دلیل شبهای بیخوابیام - نویسنده: گویا روشن
دلیل شب های بی خوابی ام. اغلب از خودم میپرسم: «چرا تقریباً هر شب نمیتوانم خوب بخوابم؟» مخصوصاً وقتی سکوت مطلق حکمفرما میشود و دنیا در تاریکی فرو میرود. آن وقت چیزی در اعماق وجودم بیدار میشود. انگار شب زمانی است که باید با خود واقعیام، با خاطراتی که سالهاست در قلبم دفن کردهام، روبرو شوم. اغلب از خودم میپرسم: آیا بیخوابی من نشانهای از ترس از عدالت الهی است؟ آیا از روزی که باید برای هر لحظه از زندگیام پاسخگو باشم، میترسم؟ هرچه بیشتر به این سوال فکر میکنم، بیشتر متوجه میشوم که اینطور نیست... زیرا حضور خدا مرا نمیترساند. آنچه واقعاً مرا شبها بیدار نگه میدارد، کودک درونم است که هنوز زنده است. کودکی که یاد گرفت دردش را در چشمان دیگران پنهان کند، زیرا میدانست هیچکس او را نخواهد فهمید. کودکی که اشکهایش را قورت میداد، زیرا مطمئن بود هیچکس دلش برایش نمیسوزد. کودکی که حتی قبل از بزرگ شدن، رنج، ترس و تنهایی را میشناخت. با گذشت زمان، موهایم کمکم سفید شد و تجربیات زندگیام غنیترشد.آدمهای زیادی وارد زندگیم شدند و رفتند، اما کودک درونم آرام در گوشهای ماند، همچنان سرکوب...