. وقتی مردم در سراسر جهان مورد ظلم قرار میگیرند..
و وقتی سکوت عمیقی در برابر چنین رنجی وجود دارد، آن سکوت دیگر یک اشتباه موقت نیست. بلکه بخشی از سیستم میشود. سکوت ساختاری نوعی همدستی است. کسانی که در برابر بیعدالتی که از آن آگاه هستند سکوت میکنند، ناخودآگاه به ادامه آن کمک میکنند. سکوت فرار از مسئولیت است.
گاهی اوقات هشدارها کافی نیستند. زیرا دانش به تنهایی مهم نیست. آنچه مهم است اراده برای تغییر است. سکوت در برابر ظلم یک انتخاب اخلاقی است. انتخابی که آسایش شخصی را بالاتر از کرامت انسانی قرار میدهد.
سازمانهای بزرگ حقوق بشر موظفند حقیقت را به صراحت بیان کنند. اگر آنها به عدالت متعهد هستند، نباید درگیر امتیازات سیاسی و بازیهای قدرت شوند. گزارش دادن کافی نیست؛ آنها باید صدای قربانیان را تقویت کنند تا هیچ مقامی نتواند آنها را نادیده بگیرد.
سکوت در برابر ظلم نه تنها سلب قدرت میکند، بلکه غیراخلاقی است. درد وقتی دیده میشود اما جدی گرفته نمیشود، عمیقتر میشود. اگر حقوق بشر واقعاً جهانی است، باید به طور مساوی برای همه و در همه جا اعمال شود - نه به صورت گزینشی، نه تبعیضآمیز و نه مطابق با منافع قدرتمندان.

نظرات