آدمهایی که هیچ جنایتی نکردند، اما تا آخر عمر مجازات شدند- نویسن ه: گویا روشن
آدمهایی که هیچ جنایتی نکردند، اما تا آخر عمر مجازات شدند
همهٔ زندانیان پشت میلهها نیستند.
برخی از انسانها هرگز جرمی مرتکب نشدهاند، اما سالهاست که مجازات میشوند. نه دادگاهی برایشان تشکیل شده، نه قاضی حکمی صادر کرده و نه فرصتی برای دفاع از خود داشتهاند. با این حال، محکوم شدهاند؛ گاهی به فقر، گاهی به تبعید، گاهی به تنهایی و گاهی به فراموشی.
کودکی که در میان جنگ متولد میشود چه جرمی مرتکب شده است؟ زنی که قربانی تعصب میشود چه گناهی دارد؟ مردی که به دلیل یک تهمت، آبرو و آیندهاش را از دست میدهد، کدام قانون را شکسته است؟ و مهاجری که خانه، خاطرات و بخشی از هویت خود را پشت سر گذاشته، به خاطر کدام جنایت باید هر روز بهای دوری و غربت را بپردازد؟
تاریخ پر از انسانهایی است که بیگناه مجازات شدند. بسیاری از آنان نه نامی در کتابها دارند و نه تصویری بر دیوارها. آنان قهرمان نبودند، حاکم نبودند و ارتشی در اختیار نداشتند. تنها انسانهایی بودند که در زمان یا مکان نامناسبی قرار گرفتند و تاوان تصمیمهایی را پرداختند که دیگران گرفته بودند.
شاید تلخترین بیعدالتی آن باشد که انسان نه به خاطر اعمال خود، بلکه به خاطر اشتباه دیگران مجازات شود. گاهی فرزندان تاوان اشتباه والدین را میدهند، گاهی ملتها بهای جاهطلبی حاکمان را میپردازند و گاهی فردی تنها به دلیل تفاوت در عقیده، زبان، قومیت یا باورش از حقوق طبیعی خود محروم میشود.
جهان همیشه عادل نبوده است. اما دردناکتر از بیعدالتی، عادی شدن آن است؛ زمانی که رنج بیگناهان دیگر کسی را متحجب نمیکند و مجازات قربانیان به بخشی از زندگی روزمره تبدیل میشود.
شاید بسیاری از ما نیز در بخشی از زندگی، جزو همین محکومان بیدادگاه بودهایم؛ انسانهایی که هیچ جنایتی نکردند، اما سالها مجازات شدند.
بسیاری از انسانها نه به خاطر کارهایی که کردهاند، بلکه به خاطر کارهایی که هرگز نکردهاند مجازات میشوند
شاید عادلانهترین پرسشی که میتوان از جهان پرسید این نباشد که چرا مجرمان آزادند؛ بلکه این باشد که چرا این همه بیگناه در حال تحمل مجازاتاند!

نظرات